ما را به رندی افسانه کردند/ پیران زاهد، شیخان گمراه با همکاری سایر بستگان!


مقاله ای نوشتم در باب شعر طنز و اینترنت، در این شماره ماهنامه «شعر» که امید مهدی نژاد یکی از دبیران تحریریه اش است که هم آدم بسیار با ذوقی است و پرکار و خوش نویس! و هم شاعر بسیار خوبی است در عرصه جدی و طنز! که در زیر می آید.

 

همچنین گفت و گویی انجام دادیم با استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد  با عنوان «طنز طعم قهوه دارد»، که البته مصاحبه بسیار مفصلی است و البته اصل زحمتش را امید مهدی نژاد کشیده که می توانید این گفت و گوی بسیار مفصل را اینجا بخوانید.

 


امید در پیش درآمد مصاحبه در وبلاگش نوشته:


 «بهانه، انجام گفت‌وگویی بود برای ویژه‌نامۀ‌ شعر طنز «ماهنامۀ شعر». غروب یک روز جمعه با عباس حسین‌نژاد و کلی جیگر [کبد گوسفند، که کباب‌شده‌اش مصرف غذایی دارد/ توضیح ضروری از خودم] که از جگرکی پایین میدان ولی‌عصر گرفته بودیم، رفتیم خانۀ جناب زرویی و تا ساعت یازده شب مهمان او و حرف‌هایش شدیم.»

 

 

درباره امید مهدی نژاد اینجا بخوانید و درباره من جهت اطلاع و محض ریا اینجا!

و اما مقاله:
 
شگفت زدگی در ملاء عام یا چقدر شعر طنز در اینترنت کم داریم!


