عباسحسیننژاد
تماس با من
پروفایل من

فوتوهایکو

مرکز مجازی مطالعات ژاپن

دیگر وبلاگ‌های من و ما


پایگاه مطالعات ژاپن صدای چیپس خوردن آدم پشت سری! درقید این کرشمه بمان؛ غیرممکن است! / شعر کوتاه ! درباره عباس حسین نژاد و کار و بار! حال‌وروزنوشت؛ شعر و احساسات! کاوازو(هايكوها و دغدغه هاي ژاپني من!) با همين چشمهاي معمولي / عكاسي هاي من صندلي(وبلاگ طنز) ماه‌تي‌تي؛(علی و سارا كوچولوهاي بابا!) گذشته‌ها گذشته
      و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند! ()
در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۱

امشب در شب شعر طنز «در حلقه رندان» این را خواندم:

می‌دادم دوش گیسوانم را کز
در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز
امشب دیدی اسد به محمود چه گفت؟
در مجلس ختم من نیایی هرگز!

::

با سپاس از محمود احمدی‌نژاد، امید مهدی‌نژاد و عباس حسین‌نژاد معرف به خودم!

لینک      نظرات ()      

یک رباعی کوتاهی ـ بلندی! نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱

.

.

چشمان قشنگ و صورتی همچون ماه
بالاش بلــــــند و دست مـــــا هم کوتاه
با این منظر چـــــه می‌توان گفت به جز
لاحـــــــــول و لا قــــــــــوت الّـــــــــا بالله

.
.

لینک      نظرات ()      

دوبیتی‌های الا دختر که موهای تو بوره + عکس ویژه! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠


1
الا دختر که موهای تو بوره
 توی چشمات دو تا الماس نوره
قسم بر اون لبان همچو یاقوت
 نخور گول زن آقا عمو ره!

2
درون قلب ما صد داغ داری
 تو چشمات کوه و دشت و باغ داری
 فدای تار موت هر چی که دارم
 الا دختر که چشم زاغ داری


3
الا دختر که موهای تو بوره
اینایی رو که میگی حرف زوره
 به مو گقتی صبوری کن صبوری
با این چشمات، صبر از من چه دوره

4
الا دختر که مو را بور داری

 از این مو بوری‌ات منظور داری
 چرا نزدیک من پیدا نمی شی
 همیشه لطف دور ا دور داری

 

پس‌نوشت:
شعرها از من است به سیاق دوبیتی‌های فولکلور
به جای عکس هم شرح عکس را نوشتم تا خودتان با تخیلتان به تصویر بهتری دست پیدا کنید!

لینک      نظرات ()      

عزای خواهر و مادر در تنگنای قافیه وقتی شاعر به جفنگ آید حتا! نویسنده: عباسحسیننژاد - شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩

 

اول اینکه طرف در اوج باسوادی آیه قرآن را در خط اول به اشتباه تایپ کرده!

در ثانی من نمی‌دانم چه اصراری است که مردم به زور - و خیلی به زور! - برای مرحومه شعر بگویند؟
با هم شعر را مرور می‌کنیم:

چه شب‌ها تا سپیده درد کشیدی
ندای یاعلی یارب کشیدی!
بخواب ای مهربان مادر در مزارت
که پایان آمده تمام دردهایت
خواهر، آخر جان همه، ای مظهر مهر و وفا
در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود!

واقعن بنازم به این همه رعایت وزن وقافیه و معنی و مفهوم!


لینک      نظرات ()      

نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم با همکاری حافظ شیرازی!- بخش اول نویسنده: عباسحسیننژاد - جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩

شاعر می فرماید:
دلمان سخت گرفته است در این شهر غریب
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم
هر چه فکر کردم نام شاعرش یادم نمی‌آید
فقط یاد امیر کلهرزاده می‌افتم در آن دوران کانون ادبی دانشگاه تهران(آن اواخر70 و اوایل 80) که شاید این شعر از او  باشد! اگر کسی می‌داند خبری بدهد!
در فیس‌بوک‌بازی‌هایم شروع کردم به شریک کردن خواجه حافظ شیرازی در این بیت و چیزهای جالب توجهی درآمد که نوعی از پارودی(نقیضه‌نویسی و نقیضه‌سرایی) است.
این 20 شعر اول است که در پست‌های بعدی نیز به ترتیب خواهندآمد.


1
یار چندی ست به عشاق ندارد سر زلف
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم

2
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم!

3
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم
تا به خاک در آصف نرسد فریادم!

4
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
نخی از پاکت سیگار درآورد و کشید!

5
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم!
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

6
حالا که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
پس: نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم

7
ای عروس هنر از بخت شکایت منما
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم!

8
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم!

9
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
یا لااقل نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم

10
در مقامی که به یاد لب او می نوشند
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم!

11
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

12
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
نخی از پاکت سیگار درآورد و کشید

13
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
نخی از پاکت سیگار درآورد یکی
گفت:
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم!

14
دور خوبی گذران است نصیحت بشنو
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم!

15
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
پووففففف...
نخی از پاکت سیگار درآور بکشیم!

16
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
نخی از پاکت سیگار در آورد و کشید!

17
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم!

18
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم!

19
سینه از آتشِ دل در غمِ جانانه بسوخت
نخی از پاکت سیگار در آور بکشیم!

20
برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر
دو نخ از پاکت سیگار در آور بکشیم!


همچنین سروده‌های دیگر دوستان نیز در پست‌های بعد می‌آید!‎

لینک      نظرات ()      

اکبر نبوی و یک شاهکار در شعر طنز و حکایت عمه و عمو! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸

خب البته ما هم از دخالت بیگانگان که برای ما شده‌اند دایه‌های مهربان‌تر از مادر، شاکی هستیم زیاد!
ما هم از این همه افراطی‌گری ‌های دو طرف به خصوص آن طرف!! دلمان گرفته! به همین سوی چراغ کم مصرف!
ما هم از این اوضاع اعصاب معصاب هم نداریم که!

