عباسحسیننژاد
تماس با من
پروفایل من

فوتوهایکو

مرکز مجازی مطالعات ژاپن

دیگر وبلاگ‌های من و ما


پایگاه مطالعات ژاپن صدای چیپس خوردن آدم پشت سری! درقید این کرشمه بمان؛ غیرممکن است! / شعر کوتاه ! درباره عباس حسین نژاد و کار و بار! حال‌وروزنوشت؛ شعر و احساسات! کاوازو(هايكوها و دغدغه هاي ژاپني من!) با همين چشمهاي معمولي / عكاسي هاي من صندلي(وبلاگ طنز) ماه‌تي‌تي؛(علی و سارا كوچولوهاي بابا!) گذشته‌ها گذشته
      و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند! ()
ما را به رندی افسانه کردند/ پیران زاهد، شیخان گمراه با همکاری سایر بستگان! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧


مقاله ای نوشتم در باب شعر طنز و اینترنت، در این شماره ماهنامه «شعر» که امید مهدی نژاد یکی از دبیران تحریریه اش است که هم آدم بسیار با ذوقی است و پرکار و خوش نویس! و هم شاعر بسیار خوبی است در عرصه جدی و طنز! که در زیر می آید.

 

همچنین گفت و گویی انجام دادیم با استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد  با عنوان «طنز طعم قهوه دارد»، که البته مصاحبه بسیار مفصلی است و البته اصل زحمتش را امید مهدی نژاد کشیده که می توانید این گفت و گوی بسیار مفصل را اینجا بخوانید.

 


امید در پیش درآمد مصاحبه در وبلاگش نوشته:


 «بهانه، انجام گفت‌وگویی بود برای ویژه‌نامۀ‌ شعر طنز «ماهنامۀ شعر». غروب یک روز جمعه با عباس حسین‌نژاد و کلی جیگر [کبد گوسفند، که کباب‌شده‌اش مصرف غذایی دارد/ توضیح ضروری از خودم] که از جگرکی پایین میدان ولی‌عصر گرفته بودیم، رفتیم خانۀ جناب زرویی و تا ساعت یازده شب مهمان او و حرف‌هایش شدیم.»

 

 

درباره امید مهدی نژاد اینجا بخوانید و درباره من جهت اطلاع و محض ریا اینجا!

و اما مقاله:
 
شگفت زدگی در ملاء عام یا چقدر شعر طنز در اینترنت کم داریم!


