منوچهر احترامی رفت که دیگر چشمش به ما نیفتد!

آی که از زور گریه نمی توانم بنویسم

عکس بزرگتر

  • آی از منوچهر احترامی که رفت
  • آی که بی پدر شدیم
  • آی که تلفن های شبانه ما به چه کسی باشد از آن همه حرف، از آن همه عشق و ...
  • خدایا چه کنیم با این مرگ ِناباور!

یادش به خیر:

که جشن تولدی برایش برگزار کردیم تابستان امسال، بی که خبر داشته باشد با حضور هزار نفر شاید، جشنواره اوقات فراغت تهران در کانون پرورش فکری کودکان، در حالی که بچه ها و پدر و مادرهایشان همه با هم دست می زدند و می خواندند: تولد تولد تولدت مبارک!

و دسته جمعی شعر «حسنی ما یه بره داشت» را با همراهی رضا رشیدپور و با صدای بلند می خواندند... همه از حفظ بودند انگار...

کاش بودید و می دیدید شوقی که در چشم های این  پیرمرد بود که همیشه می گفت و آن  شب هم گفت: من با قرص و دارو زنده نیستم با همین کارهاست که سر پا هستم ...

یادش به خیر

سارا و نومزدش

یادش به خیر


بوسه عباس حسین نژاد بر دستان استاد منوچهر احترامی در اختتامیه سومین جشنواره طنز مکتوب
بوسه من بر دستان استاد منوچهر احترامی
در اختتامیه سومین جشنواره طنز مکتوب

بوسه عباس حسین نژاد بر دستان استاد منوچهر احترامی در اختتامیه سومین جشنواره طنز مکتوب

یادش به خیر:


منوچهر احترامی
 تولد: ۱۶ تیرماه 1320 شمسی
محل تولد: تهران
شروع به کار طنزنویسى از سال 1337 شمسی با مجله توفیق
همکارى با مجلات توفیق _ درنگ _ آهنگر _گل‌آقا و صدها برنامه رادیوییُ تلویزیونی!
اسامی مستعار: الف.اینکاره _ م.پسرخاله و ...
برخی کتاب‌ها:
جامع‌الحکایات مرحوم ابوی
مجموعه‌های ماندگار حسنی(حسنی نگو یه دسته‌گل، حسنی ما یه بره داشت و ...)
بچه‌ها من هم بازی 1
مثل کنه چسبیدن(بچه‌ها من هم بازی ۲) 
کی بود رفت زیر میز؟(بچه‌ها من هم بازی ۳) 
 

یادش به خیر


عکس بزرگ‌تر

یادش به خیر

استاد مهربان،
استاد ِ خوب،
استاد ِ دوست‌داشتنی ِ طنز ایران،
منوچهر احترامی ِ بزرگ
اینجا را هم  درباره استاد بخوانید با تیتر:
 افشاند هزار دل زهر تار «سیبیل» / گفتا که دلت بجوی و بردار و برو!
و شعر جاودانه‌ی حسنی را نیز همان‌جا ببینید و بخوانید اگر ندیدید و نخواندید!
و عکس پرتره‌ای خندان از استاد با سبیلی دیدنی!

----------------

یادش به خیر

این شعر جاودانه‌ی حسنی را یا خوانده‌اید یا شنیده‌اید یا در موبایل کسی به صورت دی‌جی به آن برخورد کرده‌اید و بلوتوث!:

توی ده شلمرود
حسنی تک و تنها بود

حسنی نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلی نه قلقلی
 نه  مرغ زرد کاکلی
هیچکس باهاش رفیق نبود
تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه
باباش میگفت: حسنی میای بریم حموم؟
نه نمیام نه نمیام
سرتو می خوای اصلاح کنی؟
نه نمی خوام نه نمی خوام

کره الاغ کدخدا
یورتمه می رفت تو کوچه ها
الاغه چرا یورتمه میری؟
دارم میرم بار ببرم
دیرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنین
سر در هوا سم بر زمین
یالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
یک  کمی به من سواری میدی؟
-نه که نمیدم
چرا نمیدی؟
واسه اینکه من تمیزم
 پیش همه عزیزم اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه!

غاز پرید تو استخر
تو اردکی یا غازی؟
من غاز خوش زبان
میای بریم به بازی؟
نه جانم
چرا نمیای؟
واسه اینکه من
صبح تا غروب
میون آب کنار جو
مشغول کار شستشو
اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
 ناخن دراز واه واه واه

در وا شد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه
جیک جیک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پیش حسنی
جوجه کوچولو
کوچول موچولو
 میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ریزه میزه
 ببین چقد تمیزه؟
 اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

حسنی با چشم گریون
 پا شد و اومد تو میدون:
آی فلفلی آی قلقلی
 میاین با من بازی کنین؟
نه که نمیایم
چرا نمیاین؟
فلفلی گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته‌ای دو بار میریم حموم
اما تو چی؟
قلقلی گفت:نگاش کنین
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

حسنی دوید پیش باباش
حسنی میای بریم حموم؟
میام میام
سرتو میخوای اصلاح کنی؟
میخوام میخوام
حسنی نگو یه دسته گل
 تر و تمیز و تپل مپل

الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعی
 با فلفلی با قلقلی با مرغ زرد کاکلی
حلقه زدن دور حسن
الاغه میگفت:
اگه کاری نداری بریم الاغ سواری
خروسه می گفت:
قوقولی قوقو قوقولی قوقو
 هر چی میخوای فوری بگو
مرغه می‌گفت:
حسنی برو تو کوچه
بازی بکن با جوجه
غاز می‌گفت:
حسنی  بیا با همدیگه بریم شنا
توی ده شلمرود
حسنی  دیگه تنها نبود

یادش به خیر که

این همان منوچهر احترامی است که مجموعه‌های «حسنی»اش تا به حال توسط 280 ناشر بدون اجازه‌اش چاپ شده‌است!
دست وزارت ارشاد چقدر درد نکند!