و اما
آدم‌ها انگیزه دارند برای کارهایی که انجام می‌دهند و انگیزه آدم‌ها برای کارهایی که انجام می دهند متفاوت است و این تفاوت در انگیزه ها در کارهایی که آدم ها انجام می ‌دهند منجر به بروز چیزهایی می شود که خب، بعضی مواقع سبب ایجاد خنده می‌شود و گاهی سبب گریه!

اتفاقی که در اینجا افتاده و انگیزه‌اش را هم نمی‌دانیم معلق است بین خنداندن و گریاندن، یعنی خبری که در خبرگزاری مهر منتشر شد و سایت های مختلفی آن را نقل کرده اند مبنی بر این که آقای اکبر نبوی از حوادث اخیر و دخالت بیگانگان در ماجرای به ویژه فضاحتی که در روز عاشورا در خیابان های تهران به وجود آمده شاکی هستند و این شکایت منجر به آفرینش شعری شد که اصل خبر و شعر در زیر می آید:

اکبر نبوی شاعر و منتقد ادبی و سینمایی در محکومیت حوادث اخیر و به ویژه دخالت بیگانگان در حوادث داخلی ایران شعری طنزپردازانه سرود.

به گزارش مهر، اکبر نبوی شاعر و منتقد ادبی و سینمایی در محکومیت حوادث اخیر شعری طنز سروده که در پی می‌آید:


هـــو
شب از آئینه نفرت را بسی هست
چرا وحدت؟ چو کثرت را بسی هست
چرا وحدت ، سبکبالی، مگر ما
مغازه می‌توانیم بست اینجا؟

تمام رزق ما از اختلاف است
و مرگ سود ما از ائتلاف است
چرا وحدت؟ که سرو سرفرازی است؟
برو این حرفها هم بچه بازی است
"برو این دام بر مرغی دگر نه"
که زاغک را بود پست آشیانه
مگر ما مرغکان عقلی نداریم؟
بجز حرف شما نقلی نداریم؟
مگر این دشت عالی عیب دارد؟
مگر این روز و سالی عیب دارد؟
که هر دم قاف را بر ما بخوانید
و عشق وصل را اولی بخوانید
همین چند روزه عشقی بی بدیل است
برو جانم که نقدمان دلیل است
مگر ما پیشه‌ای دیگر نداریم
که بر حرف شما گردن گذاریم؟
از آن روزی که ما خنجر کشیدیم

به روی مام میهن شر کشیدیم
از آن روزی که محراب شقایق
به روی موج دریا همچو قایق
گرفتار و لبش دندان گرفته است
و اشک خویش را پنهان گرفته است
حساب سود ما از حد فزون است
نمی دانی! چو از فکرت برون است
بیا از دل غم مردم برانیم
غم نان و غم گندم برانیم
همین حق نمک! افسانه باشد!
ولی زخم از قفا مردانه باشد!

هوای رستم آسایی نداریم
شغادی پست‌، بالایی نداریم
بیا تا از عموجان فر بگیریم
و یا از عمه جان دفتر بگیریم
به جان عمه‌ای کز جان عزیز است
شراب جان شکارش از مویز است
که ما مامور حکم عمه جانیم
سراپا شور حکم عمه جانیم!
شراب عمه جان را با عمو جان *
بنوشیم و بگوشیم، چیست فرمان!

* * *

به ما گویید دست از هم بداریم
ولی غافل که ما فرمان گذاریم
تو اصلاً رمز این فرمان ندانی
و هرگز شیوه پیمان ندانی
اگر ما بر سر هم چوب داریم
و یا پتکی چو آهن کوب داریم
تصور می‌کنید ما بی‌شعوریم؟
و یا از حکم عمه دور دوریم؟
به موی عمه‌جان در اشتباهید
ز ما این چهره؟ بی شک بر گناهید
یکی طومار عمه در بر ما

عمو را شیوه‌اش پیغمبر ما!
در این طومار شیرین گر بدانی
دو فرمانِ خطیر است و نهانی
یکی فرمان برای این وری‌ها
و دیگر هم برای آن وری‌ها
شماها ساده و خوش باورانید
هنوز از نسل مهر و خاورانید
که ما را دشمن هم می‌شناسید
شبیه کسره و ضم می شناسید
به جان عمه جان! بر یک مسیریم
به ظاهر جنگ، اما یک صفیریم
به فرمان آمده ایران بمیرد
و دیگر بوی آرامش نگیرد
یکی از رای مردم شعله سازد
یکی از دین و ارزش جمله سازد
بیاویزند با هم هر شب و روز
دراندازند آتش با تب و سوز
به فرمان آمده رستم بگیرید

و جان زال را با غم بگیرید
به فرمان آمده سهراب جان را
همان مهر و همان مهتاب جان را
ز ریشه کند باید سرو جانش
نباید تا بپاید سرو جانش

مگر ما عمه جان را عیب داریم؟
که فرمان عزیزش را گذاریم؟
اگر ایران ما ویران پسندد
پسندیم آنچه آن جانان پسندد
به روی حرف او حرفی نباشد
بجز مژگان او طرفی نباشد
فدای خال ابرویش شویم ما
فدای تاب گیسویش شویم ما
خدا از عمه جان بویی رساند
و یا از زلف او مویی رساند

که تا حکمش بتابد بر شمایان
ببینیدش سراپا مهر تابان!

--------------------------------

* مراد از عمه انگلستان و غرض از عمو آمریکا می باشد!

