یک رباعی کوتاهی ـ بلندی!

.

.

چشمان قشنگ و صورتی همچون ماه
بالاش بلــــــند و دست مـــــا هم کوتاه
با این منظر چـــــه می‌توان گفت به جز
لاحـــــــــول و لا قــــــــــوت الّـــــــــا بالله

.
.

/ 8 نظر / 31 بازدید
بیک

" (حسینا) راهت پُـــــر از خار و خَسک بی !" به تنبانت شپش یا مــــــارمولک بی ! به "کهریزک" نشد ، در "قصر" باشی ! خوراکت دائماً خُـــــــــــــرما خَرَک بی ! ........................................................... سلام تا تو باشی به گربه ی من نخندی

بیک

دیگه آسایش نداری بقول این قرتیا لینک شدی

حسین ناژفر

استاد حسین نژاد عزیز سلام وقتی در جمع حلقه ی رندان از نزدیک شما را دیدم ، احساس کردم برایم خیلی نزدیک و صمیمی هستی (نمی دانم آیا برای شما این حس چند بار بوجود آمده که شخصی را ببینی و انگار صد سال است که او را می شناسی ؟) ، به هر حال چون عاشق هایکو ، شعر کوتاه و رباعی که از نظر من کوتاه و دل نشین است ، با اجازه و غیابی شما را به همسایگی وبلاگ و سایتم در می آورم ، از حضور و نظر شما نیر بسیار خوشحال خواهم شد. مخلص شما حسین ناژفر

فریبا

از وبلاگ شما لذت بردم بازم سر می زنم مانا باشید[گل]

راشدانصاری

سلام خواندمت مرا نیز بخوان ادعونی استجب لکم...!! تا ببینم شمارا...