از ابتدا نمک... / شروع یک شعر ناتمام!

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/1f/Nizami_-_Khusraw_discovers_Shirin_bathing_in_a_pool.jpg
 خسرو آب تنی شیرین را در چشمه سار تماشا می‌کند
 این نگاره متعلق به نگارخانه هنر فریر از موسسه اسمیتسونین(بزرگ‌ترین موزه علمی-فرهنگی-تحقیقاتی جهان ) است.
عکس تزئینی است و مسئولیت ناموسی اش با خود نقاش است!

تا کجا نمک!

ای ورژن نخست تو از ابتدا نمک
می ریزد از سرت همه جا تا به پا نمک
همچون خیار شور ِ تر و تازه نازنین
می روید از لبت همه جا جا به جا نمک
شیرین منم چو رود پر از جوشش هراز
اما تو شور چون خزری تا کجا نمک
...

این شعر ناتمامی است که تازه شروع کرده ام حالا کی بشود تمامش کنم!

شما اگر دوست داشتید ادامه بدهید!

/ 20 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام . میخوام یه مکان امن بهت معرفی کنم که شاید خودت بشناسی. اگر نمیشناسی پاش بیا . یک کم توش چرخ بزنی تریپ کار می آد دستت. اگر هم که اونجا هستی که هیچ. www.kalkade.com اگر فیل.تر بود. www.magilasim.info یا .... www.filternakonjaakesh.info عزت زیاد.

رویا

سلام چرا عباس؟ مگه من چي گفتم؟ جز اينكه از بي طرف نبودن سيما گفتم؟ جز اينكه دلم گرفته از قضاوتهايي كه فقط خدا حقش را داره؟

مهسا كلانكي

خطاب به عباس حسين‌نژاد عزيز حق با شماست، بچه‌ها بزرگ مي‌شوند اما اميدوارم آن روز نسل ما را به دليل سرنوشتي كه برايشان رقم زده‌ايم سرزنش نكنند

علیرضا روشن

عرق ِ شور ِ روان از زیر ِ بغل ماسیده‌ به پیرهن از ازدیاد نمک شیرین از پیش مهین بانو راه درازی را طی کرده بوده است و حتما عرق کرده بوده است و شوری از تن می‌زدوده است در آن رود که خسرو سر می‌رسد و به به گویان و مخفیانه یک دو دید مختصر می‌زند. بیت بالا در راستای لزوم شوره زدایی از تن شیرین خانم صادر شد!

لی لی

مگه با اینهمه نمک جایی برای حرفی باقی می ماند؟!!

مسیح

چند بیت این شعر را هم ما می گوییم: . . لختی به موی نداشته ام می کنم نگاه گفتند سر طاس را می کند دوا نمک ! . کوتاه شد زلف سیاه امیدم ، حکایتی است بر التیام این زخم ناسور ما نمک . شب رفت و روز رفت و روزگار رفت از زندگی هم رخت بسته ، آه نمک ! . شوری است بر لب شیرینت ای نگار مسواک نداری بزن به آن دندانها نمک ! . [نیشخند] . . . [گل][گل][گل] [خداحافظ][خداحافظ]