منبع شعر<<
:::

حالا با تصریح بر این نکته که چه اصراری است برادر من! برای سرودن شعر آن هم شعر طنز آن هم به زور؟ و آن هم این‌جوری الکی و در راستای یک سوال چندگزینه‌ای :
چه کسی چه کسی
را به طور عمد یا غیر عمد و به طور شانسی مسخره کرده‌است:

  1.  شاعر شعر را، شاعر طنز را، شاعر خبرگزاری مهر را، شاعر بیگانگان را، اشاعر فریب خوردگان اغتشاشگر را، شاعر عمه را، شاعر عمو را
  2.  خبرگزاری مهر شعر را، خبرگزاری مهر طنز را، خبرگزاری مهر شاعر را، خبرگزاری مهر بیگانگان را، خبرگزاری مهر فریب خوردگان اغتشاشگر را، خبرگزاری مهر عمه را، خبرگزاری مهر عمو را
  3.  همه موارد بالا شاعر را، همه موارد بالا خبرگازی مهر را، همه موارد بالا شعر را، همه موارد بالا طنز را، همه موارد بالا به صورت ضربدری خودشان را،  همه موارد بالا بیگانگان را، همه موارد بالا فریب‌خوردگان اغتشاشگر را، همه موارد بالا عمه را، همه موارد بالا عمو را
  4. این شعر را اکبر نبوی نگفته‌است و صرفاً یک اشتباه تایپی بوده است!!
لینک      نظرات ()      

از ابتدا نمک... / شروع یک شعر ناتمام! نویسنده: عباسحسیننژاد - پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/1f/Nizami_-_Khusraw_discovers_Shirin_bathing_in_a_pool.jpg
 خسرو آب تنی شیرین را در چشمه سار تماشا می‌کند
 این نگاره متعلق به نگارخانه هنر فریر از موسسه اسمیتسونین(بزرگ‌ترین موزه علمی-فرهنگی-تحقیقاتی جهان ) است.
عکس تزئینی است و مسئولیت ناموسی اش با خود نقاش است!

تا کجا نمک!

ای ورژن نخست تو از ابتدا نمک
می ریزد از سرت همه جا تا به پا نمک
همچون خیار شور ِ تر و تازه نازنین
می روید از لبت همه جا جا به جا نمک
شیرین منم چو رود پر از جوشش هراز
اما تو شور چون خزری تا کجا نمک
...

این شعر ناتمامی است که تازه شروع کرده ام حالا کی بشود تمامش کنم!

شما اگر دوست داشتید ادامه بدهید!

لینک      نظرات ()      

با اجازه فریدون مشیری یعنی! نویسنده: عباسحسیننژاد - شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸



روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی
هیشت کردی هوشت کردی
من نه رمیدم نه گسستم


لینک      نظرات ()      

گند زده‌ایم به ریتمت، ما دیده‌ایم حریمت با معرفی شاهکار شعر معاصر!-2 نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸


ماهوما

معرفی این شاهکارهای شعری را زیادی به عقب انداختم؛
کتابی که اسمش ماهوما است و مخلوطی از شعر و نثر است؛ در سال 1379 توسط مؤسسه خیریه فرهنگی هنری آموزشی شهید مهدوی با تیراژ 3000 نسخه در همین تهران منتشر شده‌است؛ شاعرش آقای مهداد مجدیان است و در فهرست‌نویسی فیپا در دسته اشعار عرفانی طبقه‌بندی شده‌است.
شماره ثبت در کتابخانه ملی‌اش نیز 79-3766م است.(بقیه را در پست قبلی بخوانید و نمونه‌های دیگر)

ماهوما

در صفحه 29 و 30 این کتاب این شعر آمده است:

1

دور زَنَمی، دور زنمی، راحت و آرام زَنَمی
دور کُنی دور کُنی چَشم بِدان کور کنی

چرخ زَنَمی چرخ زَنَمی، در دل دریا زَنَمی
خنده کنی ذوق کنی، مرا کمی سست کنی

پر زَنَمی پر زَنَمی، به سوی تو رَه زَنَمی
نظر کنی نظر کنی، جدای از حرم کنی

همچو پریان شَوَمی، عاشق زُنّار شَوَمی
داد زَنَمی داد زَنَمی، موج به دریا زَنَمی

عشق به عالم دَهَمی، مُشک ز عشقت کَشمی
دور زَنَمی دور زَنَمی، امید لطف کرمی

جز که به راستی نروم، به خواستگاری نروم
پاک شَوَمی پاک کُنَمی، کفتر بامت کُنمی

در زَنَمی در زَنَمی، یواشکی سر زَنَمی
ناز کنی غمزه کنی، یواشی در باز کنی

شرم کُنَمی شرم کُنَمی، راز تو بر سر کُنَمی
وای کُنی، داد کُنی، راه کنی راه کنی

با تو سراپرده شوم، داخل آن خانه شَوَم
پرده زَنی، پرده دَری، (...ب
ه دلیل حضور خانواده در این حوالی، حذف شد!)

شور زَنَمی شور زَنَمی، کنار تو رود زَنَمی
های کُنی هوی کُنی، دمی هیاهوی کنی

مِی زَنَمی مِی زَنَدی، جام شب افروز زَنَدَیم
گرم شدی داغ شدم، می زَنَم و می‌زَنَدی

لب بِزنی، پا بزنی، مرا تو آتش بِزَنی
حیله کنی کینه کنی، مرا بخود پیله کنی

شَر بشوی تَر بشوی، یکپارچه خواهش بشوی
کج بِکُنی راست بکنی، (...به دلیل حضور خانواده در این حوالی، حذف شد!)

