ای رستم ِ همسایه دیوار به دیوار/ دستتو نده به من، نپر این ور دیوار!

یک

جوجو بدون پیشی می میره!

دو

مارها و قورباغه ها

مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند
تا اینکه قورباغه‌ها علیه مارها به لک لک‌ها شکایت کردند
لک لک‌ها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغه‌ها از این حمایت شادمان شدند
طولی نکشید که لک لک‌ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه‌ها
قورباغه‌ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک‌ها کنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند
مارها بازگشتند ولی اینبار همپای لک لک‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها کردند
حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند
ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است !
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !!؟؟

پس نوشت:

یک: ظاهرن این داستان در ایمیل ها دارد  دست به دست می شود و خانم میز هم که در وبلاگشان گذاشتند و من نیز...!

دو: چرا برداشت سیاسی می کنید از این داستان به این سادگی؟!سه: اصلن هم سیاسی نیست که!
چاهار: از این همه تحول اقتصادی آدم چه حالی می کند در روزگار ِ گل و بلبل!

پنج(بسیار بی ربط!!):

/توقف موقت مالیات بر ارزش افزوده با دستور رییس‌جمهور/
گزارشی از اجرای ضربتی قانونی که ‌١٨ روزه دوام آورد>>

پنج: باز هم به طلافروشان مملکت  که با بستن بازار ثابت کردند که آقا یک قانون در این مملکت اشکال دارد!

سه

این آقای لاریجانی کلن آدم مطلع و بامزه ای است در بحث بازار و قیمت ها!

ایسنا گزارش داده از دیدار رئیس مجلس با دانشجویان در شیراز:

لاریجانی در پاسخ به سوال یکی دیگر از دانشجویان در توضیح 100 میلیون تومان که به «فقیرترین مسوولان کشور» پرداخت می‌شود، اظهارکرد:« در این قضیه منصفانه فکر کنید. ما دنبال مخفی‌کاری نبودیم. من خود حتی یک ریال هم از مجلس دریافت نکردم.»

وی گفت:« وقتی یک نماینده از استان خود به تهران می‌آید، نه جا و نه مکان دارد. کاری که ما کردیم این بود که وامی به آنها بدهیم تا خانه‌ای اجاره کنند؛ چرا که یک خانه 120 متری در تهران 60 تا 70 میلیون تومان قیمت اجاره‌اش بود. شما که بهتر از ما اطلاع از وضعیت مسکن در تهران دارید.»

چاهار

یک مینی مال تاریخی(2)؛ رستم و همچنان سهراب!

سهراب پیامک فرستاد:
«بابا جان! پس کی می آیی که تو را ببینم؟»
رستم پاسخ فرستاد:
«من هم دوست دارم تو را ببینم پسرم. فقط فردا را باید با پهلوان سرزمین توران کشتی بگیرم بعد!»

پنج

سید ابراهیم نبوی؛ تکان دهنده ی ِ طنز ِ امروز ِ ایران در بستر بیماری است...
در این وبلاگ نوشته:

ابراهیم نبوی یا چنان که دوستانش او را خطاب می کنند داور سه روزست که در بیمارستان روی تخت خوابیده ، نه ‏مریضی به داور می آید گرچه که اگر مرض نداشت طنز نویس نمی شد، نه رختخواب به او می آید گرچه که اگر لازم ‏نبود لابد مجبورش نمی کردند و همان شب اول گذاشته بودند فرار کند. نه این جا بیمارستانی در بروکسل جای اوست ‏ولی چه کند که دیری است ماوای او شده است. در این مجموعه همه نادرست و نا به جا فقط یک چیز درست و به ‏جاست. ستون داور در انتظار او خمیازه می کشد، غر می زند، سفره اش خالی مانده و آن ها که عادت دارند صبحانه ‏را با طنز داور بخورند، حق دارند به روزگار فحش بدهند اما به "روز" نه... ادامه>>

شیش

نبوی و زرویی

بخشی از فیلم مصاحبه با  ابوالفضل زرویی نصرآباد است که به اتفاق امید مهدی نژاد انجام دادیم.

این فیلم را با موبایل گرفتم و بخشی است که جناب زرویی در تعریف از سید ابرهیم نبوی و نبوغ ذاتی او سخن می گوید. (البته پس از اجازه از استاد زرویی فیلم را گذاشتم!)
برای دیدن و دانلود فیلم در ویدئوگوگل روی عکس یا اینجا کلیک کنید!

 

 

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

ای ول . بسیار بسیار حال کردیم و خندیدیم ! در این روزگار که خودت را بکشی جز برای نالیدن دهانت تا ته باز نمی شود ، زبان کوچکیه مان هوایی خورد ! بسکه خندیدیم ! پایدار باشید و خندان![نیشخند]

رضا نادم

خوب فعالی برادر! دلمان برای دیدارتان تنگش شد بسی! خدا بگویم این عبدا.. نوری را چه کند. این یکی را نه ها! آن یکی را عرض میکنم!

باران

سلام جالبه .مثل اینکه اول دنبال تکیه گاه می گردی فقط ولی بعد نارو می خوری و یه ستون دیگه پیدا می کنه.مثه توپ اینقدر اینطرف واونطرفت می کنن. که آخر سر می گی بابا من زمینم خاکم شما بگین چی هستین ؟مردین نامردین؟

حاجی

گفتم(دفعه قبل) به نظرم آشنا می آد اسمتون... شما برای من یه نظر داده بودین و من هم اتفاقی دوباره نگام بش افتاد... بلافاصله گفتم احتمالا شما همونی هستید که با آقای زرویی مصاحبه کردید و تو ویژه نامه شعر طنز چاب شده...اومدم دیدم بعله ... ماشالا به حافظه بهر حال نمی دونم چه طور اسمتون برام آشنا بوده و چطور بین این همه مطلب یادم مونده... از قرار آدم معروفی هم نباید بوده باشید[چشمک]

عالی پیام (هالو)

مرسیکم الله

جوجو

ّّّّ ّپیشی گناه داره