ده روضه مینی‌مال برای حسین(علیه السلام)

روضه اول
می‌گفت حرم علی(ع) آستان عرش خداست و حرم حسین‌(ع) خود عرش خداست!
دارم به بحث علما و مراجع در باب کامل بودن نماز مسافر در حرم امام حسین(ع) و کربلا می‌رسم...

روضه دوم
می بینی منافات آرزوهای ما را با این قواعد علما؟
می گویند کربلا را وطن قرار ندهید!
عالمی از بزرگواران نیز می گفت کربلا تا ظهور حضرت حجت(عج) همین جوری است
آرامش درش نخواهد بود
کربلا در بلاست
و ما هی دلمان می خواهد کبوتر حرم بشویم؛ حرم کربلا!

 


روضه سوم
 حسین یک کلمه چهار حرفی ساده بود کاش، تا بار این همه نشدن بر دوش ما سنگینی نمی کرد...


روضه چهارم
مغازه دار اطراف حرم می گفت: مردم اینجا با پای علیل می روند داخل حرم و سالم بر می گردند، بی چشم وارد حرم عباس(ع) می شوند و با چشم بر می گردند، بدجوری اعتقاد دارند و جوابش را در جا می گیرند...
دل ما را می بینی آقا؟ سنگ و سنگین و خاموش! هی بردیمش به روضه ها و هی به عزای تو روی سینه مان کوبیدیم که دل را بیدار کنیم ولی نشد که نشد
می دانم آقاجان! اعتقاد ما کم است ضعیف است کم سو است...
چه کنیم که بضاعت ما همین است و تلخی ِ این بیچارگی به زبانمان هم سرایت کرده و هی دوست داریم حسین و عباس بگوییم تا کام مان شیرین شود...
یا کاشف الکرب عن وجه الحسین! إکشف کربی بحق اخیک الحسین

روضه پنجم
شهادت البته آبرو می خرد برای آدمی
آستان رفیعی است که هر کسی نصیبش نمی شود و بها می خواهد
حسین ولی آبروی شهادت شد و این نه شعار است که حقیقتی است که انکار نمی شود..
ببین خاک چه آبرویی پیدا کرده به عنوان  مثال، که به رغم حرمت خوردن از نظر علما، همان علما فتوا می دهند خاک تربت حسین(ع) را در کام کودک تازه به دنیا آمده بریزند و تبرک کنند روح و جانش را...

روضه ششم
کدام سو ایستاده ایم
پشت حسین یا روبه‌روی حسین؟



روضه هفتم
نامش را گذاشته‌اند اباعبدالله!
می‌دانی چرا؟
عبدالله کدام فرزند حسین است که کنیه، حضرتش را اباعبدالله است و این همه مشهور!
عبدالله نام همین فرزند شش ماهه است که بیشتر او را علی اصغر می‌خوانند...
در شهر کربلا برای یافتن مقام علی اصغر باید دنبال مقام عبدالله رضیع باشید...
می گفت دست کم نگیرید این شش ماهه باب الحوائج را!
در قرآن آمده که عیسی در مهد می فرماید:
 وَیُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِینَ و با خلق در گهواره سخن گوید بدان گونه که در سنین بزرگی، و او از جمله نیکویان جهان است. ﴿آل عمران: ۴۶﴾
مریم به اشاره حواله به طفل کرد، آنها گفتند: ما چگونه با طفل گهواره ای سخن گوییم؟
فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ ۖ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا ﴿٢٩﴾ آن طفل (به امر خدا به زبان آمد و) گفت: همانا من بنده خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود. قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا ﴿٣٠﴾ و مرا هر کجا که باشم مایه برکت (و رحمت) گردانید، و تا زنده ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد. وَجَعَلَنِی مُبَارَکًا أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا ﴿٣١﴾-مریم
علی اصغر آیا این‌گونه نبود؟ و نیست؟ فتأمل!