راه بدهی وا بدهی، کار بدستم بدهی
زور کنی دور کنی، هزار فکر ناجور کنی

خنده کنان دود شَوَم، عاشق ابروت شَوَم
قصه کنی قفل کنی، سِرّ مرا دور کنی

مو کَشّمی پا کَشَمی، دور تو انگشت کَشَمی
خنده کنی عشوه کنی، گریه کنی شِکوه کنی

خویش زَنَمی خود زَنَمی، خویش و خودُ و تو زَنَمی
دور کنی دور کنی، دل مرا خون کنی

خسته کنی ناله کنم، سوی تو پروانه کُنم
ناز کنی سوز کنی، شعله جانسوز کنی

دور زَنَمی دور زَنَمی، دُور تو پرپر زَنَمی
اشک کنی قطره کنی، مرا به دروازه کنی

می بَرَدَم می بَرَدَم، میان موج¬ها نِگَرَم
خسته کنی، مست کنی، مرا تو بر دست کنی


2
ای دل بنشین کنارم، یکدم بگیر آنم
تو گر بُری امان، من عاشق همانم
جانا صورت رها کن، من واله لبانم
تو گر گَزی لب یار، من داخل همانم

لینک      نظرات ()      

گند زده‌ایم به ریتمت، ما دیده‌ایم حریمت با معرفی شاهکار شعر معاصر! نویسنده: عباسحسیننژاد - جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸

 

معرفی این شاهکارهای شعری را زیادی به عقب انداختم؛
کتابی که اسمش ماهوما است و مخلوطی از شعر و نثر است؛ در سال 1379 توسط مؤسسه خیریه فرهنگی هنری آموزشی شهید مهدوی با تیراژ 3000 نسخه در همین تهران منتشر شده‌است؛ شاعرش آقای مهداد مجدیان است و در فهرست‌نویسی فیپا در دسته اشعار عرفانی طبقه‌بندی شده‌است.
شماره ثبت در کتابخانه ملی‌اش نیز 79-3766م است.

از آنجا که ما در ادبیات، طنز غیرعمد داریم فکر کنم در کتاب ماهوما با توجه به شواهد به نمونه‌های تقریبی از هزل غیرعمد هم رسیده‌ایم!(حالا پست بعدی و آن شعری را که اگر بتوانم بخشی‌ش را که می‌شود جلوی خانواده خواند بگذارم بهتر متوجه منظورم می‌شوید!)

بخشی از اشعار موجود در کتاب را تقدیم می‌کنم:

صفحه 96
ای دلپاک، ماهم
نظر بکن، نگاهم
نکن زِ خود، جدایم
تو دل بده به آنم
ای دیده‌ام، جانم
بده به آب، روانم
گر بروی زِ یادم
نظر بدوز، همانم

گند زده‌ایم به ریتمت
ما دیده‌ایم حریمت
نشسته‌ایم به بینیم
معجزات کریمت

من که هنوز خوابم
چرا دست کردی در آنم
من که هنوز خرابم
چرا نمی‌کنی رهایم

صفحه 88
تو کوس رسوایی چرا می‌زنی
اصلاً چرا از این حرف‌ها می‌زنی
اگر می‌گویی که باید رفت
باشد قبول، چرا، دگر چرا می‌زنی


او که مویه می‌کند، این سینه چاک
مرهمی آور به سینه‌اش بمال
چشم او روشن چو کند، سینه خاک
گل بیار و بر مزار او بمال
پرزند تا سر برآرد، روح پاک
باده آور بی غم و بر تن بمال

صفحه 86
بزرگی کردی و من را به پیری آب دادی
سزای من نکردی و به مستان آب دادی
سحر چون بوی خوش از گل بلند شد
بجای آن، که بیدارم کنی، بر باد دادی


سپهسالار چو در دشت آمدی دیدی زمین خیس
یکی رزمنده گفت، اینجا کسی نیست
سپهسالار، سر، در گوشش فرو برد
که اینجا بایدی هیس و فقط هیس

صفحه 87
روزی ز بیکاری، آمد عجلم(البته می‌دانید که اجل باید درست باشد!) برسر
پاشو برویم زین شهر، بیرون همه کن از سر
گفتم نبدم در شهر، نیست هیچ کسم در سر
خجلت زده بیرون رفته گفت این که خودش مردست

صفحه 79
من همه خاشع و خاضع، خاک درگاهت شوم
پوستی خشکیده گشتم، جام بارگاهت شدم
هرچه خواستی از حرام و از شراب‌ها، ریختی
آنقدر گشتم نجس تا که شفق، یارت شدم

صفحه 69
آتش زده بر جونم، می‌خونم و می خونم
عشق کرده پریشونم می گریم و می مونم
هر لحظه بدنبالم، پنهونم و پنهمونم
دست کرده پدر نامرد در اینم و در اونم
در چرخش پرگارش هر لحظه به یک سویم
آیید و بیابیدم در مویش و در رویش

صفحه 68
دیر وقت شده باز کن تو آغوش
بنگر به منی که رفته در پیچ و به قوس
در خرمن آتش گل در قبر ارس
پیچید دو یار در کم و حیف صُحف

صفحه 34
چنین فتنه چرا برپاکردی
چرا پوتین رزم در پا کردی
مگر ناز و نوازش، خنده عیب بود
که ما را در قفس، در بند کردی

صفحه 32
این قلب خسته من، نای سفر ندارد
کنار در نشسته، حال گذر ندارد
رنجیده است و بیمار، گوید خطرهاست براه
این سگ صفت پدرسگ، عشق خطر ندارد

شاه خر، آمد و بنشست به تخت
ما را نظر کرد به دروازه و رفت
یار آمد و گیسو بیافشاند به بر
ما را ببرد تا لب آن جرم فلک
گفت شاه، حیلت تو چیست وزیر
گفت آنکه کشی پایین، تنبان ِ طلب

