مسلمان زاده ام، تب دارم ای دوست/ هوای ارمنستان دارم امشب!

حضور قهرمانانه ماهایا پطروسیان در شعر عراقی

ماهایا پطروسیان طرح جلد یک کتاب شعر عراقی

اینجا نجف اشرف است
و اینجا یک کتابفروشی است
و اینها کتابهای شعر هستند
و این  کتاب شعری است که عکس ماهایا پطروسیان روی اش است:

روی جلد نوشته:

من روائع الشعر الشعبی العراقی
از شاهکارهای شعر مردمی عراقی

اجمل ما قیل من الدارمی

بهترین از نوع شعری دارمی
(دارمی نوعی شعر شبیه دوبیتی است ظاهرن!)

شاعر: محمد خالدی

------------------------------------------------

ویژه ویژه ویژه ویژه ویژه


من و تو
"ما" شدن­مان را که اولین بار نیست
"ما" می­ شویم دوباره
دستان­ مان را پرواز می­ دهیم
فراز خانه هایی که دیگر تاب سرما ندارند
پیش می­ رویم
و "ها" می­ کنیم دستانی را که سردشان است...

سلام به همه دوستان
داریم برای یک خانواده بسیار بی بضاعت که الان خانه شان رو با یک گاز تک شعله گرم می کنند و با یک پدر بیمار ِ بیکار در خانه و دخترشان که دم بخت است و نامزد دارد بی آنکه هیچ چیزی حتا یک پتو برای جهیزیه داشته باشه پول جمع می کنیم
اگر خواستید و دوست داشتید کمک کنید و اعتماد می کنید خبر بدهید
از طریق ایمیل تلفن یا اس ام اس و ... .
به دوستانتان نیز بگویید...


با احترام
عباس حسین نژاد
09121757142 

شماره سیبا: 0303769719006
شماره کارت:6037991064558491 که از طریق دستگاه های خودپرداز قابل پرداخت است
به نام عباس حسین نژاد

تا روز پنجم بهمن که پایان جمع آوری کمک است ضمن سپاس و احترام و آرزوی برکت در زندگی یاری کنندگان به این خانواده اعلام  می کنم که دو میلیون  تومان جمع شده است.

البته جمعی از دوستان با اعلام مبلغ هنوز پرداخت نکرده اند که اگر رسیدند که رسیدند اگر نه که با همین مقدار اقدام می کنیم!


/ 34 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید صلواتی

اگر میشه گناه کرد و جوابگو نبود ؟ چرا ما گناه نکنیم ؟[ناراحت]

(:

ممنون! با حضورتون خوشحالمون کردید...

سمیرا

خانم پطروسیان چه کار کردند؟ فقط روی جلد هنرنمایی کردند آیا؟

نغمه

برای کمک دیر رسیده ام آیا؟

گم شده

سلام 27 سال پيش مرداني بر بلنداي قله اي جا ماندند و تا به امروز به شهر بازنگشته اند . مرداني بر بلنداي شنام !

...

سلام من حتما باید کارت دعوت بفرستم تا شما یه سر بیاید اون ورا[سوال]

بهنام زهری

سلام/ جالب بود موفق باشید عزیز / با لورکا شناسی به روزم و منتظر نظر شما

کارگاه نمدمالی

[چشمک] سه شنبه2 محرم الحرام 1287 هجری شمسی اُوه !.. اُباما ... اُباما ...! این لفظ را کجا شنیده ایم که این طور آشنا می آید به گوش مان ؟ در سفر زنگبار بودیم یا در ینگه دنیا ؟ اصلا هر قبرستان دره ای که بودیم ، به دَرَک ، مهم نیست ، فعلا اُباما مهم است. باید دَرک اَش کنیم ! بفهمیم اَش ! (معنای اسم اَش مدنظرمان است پدر سوخته های آینده ! چرا از هم اکنون دارید تهمت و افترا می بندید ؟ یعنی ما -قبله ی عالم- می خواهیم دست مبارک مان را بکنیم تو سولاخِ [حضرت سلطانی خوش تر داشتند سولاخ را سولاخ بگویند !] اُباما ، عسل بخوریم ؟! بی خود کرده اید ، ما دیگر از این غلط ها نمی کنیم !

لاله

سلام, بابا تو چقدر به روزی !یه چیزی بنویس دلمون واشه