روضه هشتم
جوانی که ۱۹ تا ۲۵ سال(با توجه به روایات و تواریخ موجود) از عمرش را در خانه حسین سپری کرده چگونه جوانی می تواند باشد؟
گفتن از جوانی چون علی اکبر که در خانه سید جوانان اهل بهشت رشد کرده چقدر سخت و شیرین است!
چرا در باب حضرتش منابع موجود این قدر کم است؟
چرا برای الگو دادن به جوانان باید حرف‌های آسمانی ِ سخت ِ دیرفهم ِ غیرقابل تصور و عینیت نبخشیده زد در تعریف از مثلاً علی اکبر ِ حسین(ع)؟
تا کی تکرار حرف‌های دیگران بی‌تحقیق و بی تبیین و بی به روز کردن؟

Bein-ol-Haramein


روضه نهم
برادری هم برای خودش عالمی دارد!
برادر بخواهی مثال بزنی عباس(علیه‌السلام)!
یعنی تمام کرد ماجرا را در قبال حسین(علیه‌السلام)!
 می‌گفت: در برآوردن حوائج، حضرت عباس به سبب نداشتن مقام امامت برخی معذوریت‌ها را ندارد و به اصطلاح دستش بازتر است... (دریابیم!)

روضه دهم
حالا برای نوشتن روز دهم نه کلمه‌ای یاری می‌کند نه دلی!
حسین(علیه‌السلام) ِ شهید!
عباس(علیه‌السلام) ِ شهید!
زینب(علیهاالسلام) ِ اسیر!
کاروان سوخته...

در قرآنش فرموده: واتممناها بعشر...
عاشورا...

/ 15 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان

چقدر صف کبوتر ها قشنگ بود همیشه یه کپه کبوتر دیده بودم . از این مدل خیلی خوشم آمد. عبدالله را هم نمی دانستم خوب شد گفتید

محمد امین

انگار روضه‌های مینی‌مال بیشتر به دل می‌نشیند...

واثقی

احسنت براستاد....از دل برآمده بود وبر دل نشست

من!

بی خیال! کسی هست که فریاد رس امروز فرزندان ما باشد؟ کسی که دین و نان برایش هم معنی نباشد؟ بی خیال این حرفها. حسین هم خسته شده. من یقین دارم.

نگار

اولین روضه ای بود که خواندم.چیزی توی دلم شکست.خوش بحالت که این همه دلگرمی.

مهم نیست

سلام میام اینجا هر چند وقت نوشته هاتون صمیمیه برا همین دوست دارم بخونمشون از هر نوعشو وبلاگه سارا علی هم که حتما میرم البته وقتایی که دلم میگیره میام وبلاگ گردی!!! کاش انقد همه چی قاطی نمیشد کاش حرمتها شکسته نمیشد کاش انقد بعضیا دروغ نمیگفتن کاش حقیقت همیشه واقعیت داشت... و هزار تا ای کاش... کاش یه بار خدا از پایین به دنیا نگاه میکرد قبل از قیامت یه دخالتی تو کاره ادما میکرد! انقد آدما رو به حاله خودشون ول نمی کرد!!! دلم گرفته دلم عجیب گرفته است و دیگر هیچ چیز نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش و نه این صداقت حرفی که در سکوت میان این دو برگ گل شب بوست نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند و گمان می کنم این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد

سعید

نمی دونم تا کی می تونی انقدر بی خیال هیچی در مورد شهادت جوانان ایران به دست اراذلی که یک عمر باهاشون دم خور بودی باشی اما مطمئنم که یک روز از این کارت پشیمون می شی

سمیرا

فكر نميكني امام حسين براي مبارزه با ظلم قيام كرد و حالا.......؟!

inmorix

سلام....بعد از مدت طولانی هم وقت شد مطالب دوستانو بخونم و هم وبلاگمو به روز کردم.....شاد باشین و سلامت...

ریحانه

بسیار عالی...حزن را از دل به دیده آورد..جالبتر اینکه در عرب کنیه با نام پسر بزرگ گذاشته میشه در حالیکه علی اصغر فرزند کوچک است