اینترنت گسترده‌ترین فضای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی دروغینی‌ست که به    دست بشر ساخته‌ و بر پا و قلبش زنجیر شده است! و اگر تأثیر اصول، قوانین و سلایق عجیب و غریب حکومت‌ها نباشد، مرزی در آن مشاهده ‌نمی‌شود و هرکس هرکاری دلش بخواهد می‌کند و... می‌رود! 
طنز، مظلوم‌ترین شاخه فرهنگ و ادبیات، حوزه گَل ‌و گشادی‌ست، به هزار و یک دلیل. به‌وی‍ژه نداشتن متولی و به ویژه‌تر(!) این‌که در ایران، هرکس به خودش اجازه می‌دهد خودش را «طنزپرداز» بداند و هرچیزی بنویسد و اسمش را طنز بگذارد و به‌زعم خودش باعث انبساط خاطر دیگران شود. وبلاگ و وبلاگ نویسی نیز این‌روزها در ایران برای خودش برو و بیایی پیدا کرده است.
نگاهِ ایرانی به بحث وبلاگ نویسی سبب به وجود آمدن پدیده ای مانند تخصصی نویسی شده است و یکی از شاخه های تخصصی نویسی طنز است و از شاخه های مهم طنز نیز «شعر طنز» است که در عین اهمیت آن، کمتر مورد اعتنا قرار گرفته و می‌گیرد. از همین‌رو حجم نثرهای طنزآمیز بسیار بیشتر و چشم گیرتر از شعرهای طنزآمیز است؛ اگرچه به نسبت انشعابات گوناگون نثر، باید هم که چنین باشد.
اما نکته جالب این است که در فضای واقعی برخلاف فضای مجازی اینترنت ماجرا برعکس است. شاهدِ این امر هم برگزاری منظم شب های شعر طنز «در حلقه رندان» است که همیشه استقبالِ سالن پُرکنی را در پی داشته است، ولی شب های نثر طنز که عنوانِ بدشگونِ «شب خلوت» را یدک می‌کشید، واقعاً هم خلوت بود و پس از چندی نیز تعطیل شد که شد.
البته نگاهِ ما به شعر طنز در اینترنت (یعنی آن چه منظور نظر نگارنده است) بیشتر
متوجه شعرهایی‌ست که حقیقتاً می‌توان نام «طنز» بر آن‌ها نهاد؛ وگرنه خیلی ها هستند که در گونه های دیگرِ شوخ طبعی، اشعاری را در گروه ها، فروم ها، وبلاگ ها و سایت ها منتشر می‌کنند. شعرهایی که سطح کیفی پایینی دارند، ولی چه می‌شود کرد که بر آن‌ها نیز نام «شعر طنز» نهاده می‌شود و نکته جالب توجه این است که اتفاقاً این دسته از اشعار استقبال بیشتری برمی‌انگیزند. استقبالی که به نگاهِ فضایِ جوانانه و نوجوانانه محیط مجازی برمی‌گردد، برگشتنی!
*
البته اصل موضوع این است که شاعر طنزپرداز کم داریم و پیرو این کمبود تولید شعر طنز نیز پایین است. وگرنه فضای مجازی نیز از حضور شاعران طناز به همان اندازه بهره می‌برد که فضای واقعی. یعنی در حالی‌که بیش از دو میلیون وبلاگ در فضای سرویس دهنده های فارسی ثبت شده است، وبلاگ هایی که با شعر طنز به روز می‌شوند، آن‌قدر اندکند که در این آشفته‌بازار به چشم نیز نمی‌آیند. به قول شاعر، اسیرانِ کمندِ شعر طنز، آن قدر کمند که می‌توان با هریک از انگشتان دست به یکی از آنان اشاره کرد و تازه انگشت هم اضافه آورد!
*
به نظر نگارنده، دلایل زیر باعث گسترش طنز (از شعر طنز گرفته تا گونه های مختلف شوخ طبعی) در اینترنت شده‌اند (البته می‌دانید که «گسترش» با «پیشرفت» خیلی تفاوت دارد! شاید طنز توانسته ‌باشد به همه سوراخ‌های اینترنت (از سایت ها، وبلاگ ها، فروم ها، گروه های دوستی و گروه های ایمیلی) سرک کشیده‌ باشد، ولی پیشرفت قابل‌توجهی نکرده ‌است و انقلابی را در این عرصه شاهد نبوده‌ایم):
ـ کمبود فضای عرض اندام در مطبوعات:
مطبوعات ما تیراژ قابل و جالب‌توجهی که ندارند؛ به طنز هم که می‌رسند، نه سلیقه دارند و نه آشنایی درست با اصلِ جنس! برای همین خیلی که شاهکار بکنند، چند عکس مونتاژی (سرهم شده!) به‌عنوان «فوتوطنز» به خدمت مخاطب ارائه می‌کنند. از این فوتوطنزهایی که در سایت ها و وبلاگ ها بدون رعایت هیچ گونه حق مؤلف و مصنف و مدوِّن (مونتاژکن یا سرهم کن) لحظه به لحظه تکثیر و بازنشرمی‌شوند!
ـ دوام نیاوردن مطبوعات:
مطبوعات ما اعم از روزنامه و مجله تا می‌آیند جا بیفتند یک چیزی شان می‌شود. یا کم می‌آورند و تعطیل می‌شوند، یا زیاد می‌آورند و تعطیل می‌کنند (حذف فاعل به قرینه آگاهیِ مخاطب!). البته توضیح بهترش این است که راه استفاده از ظرفیتِ واقعی طنز و طنزپردازی را بلد نیستند و این می‌شود که اینترنت می شود رسانه ای برای انتشار ظرفیت های طنز. از مطبوعات ما به جز مورد نادرِ استفاده روزنامه همشهری از اشعار ابوالفضل زرویی، به عنوان یک کار راهبردی، که استقبال بسیار خوبی هم از آن شد؛ بخاری بلند نشده است!
ـ عدم اعتماد مطبوعات به نویسندگان جوان
اعتماد نمی‌کنند دیگر! چه‌کارشان کنیم؟!
ـ حق‌کشی و حق‌خوری در مطبوعات (یعنی کم دادن و حتی ندادنِ پول یا همان حق‌التحریر که باعث ‌می‌شود طرف بگوید می‌روم اقلاً برای خودم می‌نویسم و می‌گذارم در سایت یا وبلاگ خودم.)
نگارنده استادی از استادان مسلم طنز این مرز و بوم را سراغ دارد که بعد از یک سال و نیم (حدوداً) نوشتن طنز هفتگی برای یک روزنامه مدعیِ وزانت صد و سی و پنج هزار تومان حق‌التحریر دریافت کرد! ما جای آنان خجالت کشیدیم!
ـ کج‌فهمی‌و کم‌فهمی‌ارباب مطبوعات، صاحبان جراید و آنهایی که مستقیم و غیر مستقیم با حال‌گیری مطبوعات سر و کار دارند!
خوب؛ در اینترنت آدم راحت تر است و می‌تواند اقلاً پایش را دراز کند!
ـ فضای ارزان عرض اندام در اینترنت
ـ برخورد سریع و مستقیم با مخاطب در اینترنت
در اینترنت تا با یک شعری، نثری، چیزی به روز شدید، مخاطب می‌آید و خوانده و نخوانده نظرش را درباره آن اعلام می‌کند. این طوری، نویسنده‌ای که شما باشید کیفور می‌شوید و می‌روید جلوی آینه به خودتان لبخند افتخارآمیز می‌زنید!
ـ رها بودن از قید و بند سانسور در نوشتار و کشیدار! (کاریکاتور) و گرفتار! (عکس) و بی‌پرده بودن در این فضا
ـ قابلیت مخفی بودن اسم و آدرس نویسنده در اینترنت
ـ مشخص نبودن مرز طنز، فکاهی، هزل، هجو و...
این امر باعث شده که هر چیزی، به هر نحوی و با هر کلماتی که در سایت ها و وبلاگ ها نوشته ‌شود؛ اسمش بشود طنز و در بیشتر مواردی که نگارنده شاهدش بوده، سعی شده سر و ته قضیه با شوخی هم آورده ‌شود!
ـ باز بودن دست‌ها و ذهن‌ها برای پا گذاشتن به عرصه‌های جدید به خصوص سبک‌های مختلف نوشتاری
این باز بودن را در عرصه نثر طنز به وفور شاهد بوده ایم، اما در شعر طنز، در تکنیک که اتفاق خاصی نیفتاده است، ولی در محتوا و استفاده از کلمات امروزی و جالب توجه برای نسل جوان، شاهد‌کارهای‌جالبی بوده‌ایم.
ـ پایین بودن سطح مخاطبان در اینترنت
شاید به بعضی ها بربخورد که این پایین بودن دیگر چه حرفی‌ست. اما این واقعیت تلخی‌ست که گریزی از باورش نیست! (این مسأله را نه فقط از راه قَسَم، که از راه های مختلف دیگری می‌توان اثبات کرد!)
البته این احتمال هم وجود دارد که مخاطبان حوصلهه برخورد جدی با موضوعات را ندارند و البته تر با ضعف ساختاری و زیرساختی اینترنت در ایران و توسعه بی آموزشِ فضای مجازی در کشور، گران بودن هزینه سخت افزاری و نرم افزاری و... انتظار خواندن مطالب دشوارالهضم(!) را از کسی نباید داشت.
ـ عدم برخورد جدیِ مخاطبان با موضوعات مطرح‌شده
مردم طنز را یک شوخی ‌می‌دانند و فکر می‌کنند کسی که طنز می‌نویسد، به حکم آن لطیفه معروف، خودش اول سر شوخی را باز کرده ‌است! بنابراین به جدی ترین مطالبِ طنز هم از دریچه صرفاً شوخی می‌نگرند. البته مخاطب زدگی هم از عوارض طنزِ این روزها چه در فضای واقعی و چه در اینترنت است.
ـ نیاز مخاطبان به موضوعات جدید و غیرکلیشه و حتی عجیب و غریبِ خنده‌دار
ـ جذاب بودن، نامتناهی بودن و متنوع و رنگارنگ بودن فضای مجازی
این قابلیت حتی نویسندگان قدیمی و حرفه‌ای را هم به اینترنت کشانده ‌است، که در این بین، طنز و شعر طنز از این قاعده مستثنا نیست.
ـ فقدان راهبری مناسب و عدم تمایل حرفه‌ای ها (که البته خیلی هم کم هستند) به هدایت طنزنویسان جوان (خط دادن و خط زدن مشق‌های‌شان).
ـ بی‌مطالعگیِ افراطیِ موجود در اجتماع امروز و تولید آثار کم‌محتوا یا بی‌محتوا ‌(به عبارت بهتر تولید بدون استفاده از مواد اولیه مرغوب) یا به اصلاح فقدانِ جنسِ خوب!
و البته:
ـ و... .
*
در نگاه کلی و به‌عنوان سخن پایانی باید بگوییم اینترنت دارد جزو پایه های زندگی افراد می‌شود، به طوری که اگر فردا پس‌فردا شنیدیم که یک خط پرسرعت وای مکس را پشت قباله دختری انداختند، نباید شگفت زده شویم!
اما از این‌که با وجود این‌همه شاعر، این‌همه ذوق و این‌همه ظرافتِ ذاتیِ ایرانی، شاعر طنزپرداز کم داریم، اصولاً و عموماً شگفت زده ایم!


