اکبر نبوی و یک شاهکار در شعر طنز و حکایت عمه و عمو!

خب البته ما هم از دخالت بیگانگان که برای ما شده‌اند دایه‌های مهربان‌تر از مادر، شاکی هستیم زیاد!
ما هم از این همه افراطی‌گری ‌های دو طرف به خصوص آن طرف!! دلمان گرفته! به همین سوی چراغ کم مصرف!
ما هم از این اوضاع اعصاب معصاب هم نداریم که!

و اما
آدم‌ها انگیزه دارند برای کارهایی که انجام می‌دهند و انگیزه آدم‌ها برای کارهایی که انجام می دهند متفاوت است و این تفاوت در انگیزه ها در کارهایی که آدم ها انجام می ‌دهند منجر به بروز چیزهایی می شود که خب، بعضی مواقع سبب ایجاد خنده می‌شود و گاهی سبب گریه!

اتفاقی که در اینجا افتاده و انگیزه‌اش را هم نمی‌دانیم معلق است بین خنداندن و گریاندن، یعنی خبری که در خبرگزاری مهر منتشر شد و سایت های مختلفی آن را نقل کرده اند مبنی بر این که آقای اکبر نبوی از حوادث اخیر و دخالت بیگانگان در ماجرای به ویژه فضاحتی که در روز عاشورا در خیابان های تهران به وجود آمده شاکی هستند و این شکایت منجر به آفرینش شعری شد که اصل خبر و شعر در زیر می آید:

اکبر نبوی شاعر و منتقد ادبی و سینمایی در محکومیت حوادث اخیر و به ویژه دخالت بیگانگان در حوادث داخلی ایران شعری طنزپردازانه سرود.

به گزارش مهر، اکبر نبوی شاعر و منتقد ادبی و سینمایی در محکومیت حوادث اخیر شعری طنز سروده که در پی می‌آید:


هـــو
شب از آئینه نفرت را بسی هست
چرا وحدت؟ چو کثرت را بسی هست
چرا وحدت ، سبکبالی، مگر ما
مغازه می‌توانیم بست اینجا؟

تمام رزق ما از اختلاف است
و مرگ سود ما از ائتلاف است
چرا وحدت؟ که سرو سرفرازی است؟
برو این حرفها هم بچه بازی است
"برو این دام بر مرغی دگر نه"
که زاغک را بود پست آشیانه
مگر ما مرغکان عقلی نداریم؟
بجز حرف شما نقلی نداریم؟
مگر این دشت عالی عیب دارد؟
مگر این روز و سالی عیب دارد؟
که هر دم قاف را بر ما بخوانید
و عشق وصل را اولی بخوانید
همین چند روزه عشقی بی بدیل است
برو جانم که نقدمان دلیل است
مگر ما پیشه‌ای دیگر نداریم
که بر حرف شما گردن گذاریم؟
از آن روزی که ما خنجر کشیدیم

به روی مام میهن شر کشیدیم
از آن روزی که محراب شقایق
به روی موج دریا همچو قایق
گرفتار و لبش دندان گرفته است
و اشک خویش را پنهان گرفته است
حساب سود ما از حد فزون است
نمی دانی! چو از فکرت برون است
بیا از دل غم مردم برانیم
غم نان و غم گندم برانیم
همین حق نمک! افسانه باشد!
ولی زخم از قفا مردانه باشد!

هوای رستم آسایی نداریم
شغادی پست‌، بالایی نداریم
بیا تا از عموجان فر بگیریم
و یا از عمه جان دفتر بگیریم
به جان عمه‌ای کز جان عزیز است
شراب جان شکارش از مویز است
که ما مامور حکم عمه جانیم
سراپا شور حکم عمه جانیم!
شراب عمه جان را با عمو جان *
بنوشیم و بگوشیم، چیست فرمان!

* * *

به ما گویید دست از هم بداریم
ولی غافل که ما فرمان گذاریم
تو اصلاً رمز این فرمان ندانی
و هرگز شیوه پیمان ندانی
اگر ما بر سر هم چوب داریم
و یا پتکی چو آهن کوب داریم
تصور می‌کنید ما بی‌شعوریم؟
و یا از حکم عمه دور دوریم؟
به موی عمه‌جان در اشتباهید
ز ما این چهره؟ بی شک بر گناهید
یکی طومار عمه در بر ما

عمو را شیوه‌اش پیغمبر ما!
در این طومار شیرین گر بدانی
دو فرمانِ خطیر است و نهانی
یکی فرمان برای این وری‌ها
و دیگر هم برای آن وری‌ها
شماها ساده و خوش باورانید
هنوز از نسل مهر و خاورانید
که ما را دشمن هم می‌شناسید
شبیه کسره و ضم می شناسید
به جان عمه جان! بر یک مسیریم
به ظاهر جنگ، اما یک صفیریم
به فرمان آمده ایران بمیرد
و دیگر بوی آرامش نگیرد
یکی از رای مردم شعله سازد
یکی از دین و ارزش جمله سازد
بیاویزند با هم هر شب و روز
دراندازند آتش با تب و سوز
به فرمان آمده رستم بگیرید

