زلف در دست صبا، گوش هم که به فرمان رقیب، پس فردا سینما هم برو دیگه!

١

این عکس را تقدیم می‌کنم به بهمن هدایتی به دلیل شدت علاقه‌مندی‌اش به این مباحث:
روی دیوار یک بیمارستان حوالی بلوار کشاورز:

با آفت‌های انقلاب و اجتماع مبارزه کنید:

محتکران و گرانفروشان
سوداگران مرگ
اشاعه‌دهندگان فرهنگ بیگانه

٢

این هم شکاری در کوچه‌پس کوچه‌های شهر کربلا :

٣

اینجاها را هم ببینید از من و منزل و بچه‌ها:

۴

مراسم چهلم استاد احترامی هم در منزل میرزاوالده در خیابان نیروی هوایی برگزار می‌شود روز پنجشنبه ساعت ۵ به بعد!

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کلاش

سلام حاج عباس! خیلی چاکریم شدیدا! این عکس کربلا، نشون می ده که حتی در عراق هم ادم های شهرستان مزاج پیدا می شن!

محمدرضا زائری

سلام سلام سلام مشتاق دیدار .از لطف شما ممنونم .موفق باشید

شیرین

بالاخره شما مرحمت فرمودین از نجف و کربلا اومدین بیرون [لبخند]

شیرین

بالاخره شما مرحمت فرمودین از نجف و کربلا اومدین بیرون [لبخند]

ر ا ی ع ت ب

کاشکی ما هم مثل بعضی ها خستگی ناپذیر بودیم!

مکبث

خیلی وقته تو این کامنت دونی نظرات جالبی نمیبینم.خیلی خوبه...عالیه...عجب پشتکاری...کاشکی منم اینجوری بودم..و از اهمین عادات و سخنان و تعارفهای مخصوص ما جماعت ایرانی.حالا منم میخوام بگم خیلی افت کردی نسبت به دو سه سال پیش که هر روز مطلب داشتی و نظرات هم تا یکی دو فنجان چایی داغ وقت میگرفت.راستی چرا اینجوری شد؟شراره بهار کجاست؟

عباسحسیننژاد

هی مکبث! شاید بی حالی ما در نتیجه بی خیالی باشد روزمره گی و روزمرگی! در هر حال بیشتر مایه شرمندگی من است تا هر بهانه دیگری را بخواهم بیاورم! در ضمن! همین دیروز عصر پیش پای شما یاد روزگاران گذشته کردم... و شراره بهاری که معلوم نیست کجاست! خبر داری ازش؟ داشتی خبر بده...