# داستان_مینی_مال

یک داستان مینی‌مال برای مردان جنگی که به آنان بدهکاریم!

شهید اولین خشونت اسلحه را، فارغ از ترساندن مربیان میدان تیر، وقتی احساس کرد که لگد محکمی از تفنگ ژ-3 خورد  ... ادامه مطلب
/ 17 نظر / 34 بازدید

که یار ما چنین کرد و چنان کرد / نمی شه همه اش را گفت که!

اینها  همان داستانهای برگزیده های جشنواره طنز مکتوب امسالند و اینکه خبری در فارس درج شده به این شرح: جایزه نفر ... ادامه مطلب
/ 40 نظر / 18 بازدید

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند؟/ آن هم به این خوشمزه گی!

یک  هیأت داوران سومین جشنواره سراسری طنز مکتوب، با احترام به همه آثار و پدیدآورندگان، آرای نهایی خود را به شرح ... ادامه مطلب
/ 35 نظر / 16 بازدید

ای رستم ِ همسایه دیوار به دیوار/ دستتو نده به من، نپر این ور دیوار!

یک جوجو بدون پیشی می میره! دو مارها و قورباغه ها مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها از این نابسامانی بسیار ... ادامه مطلب
/ 19 نظر / 10 بازدید

پولامو رو هم می‌زارم و... تو رو به یادم میارم و...!

یک عاشقانه ناآرام برای سال سگ! قصد ازدواج داشت. تغییراتی در وضعیت جسمی‌اش دیده‌بود که فرا رسیدن زمان ازدواجش را نوید می‌داد. از ... ادامه مطلب
/ 19 نظر / 17 بازدید