دو

رنگین‌کمان / عکس: عباس حسین نژاد

لینک      نظرات ()      

تولد مبارکی در اول همین پاییز و در باب شغل حساس مشاور ‌فرماید! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸

یگ:

دو

با توجه به مشغولیت‌های شغلی‌ام، این‌ شعرهای استاد ابولفضل زرویی در باب مشورت و مشاور بودن را دوست دارم شما هم بخوانید و این همه نکته‌سنجی را دریابید:

ای لبت مثل خنده ات نمکین
جان شیرین من، حسام الدین
هر مقامی فوائدی دارد
مشورت هم قواعدی دارد
خاصه چون گاه گاه و دیر به دیر
مشورت خواهد از تو شخص مدیر
یعنی آن وقتها که سفت و قشنگ
سر شخص رئیس، خورده به سنگ
در سئوالات چندمجهولی
مانده در گل، چهارچنگولی
(مشکلی گر از این قبیل نداشت
مشورت خواستن دلیل نداشت)
سرزنش کردنش کرامت نیست
وقت سرکوفت یا ملامت نیست
گر کنی در مصیبتش تشریک
می شوی بیشتر به او نزدیک
ابتدا صحبت از اداره بکن
محض یادآوری، اشاره بکن
که شما ناخدای توفانید
اوستاد مهار بحرانید
فتنه ها دیده اید از این بدتر
چه کسی از شما سرآمدتر؟
بگذارش چنین به مکر و دغل
چند تا هندوانه زیر بغل
هرچه خواهی به هم بدوز و ببر
باورش می شود، تو غصه نخور
بعد از آن هم به او بگو: «فعلاً
فرصتی مرحمت کنید که من
روی موضوع، خوب فکر کنم
آنچه دیدم صلاح، ذکر کنم»
---

 

در بیان آن که «مشاورت» از مشاغل حساس و لازم و کلیدی است و این که شنونده باید عاقل باشد


کس نیارد مگر به مجبوری 
روز روشن، چراغ زنبوری
در ادارات ما که گلبیزی است
مشورت نیز یک چنین چیزی است
چون مدیران خبیر و هشیارند
چه نیازی به مشورت دارند
لیک در چارتها، بدون نیاز
جا برای مشاوران شده باز
گرچه این امر، خواه ناخواهی
باعث خیر می شود گاهی
گر رفیقی کند مراجعه دیر
یا سفارش شود کسی به مدیر
در همان دفتر مجاور او
لااقل می شود مشاور او
ابدا توی منصبی که گماشت
اطلاعی اگر نداشت، نداشت
آدم مطلع، شود گستاخ
یا برای مدیر، گردد شاخ
خامشی گر تواند او، بهتر
هر چه کمتر بداند او، بهتر
نظری هم اگر رساند به عرض
یا که جدی گرفت اگر که به فرض،
عرض او را توان گرفت ندید
خوش خوشک، می توان نوکش را چید
تا به تدریج، کور و لال شود
حرف اگر داشت، بی خیال شود
گر مشاور شدی تو ای فرزند
تا توانی دهان خویش ببند
نکن اظهار فضل، پیش مدیر
که کند کم محلی و تحقیر
گر نظر داشتی، نکن نقلش
چون خودش می رسد به آن عقلش!
---

در عمل، گرچه جز محاوره نیست
منصبی خوشتر از مشاوره نیست
به تو فرضا فلان مدیر ستاد
چه بسا منصب مشاوره داد
مشورت شیوه اعاظم نیست
پس وجود تو، هیچ لازم نیست
نیستی در امور دنیایی
صاحب اختیار اجرایی
پس نیایی به کار در عرصات
جز برای حضور در جلسات
رؤسا بهتر از تو آگاهند
از تو هرگز نظر نمی خواهند
نرسان جهل خویش را به ثبوت
که تو سنگین تری به وقت سکوت
پس می آید وجود تو، به شمار
قسمتی از فضا و اکسسوار
وقت تصمیم و در عمل، روراست
چه نیازی به عز و جز شماست؟ 
چون که تصمیم نیست دست تو نیز
به چه کار آید آن وجود عزیز؟ 
بعد یک عمر آبروداری
می شوی چرخ پنجم گاری!

+

ببینید علی و سارا را در وبلاگ ماه‌تی‌تی


لینک      نظرات ()      

خودگویی و خودخندی- مثلاً یک! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸


 

 

صلاح مملکت خویش خسروان دانند

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 

 

 

لینک      نظرات ()      

میون هر دو چشمم جای پایت! دیگه چی می خوای؟ نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧

 

پلی تکنیک

این همه ذوق و استعداد و شاعری را چگونه جمع کرده اند این پلی تکنیکی ها؟

لینک      نظرات ()      

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی/ ولی آخر می‌کشدت! نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦

 گزیده‌ای از دوبیتی‌های سراییده‌شده در سال ۱۳۸۶ توسط خودمان که بالاخره تمام شد:

1
در تی‌شرت سرخابی و عشق و نامردی  ِ روزگار فرماید:

فدای آن لب آبی‌ت گردم
و آن تی شرت سرخابی‌ت گردم
بگردون چشم مستت رو سوی من
تو آفتابی، مو مهتابی‌ت گردم!

2
در کوتاهی عمر و کوتاهی قد و کوتاهی روزگار فرماید::

لباس ِ دلبران کوتاه‌تر بی
و عمر ِ ما از آن کوتاه‌تر بی
درخت سیب‌ها بالا بلندند
که دست ِ ما از آن کوتاه‌تر بی

3
در عاشقیت ِ یک‌طرفه با نگرانی فرماید:

ما را نگران چشم خود می‌داری
آزرده قهر و خشم خود می‌داری
ما را که چنین عاشق زارت هستیم
حتا نه به قدر پشم خود می‌داری!

