پیش نوشت:
ما زیاده از آن که بخواهیم بنویسیم و عنوان کنیم به ابوالفضل زرویی بدهکاریم، محبتی که وی به همه طنزپردازان داشته و دارد به رغم روحیه حساسش، مثال زدنی و ستودنی است
حالا احمدآباد مستوفی ستاره درخشان آسمان طنز ایران را در خود جای داده و عصر یکشنبه های هر هفته اش کانون ادبیات ایران در ساعت 4 و 5، میزبان مهربانی آموزه های معلمی مأخوذ به حیا است در نشست های بازخوانی متون کهن طنز.
شما نمی توانید از زیبایی و قوت ادبی نوشتارهای این مرد چه در «افسانه های امروزی» و چه در اشعار «با معرفت های عالم» بگذرید و بار قدرتمند طنز آن نادیده بگیرید.
اگر چه این رزوها از آن سبیل معروف که به قول نادر ختایی(احتمالن!) از آن خون می چکید نیست ولی گرمای کلمات صمیمی این بزرگمرد جفادیده از دوستان نادان(شاید دشمنان دانا بوده اند) عمق قلب آدم را به آینده امیدوار می کند!
این ضعف بنیانیان(رئیس حوزه هنری و استاد مباحث مهندسی فرهنگی که انصافن خوب در این باره حرف می زند!) را نمی شود انکار کرد که مدیری بهترین را - که دفتر طنز و شب شعر طنز «در حلقه رندان» را بنیاد نهاده - از دست داده است و نتوانسته با آنکه ظاهرن دلش می خواسته به حوزه برگرداند!

دلدادگی ِ مرا پایانی نیست
جایی که دلتنگیهایم را نهایتی نه
درخت ِ استوار ِ پر میوهی ِ زخمی!
ما هی از تو میوه چیدیم و
میچینیم
شادمان با دوستهایمان حتا قسمت کردیم و
میکنیم
اما دریغ از دستی که آبی چیزی...
*
درخت ِ امن ِ برادری!
دوست داشتنات با من چه میکند
در این هوای ابری ِ بیباران
و این جاده ِ بیتابلو
*
قلب ِ سفیدت را
هر روز به پرندگان تعارف میکنی
- به حتا لاشخورها نیز-
*
کولهپشتیام را
میاندازم
به این راه ِ تاریک
ادامه میدهم
...
پیدایت میکنم؟
------------
پس نوشت:
- نسیم عرب امیری نوشته بود شعری خواندنی در باب استاد و امید مهدی نژاد سر خط را گرفت و شعر نوشت و دعوت شدم که بنویسم ولی خب بی استعدادی هم بدچیزی است و اجابت نکردن دعوت دوستان چیزی بدتر، زین روی چیزی که پیشتر به محضر گرامی استاد زرویی تقدیم کرده بودم اینجا آوردم!
- سایت استاد را چند ماهی است هی می خواهیم به روی نت بیاوریم ولی بخت سایت هی باز نشد و پس پریروزها با عباس واقفی که این کار را پذیرفته اند قرار شد که ماجرای داخلی سایت را تمام کنیم گرافیک کلی و صفحه اصلی را بگذاریم بعد درست شدن آنها!
- آیت عزیز که دوری اش _و در ژاپن بودنش_برای ما یک دلتنگی دائمی است نوشته: فارغ از علاقه و ارادتی که دوستداران آقای زرویی به ایشان دارند که متاثر از شخصیت و منش ایشان است، من معتقدم که آقای زرویی گنجینهای ارزشمند و پربار برای زبان فارسی و ادبیات فارسی است که متاسفانه نظیرش بسیار کم است. و چقدر مایه اندوه است که استادی با آن صاحبنظری و آن همه معلومات و آن همه ذوق در محاق باشد و خزف بازارش را بشکند.
اگر ما خودمان قدر این بزرگان را ندانیم نباید انتظاری از "دستاندرکاران" امور داشته باشیم. آن هم در روزگاری که:
هنر خار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند

از امیر اسماعیلی و جلال سمیعی و رضا ساکی و مهدی استاداحمد دعوت می کنم که بنویسند!