بیش مباد!

پس نوشت:

دیروز در حوزه هنری به ناصر فیض برخوردم و هشدار ایشان برای اینکه مهلت جشنواره طنز مکتوب (که تا 10 مهر تمدید شده!) دارد تمام می شود و پرسید: شعر طنز نمی گفتی تو؟  و نمی خواهی در جشنواره شرکت نمی کنی؟
گفتم: ما استعدادمان قبلن کشف و ضبط شد!
خندید و گفت: به قول اسماعیل امینی، ما استعداد جوانان را کشف و خنثی می کنیم!!

/ 7 نظر / 34 بازدید
جعفر زمانی

با سلام و خسته نباشی ایام شب های قدر شهادت امیر المومنین حضرت علی (ع) را به شما و دیگر دوستانت تسلیت می گویم . راستش من از وب لاگ شما هیچ سر در نیاوردم دوست دار شما ................

آریا

درود به پاسداشت هشتادمين سالروز تولد شاعر طبيعت و زندگي سهراب سپهري مراسمي با حضور اساتيد بزرگ شعر نو مانند ( سيد علي صالح يو ناهيد كبيري و ...)‌برگزار ميكنيم . در صورت علاقمندي به حضور با ما تماس بگيريد.[گل]

باتشکر از سایت سایت خبری تحلیلی بهنا زیر نظر گروه اتیه ارائه دهنده خدمات درمانی behna.ir

مهدی بوترابی

رنك تازه رسيده قدمش مبارك. تسليت ايام خدمت شما عرض ميشود.[گل]

مسيح

ما را به دعا كاش فراموش نسازند رندان سحرخيز كه صاحب نفسانند . . التماس دعا . . . راستي اين چند روز تا در كوي دانشگاه بوديم و جايت را حسابي خالي كرديم از خاطرات همه روزهاي شيرين و ترشي كه با هم و بي هم داشتيم [نیشخند] . . . [گل][گل][گل] [خداحافظ][خداحافظ]