این قوی‌ترین داروی مسهله. حالا اگه می‌تونی سرفه کن!


1
طرف داشت با آب و تاب جوکی را تعریف می‌کرد با تقلید صدا و ارائه‌ی سایر مقتضیات آن.‌
جوک درباره حضرت موسی(ع) بود!
تمام که شد یکی از بچه‌ها گفت: مرد حسابی فکر کنم حضرت موسی پیامبره‌ها!
طرف کم نیاورد و گفت: برو بابا! یهودیه!

2
زن دچار سرفه‌های بدی شده‌بود و هی پشت سر هم سرفه می‌کرد .
رفت دکتر و دکتر به او یک قرص داد و گفت: «بخور». زن خورد.
دکتر گفت: «این قوی‌ترین داروی مسهله. حالا اگه می‌تونی سرفه کن!»
[آبی/کیشلوفسکی/جوک به نقل از ژولیت بینوش بازیگر نقش اول]

3
با اجازه‌قیصر امین‌پور
خداوندا دلی دارم عرق‌سوز!
که نه در شب بود تابش نه در روز

4
فلش‌فیکشن با رویکرد Happy End!
اول آرزو کرد کاش باران بیاید.
بعد آرزو کرد کاش در آن باران دست حمید توی دست‌هایش باشد.
بعد آرزو کرد خبر قبولی‌اش را در فوق‌لیسانس، توی همان باران به او بدهند.
بعد...
صدای ترمز شدید یک ماشین؛  ماشین درست در یک‌وجبی دختر متوقف شد.
راننده داشت با صدای بلند به دختر بدوبیراه می‌گفت و او با خودش فکر می‌کرد اگر باران آمده‌بود!

5

نظافت منزل، نگهداری سالمند، لوله‌کشی، سیم کشی و غیره

6
یک گفت و گوی تخصصی به خاطر ماجراهای اخیر درباره مترو
خبرنگار: استاد! نظر شما درباره مترو چیه؟
استاد(متعجبانه!): بله؟!
خبرنگار: مترو! نظر شما درباره مترو چیه؟
استاد: ببین عزیزم! مترو چی؟ این جمله شما ناقصه! باید بگید مترو بده به من! مترو بردار!، فهمیدی جانم؟

٧
ختم کلام
دل زن‌ها به آسمان پاییز ماند!
[ضرب‌المثل ژاپنی]

 

/ 13 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهیمه

سلام آیا مایلید که با وب لاگ من مبادله لینک کنید؟ یک کامنت در بلاگ من بگذارید و عنوانی که مایلید را به من بگوئید تا با آن عنوان لینکتان کنم. لینک من: http://memoirsofsherlockholmes.persianblog.ir عنوان لینک: شرلوک هلمز متشکرم

حسین ترابی

سلام همشهری. بنده اهل هیچ "کنده‌ایی" نیستم. اهل گز هستم. ارادتمند تمام بندرگزی‌ها و نوکندی‌ها هم هستیم. هر جا که باشند.[گل]

شکرچی

باسلام و خسته نباشید دومین جلسه شب شعر فانوس با حضور بزرگان ادب و هنر در مورخه 9/9/88 در اندیشه سرای گلبرگ برگزار میشود. منتظر حضور همیشگی و گرم شما عزیزان هستیم.... http://www.img98.com/images/p5yzlmtko4kk9xbpkxv.gif

شاگردی کوچک در مکتب معلمی شهید

انسان بیش از زندگی است ، آنجا که هستی پایان می یابد او ادامه می یابد. سلام - من شاگرد کوچکی در مکتب استادم که تازه متولد شدم در عرصه ی سخن معلم . وبلاگ بسیار زیبایی دارید پر از نور از سخن عشق . خوشحال می شوم به من هم سر بزنید و کمی از سوسوی نور این عشق را حراج کنید و اگر افتخار می دهید با من تبادل لینک کنید .

مه مطهر

این قضیه خبر فوق لیسانس و حمید(اسم همسرم ) و ترمز ماشین بدون آرزوی بارانش دقیقا 2 ماه و نیم پیش برام اتفاق افتاد [تعجب]

من، خودم

Fiction @ خیلی چسبید مثل الباقیش. Stranger than fiction هم شدی! خدا رو شکر که Happy End بود.

فروغ

دل مرد ها به بهار تابستان پاییز و زمستان می ماند

باران

فوق العاده .فوقالعاده فوقالعاده است .مخصوصا آبیش

ماهور

یعنی چی مثل پاییز؟؟؟؟؟؟؟؟