4
در توصیه به استفاده از گن ِ لاغری توصیه فرماید:

اطوار و ادای تازه‌ات را چه کنم؟
ویترین بد مغازه‌ات را چه کنم
چاقی‌ت چه خوب است ولی دلبرکم
سنگین شدن جنازه‌ات را چه کنم؟!

5
در آمدن اندوه به زبان ِ ریاضی فرماید:

مسلمانان سه غم اومد به یک بار
غم دو و غم سه و غم چار!
غم دو و غم سه چاره می‌شه
غم چار و غم چار و غم چار!


6
در پاچه و اندوه و نامردی و سنگینی فرماید:

غم ما را عدد در کار کردند
درون پاچه‌مان بسیار کردند
گذشتن از تو سنگین بود ما را
ولی نامردمان انکار کردند

7
در اعتیاد و هوای خوب و دوری و دوستی فرماید یعنی؟:

مرا چشماتو دیدن تا هزاره
اگر تا صبح هم بارون بباره
تو هم خوابت میاد نامرد نامرد
بساط چای و قلیون کی بزاره؟!

8
در بیزینس و افزون شدن ِ تعداد دلبران از حد ِ استاندارد فرماید:

دو تا دلبر به مو داره اشاره
یکی کوتاه یکی قد چناره
یکی در بیزینس‌های خصوصی
یکی کارمنده در هشت‌تا اداره

9
در بیست و دو سالگی ِ دلبران ِ تو راهی فرماید:

برفتم صبح من سمت اداره
یکی دلبر بدیدم ماه‌پاره
بگفتم دلبرک سن تو چنده
هزار و سیصد و شصت و چهاره


10
در توصیه به گردشگری و سردرگمی دختران ِ امروزی فرماید:

دو تا دلبر بدیدم راه کاشون
یکی سبز و یکی زرد و زرافشون
بگفتم دخترو بوسی به ما ده
بگفت من؟ یا که این؟ یا این که ایشون؟

11
در بی‌بخاری دلبر و دیوانگی عاشق فرماید:

دلم دیوانه شد دیوانه تر بی
سرم مست جمال کره خر بی
هزاران عاشق بی کینه داری
بخاری از تو اما کی بپر بی!

12
در بالا رفتن ِ قیمت ِ نمک در بورس و بی‌جنبگی ِ عاشق فرماید:

شب بارونی و چتری ندارم
زمستون آمده روی بهارم
نمک را در نمکدان شوری‌ای نیست
منم که جنبه دوری ندارم!

13
در کنه‌گی ِ یار و پرهیز از افکار ِ منفی فرماید:

سرم زندونی افکار خویشه
نه راهی داره در پس نه به پیشه
تو که با ما سر یاری نداری
غلط کردی که این‌جوری سریشه!؟!

14
در درازی ِ شب و درازی ریش فرماید:

شبی آرام و پرتشویش دارُِم
و مقداری فشار از پیش دارُم
گذشته ساعت از نیمه شبان هم
کمی هم خارشی در ریش* دارُم
*
خارش در ریش کنایه از اندیشه زیاد است اگر چه در فرهنگ عامه معنی سفری در پیش بودن است!

15
در ازدواج فامیلی و عرق‌سوز فرماید:

تو که نوشُم نئی، نیشُم چرایی؟
عرق سوز ِ دل ریشُم چرایی
ولُم کردی به غربت زار و نالون
تو فامیلُم نئی، پیشم چرایی؟

***

داشتم ارسال می‌کردم پست را که دیدم بهترین شعر سال را همین وزیر مسکن گفته، به قول دوستان آدم کف‌بُر می‌شود:

وزیر مسکن و شهرسازی:
افزایش قیمت اخیر مسکن را قبول ندارم!
منبع: جام‌جم روز دوشنبه ۲۷ اسفند ۸۶
می‌بینید چقدر زحمت می‌کشند در این مملکت؟! باز بگویید گرانی هست!
وقتی یک وزیر گرانی را قبول ندارد و من و شما چه کاره‌ایم که قبول داشته‌باشیم یا نداشته‌باشیم!
والاه!

لینک      نظرات ()      

سبیلُکَ فی عَینی! نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥

سیبیل داره یه عالمه

هرچی بگم بازم کمه

از سیبیلاش خون می‌چکه

خون جای بارون می‌چکه*

سایت سبیل‌کلفتان رکورددار جهان را در این‌جا ببینید

پای‌نوشت:

*این شعر را که بیش‌تر هم بود نادر ختایی در وصف سیبیل‌های استاد زرویی سروده‌بودند که بیش‌ترش یادم نیست

با سپاس از بابابهروز عریان


لینک      نظرات ()      

با این همه"جزوه‌خوانی"از چشمانت نویسنده: عباسحسیننژاد - سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٢

آخرش نفهمیدم این شعر مال کیه:

آیینه شدم اسیر آهت گشتم
سرگشته‌ی گیسوی سیاهت گشتم
با این همه"جزوه‌خوانی"از چشمانت
"مشروط سه ترمه"‌ی نگاهت گشتم

در ضمن به کوری چشمان یاوه‌گویان خارجی و جمع کثیری از مزدوران داخلی که می‌گویند چند میلیون دلار پول بابت جاسوسی دریافت کرده‌اند دارم می‌روم سفر.البته همش دو روز.


ایشالا قسمت همه‌ی دوستان سفر آخرت!

