پست های ارسال شده در آبان سال 1383

تو دلت يك فصل كتك مردونه می‌خواد!

  صفر   من هم  اگر چندين ميليون تومان به من می‌دادند می‌رفتم يک دو هفته‌نامه  الکترونيکی موازی پیرامون(؟!) روابط دختر و پسر.....دوشنبه‌ها  منتشر می‌کردم ... ادامه مطلب
/ 9 نظر / 11 بازدید

نه تيتر داريم نه هيچ چيز ديگر!!

صفر جشن رمضان ، و بازارچه‌ی خيريه و فروش جوراب‌های زنانه در قالب جوراب‌های مردانه! يك نداريم دو غورباغه شايد قورباقه شايد هم غورباقه بلكه ... ادامه مطلب
/ 15 نظر / 12 بازدید

تو ديگه هيچ‌چی نگو! كه می‌زنم تو گوشت‌ها!

   صفرلعنتیوديگرهيچ!   آن‌قدر در حوزه ی هنری اذيتش كردند آن‌قدر  حوزه ی هنری اذيتش كرد و آن‌قدر در حوزه ی هنری اذيتش كردند كه كاسه‌ی صبر ... ادامه مطلب
/ 11 نظر / 11 بازدید

ای نامه که می‌روی به سويش اگر دست و رويش را شسته‌بود از جانب من ببوس رويش!

صفر<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />   بالاخره روز اول آبان ماه باران آمد و تهران یک نفسی کشید!و ما ... ادامه مطلب
/ 19 نظر / 8 بازدید