 

------------------

یادش به خیر

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو 
دل باز ده آغاز مکن قصه‌ی نو
افشاند هزار دل زهر تار «سیبیل» 
گفتا که دلت بجوی و بردار و برو!

--------------------

یادش به خیر

ای دیش تو بر بام و تو از دیش به تشویش
تشویش رها کن که مصونی تو ز تفتیش

پنهان چه کنی دیش دو متری به سر بام
یک سوی بنه پوشش و از دیش میندش

از تاری تصویر مباش این همه دلگیر
از بابت برفک منما این همه تشویش

مرغوب نبودست مگر نوع ال.ام.بی
کاین سان به تو تصویر دهد محو و قاراشمیش

شب تا به سحر بر سر بامی پی تنظیم
از بام فرود آی و خجالت بکش از خویش

دی بر سر هر بام یکی دیش عیان بود
امروز چو نیکو نگری بیشتر از پیش

گر چشم خرد بازکنی موقع دیدن
بربام کسان دیش ببینی زیکی بیش

این سوی عرب ست بود آن سوی سی .ان.ان
این جانب ری می نگرد، آن سوی تجریش

این زیر بلیتش بود از کیش الی قشم
آن تحت تیولش بود از قشم الی کیش

شرقی طلبی دست بر این فیش فشاری
غربی خواهی شست نهی بر سر آن فیش

فریاد از این دیش که چون گاو زراعت
در مزرع افکار من و تو بزند خیش

این دیش چو مار است که هر سو بکشد سر
یا عقرب جراره که هر جا بزند نیش

لوف(1) است اگر دیش شود میش یقیناً
جز بره ی ادبار(2) نمی زاید از این میش

بس نکته که در دیش نهان است ولیکن
چون قافیه تنگ است نگردم پی باقیش

پای‌نوشت:

  1. والاه!
  2. شعر از استاد منوچهر احترامی است

---------------------------

یادش به خیر

حسن یکحسن دو
حسن دنده به دنده
حسن چرا نمی خنده...

یادتان می آید این شعر؟

می دانید سراینده همین شعر که بخشی از بازی های کودکی مان را در بر می گرفت از استاد احترامی است؟!

--------------------

تشییع جنازه

روز جمعه 25 بهمن ماه، ساعت 9 صبح
تالار وحدت

مراسم:

روز شنبه 26 بهمن، ساعت 18:30 تا 20، مسجد الجواد در میدان هفت تیر

/ 50 نظر / 113 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید صلواتی

کی میخواهیم از جایگاه خدایی برخیزیم ودر جایگاه بندگی بنشینیم ؟[ناراحت]

مالزی نشین!

سلام. جسارتاً من يه ايميل براتون فرستادم. يه سوال علمي-تخصصي داشتم آخه. اگه لطف كنيد و جوابم رو بدين، ممنون ميشم...

نیلوفر

چقدر دوست داشتم مجموعه حسنی اش را

ارژنگ حاتمی

سلام استاد احترامی بسیار دوست داشتنی بود ... خیلی حیف شد ...

مسیح

خدیس رحمتش کناد و ایزد طول عمر با عزت به صندلی ، میز و دو نیمکت کوچولو بدهد ! . . . این هفته می رویم ساری ! . . همانجایی که دیده بودی ما را آن سری... با همان بنده خدای نماینده جشنواره استانهای یک استانی... . . جایتان را خالی می کنیم خیلی... . . . جایتان خالی نباشد در زندگی الهی . . سایه حضرتعالی طولانی... . . گازی بگیرید از جانب ما از لپ های علی و سارایی [ماچ] . . . [گل][گل][گل] [خداحافظ][خداحافظ]

مسیح

اصلاح می شود : خدیس ----> خدایش . . [خجالت]

محبوبه حکمت

حیف که همیشه خیلی زود دیرمیشه.من همه کتبهای شعرکودکیم که ار آثاراستاداحترامی بودرا هنوز بعدازگذشت20سال ازحفظم اماوقتی به یادشاعرکودکیم افتادم که نوش دارو بعداز مرگ سهراب بود.امابااین وجودبرای اینکه یادم نره شوروشوق یادگیری خواندن ونوشتن را مدیون آثار استاد احترامی هستم دارم کتابهاشون را جمع آوری میکنم.تابچه های آینده هم بتونند به جای شنیدن وخوندن کتابهای ترجمه شده بی محتواکه امروزه هم کم نیستندکتابهای شعر جالب وآموزنده بخونندوبشنوند.یادش گرامی وروحش شاد.