و جان زال را با غم بگیرید
به فرمان آمده سهراب جان را
همان مهر و همان مهتاب جان را
ز ریشه کند باید سرو جانش
نباید تا بپاید سرو جانش

مگر ما عمه جان را عیب داریم؟
که فرمان عزیزش را گذاریم؟
اگر ایران ما ویران پسندد
پسندیم آنچه آن جانان پسندد
به روی حرف او حرفی نباشد
بجز مژگان او طرفی نباشد
فدای خال ابرویش شویم ما
فدای تاب گیسویش شویم ما
خدا از عمه جان بویی رساند
و یا از زلف او مویی رساند

که تا حکمش بتابد بر شمایان
ببینیدش سراپا مهر تابان!

--------------------------------

* مراد از عمه انگلستان و غرض از عمو آمریکا می باشد!

منبع شعر<<
:::

حالا با تصریح بر این نکته که چه اصراری است برادر من! برای سرودن شعر آن هم شعر طنز آن هم به زور؟ و آن هم این‌جوری الکی و در راستای یک سوال چندگزینه‌ای :
چه کسی چه کسی
را به طور عمد یا غیر عمد و به طور شانسی مسخره کرده‌است:

  1.  شاعر شعر را، شاعر طنز را، شاعر خبرگزاری مهر را، شاعر بیگانگان را، اشاعر فریب خوردگان اغتشاشگر را، شاعر عمه را، شاعر عمو را
  2.  خبرگزاری مهر شعر را، خبرگزاری مهر طنز را، خبرگزاری مهرشاعر را، خبرگزاری مهربیگانگان را، خبرگزاری مهر فریب خوردگان اغتشاشگر را، خبرگزاری مهر عمه را، خبرگزاری مهر عمو را
  3.  همه موارد بالاشاعر را، همه موارد بالا خبرگازی مهر را، همه موارد بالا شعر را، همه موارد بالاطنز را، همه موارد بالا به صورت ضربدری خودشان را،  همه موارد بالابیگانگان را، همه موارد بالا فریب‌خوردگان اغتشاشگر را، همه موارد بالاعمه را، همه موارد بالاعمو را
  4. این شعر را اکبر نبوی نگفته‌است و صرفاً یک اشتباه تایپی بوده است!!
/ 16 نظر / 318 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروغ

معتقدم مارک نبوی فقط ابراهیمش خوب است!!!!

inmorix

حالا مجبور بوده این شعر رو بگه....اونم با این ادبیات مسخره....آبروی شعر فارسی رو برد!

مسیح

سلام ای ابا سارا ! . . اهل البیت خوبند همه ؟ .. . راستی چند بیتی را هم در رثای نمک سرودیم و همراهی کردیم دو غم "نمک" و "سرطاسی" ات را !!![چشمک][نیشخند] . . . البته پیشونی بلند هم اسم خوبیه !. . . شاد باشید همیشه، 4تائیتون با همدیگه . . [گل][گل][گل] [خداحافظ][خداحافظ]

مریم

واقع بین اگر باشیم : "ظهر عاشورا فضاحت نبود. حماسه مردمی بود! فضاحت این شعر بود و این همه کاسه لیسی!"

داداش

از رفيق حدادعادل و عضو شوراي سردبيري خبرگزاري فارس جز اين هم انتظاري نيست. بنازم به لينک فرهنگي و هنري فارس نيوز..

آژیراک

شاعر ، شاعر را ، از سر نادانی .

آژیراک

شنيدم گفته است شعري به لحظه كه كاسه ليس زند از ته، به شخصه تمام گفته ها و نثر عالي همش خزعبلس ، البت به غمزه ما نه عمه شناسيم نه عمو را ما نه كاسه بليسيم نه سبو را براي دلبري در نزد بابا ن...ینیم ما به نظم، از سمت بالا !!

اکبر نبوی

سلام . من اکبر نبوی هستم . از همه‌ی دوستانی که در باره‌ی شعر ک بنده اظهار نظر کرده‌اند سپاسگزارم . پایدار باشید

من

آره به خدا یکی نیست بگه اکبر آقا نونت کم بود آبت کم بود شعر گفتنت چی بود شعرو که خوندم فقط دلم برای مظلومیت امام حسین سوخت

دروغگوی خوش حافظه

ضمن تبریک تولد سارا کلا می گویم بیاییم همه اش را مسخره بازی در بیاوریم یعنی اینکه بیاییم جلوی تلویزیون - فرقی نمی کند. صدا و سیما یا ماهواره- بنشینیم و شکلک در بیاوریم. ادایشان را در بیاوریم. نکند ادای باباهایمان را در آوریم 30 سال پیش