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز! کامنتیکاتور /دعای احمدی نژاد و آمین لاریجانی! کامنتیکاتور/ حال مزاجی ریال خوب نیست! در گرانی نان و زیاده‌گویی باگت و لایک پیراشکی /کامنتیکاتور ـ 2 محمودرضا خاوری و یه دلش که می‌گه بره نره؟ و شروع کامنتیکاتور! یک رباعی کوتاهی ـ بلندی! دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ تعبیر خواب در روزگار گرانی! یک سایت ایرانی رکورددار داشتن تعداد بیشترین دامنه در جهان شد! شخصیت داشته باش و روی پل پارک نکن! - عکس
کلمات کلیدی وبلاگ طنز (٤٥) عکس طنز (٢٧) عکس (٢٥) طنز غیر عمد (٢٠) شعر طنز (۱٦) عباس حسین نژاد (۱٥) آگهی (۱۱) داستان مینی مال (٩) ابوالفضل زرویی نصرآباد (٦) فوتوکاتور (٦) داستان طنز (٥) عکس دیوارنوشته (٥) کامنتیکاتور (٤) منوچهر احترامی (٤) نقیضه (۳) جمله قصار (۳) احمدی‌نژاد (۳) شعر عباس حسین نژاد (۳) بهروز سنگانی (۳) شعر حافظ (٢) ماهوما (٢) هزل غیرعمد (٢) آگهی طنز (٢) شابدولعظیم (٢) ازدواج (٢) تهران (٢) ژاپن (٢) سوتی (٢) یانگوم (٢) محسن نامجو (٢) گرگان (٢) مهدی بوترابی (٢) استاد دلنشین شالی (٢) احمدی نژاد (٢) علی معلم دامغانی (٢) تیتریکاتور (٢) علیرضا هاشمی نیا (٢) تنها مرد مدافع حقوق زنان (٢) تولد سارا (٢) عکس گشت ارشاد (٢) مرگ منوچهر احترامی (٢) توی ده شلمرود / حسنی دیگه تنها شد (۱) حسن دنده به دنده (۱) عکس کربلا (۱) مزدوران ایرانی در عراق (۱) دُرّ نجف ِ چینی (۱) کتایون ریاحی در عراق (۱) خبر طنز (۱) شعار انقلابی (۱) مدیر عامل پست (۱) پادشاه عمان (۱) نوکنده (۱) خسرو فرهاد (۱) سیندرلا در کرمانشاه (۱) خاوری (۱) رباعی طنز (۱) ترکیب طنز (۱) ناصر فیض (۱) شعر کوچه‌ها، کوچ بزرگ (۱) کوی دانشگاه تهران (۱) حمید برزویی (۱) مینی مال فرهنگی اجتماعی پلیسی ایرانی (۱) بگومگو (۱) کلاس کاریکاتور (۱) مرکز مجازی مطالعات ژاپن (۱) طنز مشایی (۱) عکس مشایی (۱) marina cano (۱) ژ-3 (۱) بیمارستان عرفان (۱) گل‌های باغ خداوند (۱) کوفت (۱) اغراق ایرانی (۱) جرثقیل؛ خرثقیل (۱) آنتونیو باندراس (۱) رستم و سهراب (۱) نماز در زیر آب (۱) سجده شکر در زیر آب (۱) دانشکده افسری امام علی(ع) (۱) خبرگزاری ایکنا (۱) نثر طنز (۱) قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه (۱) پس از اجابت آب بریزید (۱) زنان در اجتماع (۱) کافی شاپ سنتی (۱) عروسک آمریکایی (۱) جومونگ (۱) شنواره طنز مکتوب (۱) مصاحبه با مهر (۱) 18 دی ماه (۱) مالیات بر ارزش افزوده (۱) کیوسک زنانه مردانه (۱) سوتی املایی (۱) به سطوح آمدن! (۱) دامنه ir (۱) مرکز ثبت دامنه نقطه-آی‌آر (۱) azadiir (۱) ماهایا پطروسیان (۱) بیژن و منیژه (۱) پوست آهو (۱) سید ابراهیم نبوی (۱) سریال حضرت یوسف(ع) (۱) عید غدیر (۱) محمدرضا بایرامی (۱) مرتضی سرهنگی (۱) عاشقانه ناآرام (۱) نقیضه چوپان دروغگو (۱) آیت‌الله طالقانی (۱) تیترهای طنز (۱) امام سید موسی صدر (۱) فریبا عرب‌نیا (۱) علیرضا روشن (۱) کتاب اصل مطلب (۱) ماچ احمدی‌نژاد (۱) پرولتاریا‌های جهان متحد نشوید لطفن (۱) اعتراضات مردمی (۱) پارودی (۱) هفت سنگ (۱) نادر ختایی (۱) سبیل ‌کلفتان (۱) شراره بهار (۱) عکس زنجان (۱) سر به فلک فریادم (۱) گل آقا (۱) دفاع مقدس (۱) شعر کوتاه (۱) ابراهیم نبوی (۱) زادروز (۱) دستگیری (۱) روزنامه همشهری (۱) زنجان (۱) زنان و مردان (۱) چاوز (۱) یهودا (۱) فیلترنت (۱) بهمن هدایتی (۱) امید مهدی نژاد (۱) معمر قذافی (۱) نجف اشرف (۱) مترجم گوگل (۱) سایت گل آقا (۱) سلحشور (۱) فرار مغزها (۱) مشایی (۱) گشت ارشاد (۱) رضا امیرخانی (۱) آشپزخانه (۱) روز کارگر (۱) بروجرد (۱) فیلترنت ملی (۱) پلی تکنیک (۱) طلاق (۱) ممنوعیت (۱) نوآوری و شکوفایی (۱) شادمهر عقیلی (۱) رسانه های دیجیتال (۱) ایسنا (۱) سارا (۱) شعار (۱) گرانی (۱) دلتنگی (۱) وبلاگ (۱) شاهرود (۱) گاز (۱) برق (۱) مخابرات (۱) احمد شاملو (۱) هایکو (۱) ایران (۱) گفتگو (۱) شهید (۱) انتخابات (۱) گاو (۱) کروبی (۱) پست الکترونیکی (۱) تلویزیون (۱) کربلا (۱) تعبیر خواب (۱) غزه (۱) جاسبی (۱) پست (۱) لاریجانی (۱) زبان فارسی (۱) کار تیمی (۱) طنزنویس (۱) زرویی نصرآباد (۱) لرستان (۱) جلد کتاب (۱) کرج (۱) قبرگاه ملائک مقرب خدا (۱) باگت و بربری (۱) فریون مشیری (۱) titricatorir (۱) تیتر طنز (۱) آب تنی شیرین در چشمه (۱) روضه امام حسین(ع) (۱) روضه مینی‌مال (۱) اکبر نبوی (۱) نقد شعر طنز (۱) سارا و باباش (۱) فرمانداری گتوند (۱) خوش خبری (۱) منقل دیجیتال (۱) درباره منوچهر احترامی (۱) شاعر کودک (۱) عکس منوچهر احترامی (۱) طنز حافظ (۱) غائله انتخاباتی حافظ شیرازی (۱) خسرو معتضد (۱) جشنواره طنز مکتوب (۱) داستان دزدی (۱) ترحیم (۱) کتاب شعر عراقی (۱) هایکوواره (۱) مینی‌مال (۱) فاق (۱) سرپروفسور حسنعلی خان مستوفی (۱) جعل تاریخی (۱) ایران و ژاپن (۱) توالت عمومی (۱) سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران (۱) اشتراک فرهنگی (۱) رضا ساکی (۱) رادیو ایران صدا (۱) تخم مرغ چینی (۱) جشنواره‌ وبلاگ‌های طنز (۱) دفتر طنز (۱) پنپ (۱) افزونه ویندوز (۱) سیدکمال‌ دعایی (۱) الا دختر که موهای تو بوره (۱) پیوندها دات آی آر (۱) عقایدالمردمان (۱)
دوستان من سینمای مستند، اندیشه منور / هادی جعفری باران‌دردهان‌نيمه‌باز/ محمود فرجامی غریب تر از بهشت / هادی جعفری يک‌استعداددرک‌نشده/علی زراندوز صدف‌فراهانی‌‌درفوتوبلاگ‌آمینوس منم بلتم بنويسم/ احسان رأفتي عکس‌های‌من‌درسایت‌عکاسی کمی‌تاقسمتی‌جدی/رضارفيع خط‌خطي‌هاي‌ يك حق‌پرست فوتوهایکوی دوم یا شعرنگاره کامران محمدی ِ نسل پنجم چشماش ِ امير اسماعيلي سنگ مهتاب/عليرضا روشن دوبيتی‌های بابابهروز عريان احسان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس عکس‌های من در فوتوپیج مرجان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس سيدمهدی‌شجاعی ِعزيز! فوتوبلاگ نیماافشارنادری آچارفرانسه/ پرویز زاهد سرزمين آفتاب و احترام تایماز‌درفوتوبلاگ‌آمینوس من ‌در فوتوبلاگ‌آمینوس گلنسا / پوپک صابری روزی روزگاری سیاتل ارمغان زمان‌فشمی سیدعلی میرافضلی كبوتر حرم/ رضا کاوند بی‌بی‌گل/ رويا صدر سارا / من و تنهايي وقایع اتفاقیه / ژوبين یک‌نفر تين به‌نام تاها یاد یک درنا افتادم تنظ ِ ارژنگ حاتمي مجله ادبی قابيل سیاه مشق‌ها... ريحانه پارسانيك بوالفضول الشعرا نيک‌آهنگ کوثر دکتر هوهولوهو شمرشناسی کتایون آموزگار شب شکلاتی گليمچه ‌ِ طنز بچه درویش ميزشيپو چه غلطا! نوین نبوی آب و گل ماه آفل دهل تارا بلفی خوابگرد تسنيم راحله بانو چلوکباب ويوا ايتاليا! نسيم صبح سیاه مشق اسدالله امرایی راننده تاکسی گنجشک ناتمام مهدی بوترابی طليعه در چين ساعت‌سردسبز جلیل صفربیگی نقاش خیابان نور مهدي بهرنگ‌راد عقايد سبز بي‌رنگ هادی خورشاهیان يک عکس‌وهزارهايکو دفتر مشق ارتباطات سایه پروانه/ مطهره میز / فاطمه‌ي عزيزم گرگ‌بيابان/هری‌هالر کلاشينکف ديجيتال سرويس وبلاگ ايکنا سرويس وبلاگ ايسنا اسطوره‌‌ی‌ هفتم‌ زمین اين راه بي نهايت/مريم مهديجيتالداتپرشينبلاگ مامان و بابا و دخترشون بگذریم/ نفیسه مرشدزاده عکسبلاگ ساتيار امامي خ مثل خدا / زینب جامعی شب‌های پکن/ مجتباپولو غزلداستان/محسن فرجی هفت‌خط/ شهرام شهيدی کارگاه دیده بی‌خواب/رضوان یک‌پزشک/ علیرضا مجیدی ايمان امروز/ کوروش ضيابري عکس‌های من در فوتودات‌نت مرکز پژوهشی ميراث مکتوب عبیدالله! ِ شاکي/ رضا ساکی ‌محمدنمازی‌درفوتوبلاگ‌آمینوس ورگ/فرهنگ‌وادب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیلان‌ومازندران درمحضرملک‌الموت/جلال‌سميعی بلاگچين/ گلچين‌وبلاگ‌های‌ايرانی درکنارخوشه‌ی‌انگورگوشواره‌های‌تو كوچه‌سيدمهدي‌هاشمي‌ارواحنافداه فوتوبلاگ مهدی شادکار/ Photo-Vision