اینترنت گسترده‌ترین فضای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی دروغینی‌ست که به    دست بشر ساخته‌ و بر پا و قلبش زنجیر شده است! و اگر تأثیر اصول، قوانین و سلایق عجیب و غریب حکومت‌ها نباشد، مرزی در آن مشاهده ‌نمی‌شود و هرکس هرکاری دلش بخواهد می‌کند و... می‌رود! 
طنز، مظلوم‌ترین شاخه فرهنگ و ادبیات، حوزه گَل ‌و گشادی‌ست، به هزار و یک دلیل. به‌وی‍ژه نداشتن متولی و به ویژه‌تر(!) این‌که در ایران، هرکس به خودش اجازه می‌دهد خودش را «طنزپرداز» بداند و هرچیزی بنویسد و اسمش را طنز بگذارد و به‌زعم خودش باعث انبساط خاطر دیگران شود. وبلاگ و وبلاگ نویسی نیز این‌روزها در ایران برای خودش برو و بیایی پیدا کرده است.
نگاهِ ایرانی به بحث وبلاگ نویسی سبب به وجود آمدن پدیده ای مانند تخصصی نویسی شده است و یکی از شاخه های تخصصی نویسی طنز است و از شاخه های مهم طنز نیز «شعر طنز» است که در عین اهمیت آن، کمتر مورد اعتنا قرار گرفته و می‌گیرد. از همین‌رو حجم نثرهای طنزآمیز بسیار بیشتر و چشم گیرتر از شعرهای طنزآمیز است؛ اگرچه به نسبت انشعابات گوناگون نثر، باید هم که چنین باشد.
اما نکته جالب این است که در فضای واقعی برخلاف فضای مجازی اینترنت ماجرا برعکس است. شاهدِ این امر هم برگزاری منظم شب های شعر طنز «در حلقه رندان» است که همیشه استقبالِ سالن پُرکنی را در پی داشته است، ولی شب های نثر طنز که عنوانِ بدشگونِ «شب خلوت» را یدک می‌کشید، واقعاً هم خلوت بود و پس از چندی نیز تعطیل شد که شد.
البته نگاهِ ما به شعر طنز در اینترنت (یعنی آن چه منظور نظر نگارنده است) بیشتر
متوجه شعرهایی‌ست که حقیقتاً می‌توان نام «طنز» بر آن‌ها نهاد؛ وگرنه خیلی ها هستند که در گونه های دیگرِ شوخ طبعی، اشعاری را در گروه ها، فروم ها، وبلاگ ها و سایت ها منتشر می‌کنند. شعرهایی که سطح کیفی پایینی دارند، ولی چه می‌شود کرد که بر آن‌ها نیز نام «شعر طنز» نهاده می‌شود و نکته جالب توجه این است که اتفاقاً این دسته از اشعار استقبال بیشتری برمی‌انگیزند. استقبالی که به نگاهِ فضایِ جوانانه و نوجوانانه محیط مجازی برمی‌گردد، برگشتنی!
*
البته اصل موضوع این است که شاعر طنزپرداز کم داریم و پیرو این کمبود تولید شعر طنز نیز پایین است. وگرنه فضای مجازی نیز از حضور شاعران طناز به همان اندازه بهره می‌برد که فضای واقعی. یعنی در حالی‌که بیش از دو میلیون وبلاگ در فضای سرویس دهنده های فارسی ثبت شده است، وبلاگ هایی که با شعر طنز به روز می‌شوند، آن‌قدر اندکند که در این آشفته‌بازار به چشم نیز نمی‌آیند. به قول شاعر، اسیرانِ کمندِ شعر طنز، آن قدر کمند که می‌توان با هریک از انگشتان دست به یکی از آنان اشاره کرد و تازه انگشت هم اضافه آورد!
*
به نظر نگارنده، دلایل زیر باعث گسترش طنز (از شعر طنز گرفته تا گونه های مختلف شوخ طبعی) در اینترنت شده‌اند (البته می‌دانید که «گسترش» با «پیشرفت» خیلی تفاوت دارد! شاید طنز توانسته ‌باشد به همه سوراخ‌های اینترنت (از سایت ها، وبلاگ ها، فروم ها، گروه های دوستی و گروه های ایمیلی) سرک کشیده‌ باشد، ولی پیشرفت قابل‌توجهی نکرده ‌است و انقلابی را در این عرصه شاهد نبوده‌ایم):
ـ کمبود فضای عرض اندام در مطبوعات:
مطبوعات ما تیراژ قابل و جالب‌توجهی که ندارند؛ به طنز هم که می‌رسند، نه سلیقه دارند و نه آشنایی درست با اصلِ جنس! برای همین خیلی که شاهکار بکنند، چند عکس مونتاژی (سرهم شده!) به‌عنوان «فوتوطنز» به خدمت مخاطب ارائه می‌کنند. از این فوتوطنزهایی که در سایت ها و وبلاگ ها بدون رعایت هیچ گونه حق مؤلف و مصنف و مدوِّن (مونتاژکن یا سرهم کن) لحظه به لحظه تکثیر و بازنشرمی‌شوند!
ـ دوام نیاوردن مطبوعات:
مطبوعات ما اعم از روزنامه و مجله تا می‌آیند جا بیفتند یک چیزی شان می‌شود. یا کم می‌آورند و تعطیل می‌شوند، یا زیاد می‌آورند و تعطیل می‌کنند (حذف فاعل به قرینه آگاهیِ مخاطب!). البته توضیح بهترش این است که راه استفاده از ظرفیتِ واقعی طنز و طنزپردازی را بلد نیستند و این می‌شود که اینترنت می شود رسانه ای برای انتشار ظرفیت های طنز. از مطبوعات ما به جز مورد نادرِ استفاده روزنامه همشهری از اشعار ابوالفضل زرویی، به عنوان یک کار راهبردی، که استقبال بسیار خوبی هم از آن شد؛ بخاری بلند نشده است!
ـ عدم اعتماد مطبوعات به نویسندگان جوان
اعتماد نمی‌کنند دیگر! چه‌کارشان کنیم؟!
ـ حق‌کشی و حق‌خوری در مطبوعات (یعنی کم دادن و حتی ندادنِ پول یا همان حق‌التحریر که باعث ‌می‌شود طرف بگوید می‌روم اقلاً برای خودم می‌نویسم و می‌گذارم در سایت یا وبلاگ خودم.)
نگارنده استادی از استادان مسلم طنز این مرز و بوم را سراغ دارد که بعد از یک سال و نیم (حدوداً) نوشتن طنز هفتگی برای یک روزنامه مدعیِ وزانت صد و سی و پنج هزار تومان حق‌التحریر دریافت کرد! ما جای آنان خجالت کشیدیم!
ـ کج‌فهمی‌و کم‌فهمی‌ارباب مطبوعات، صاحبان جراید و آنهایی که مستقیم و غیر مستقیم با حال‌گیری مطبوعات سر و کار دارند!
خوب؛ در اینترنت آدم راحت تر است و می‌تواند اقلاً پایش را دراز کند!
ـ فضای ارزان عرض اندام در اینترنت
ـ برخورد سریع و مستقیم با مخاطب در اینترنت
در اینترنت تا با یک شعری، نثری، چیزی به روز شدید، مخاطب می‌آید و خوانده و نخوانده نظرش را درباره آن اعلام می‌کند. این طوری، نویسنده‌ای که شما باشید کیفور می‌شوید و می‌روید جلوی آینه به خودتان لبخند افتخارآمیز می‌زنید!
ـ رها بودن از قید و بند سانسور در نوشتار و کشیدار! (کاریکاتور) و گرفتار! (عکس) و بی‌پرده بودن در این فضا
ـ قابلیت مخفی بودن اسم و آدرس نویسنده در اینترنت
ـ مشخص نبودن مرز طنز، فکاهی، هزل، هجو و...
این امر باعث شده که هر چیزی، به هر نحوی و با هر کلماتی که در سایت ها و وبلاگ ها نوشته ‌شود؛ اسمش بشود طنز و در بیشتر مواردی که نگارنده شاهدش بوده، سعی شده سر و ته قضیه با شوخی هم آورده ‌شود!
ـ باز بودن دست‌ها و ذهن‌ها برای پا گذاشتن به عرصه‌های جدید به خصوص سبک‌های مختلف نوشتاری
این باز بودن را در عرصه نثر طنز به وفور شاهد بوده ایم، اما در شعر طنز، در تکنیک که اتفاق خاصی نیفتاده است، ولی در محتوا و استفاده از کلمات امروزی و جالب توجه برای نسل جوان، شاهد‌کارهای‌جالبی بوده‌ایم.
ـ پایین بودن سطح مخاطبان در اینترنت
شاید به بعضی ها بربخورد که این پایین بودن دیگر چه حرفی‌ست. اما این واقعیت تلخی‌ست که گریزی از باورش نیست! (این مسأله را نه فقط از راه قَسَم، که از راه های مختلف دیگری می‌توان اثبات کرد!)
البته این احتمال هم وجود دارد که مخاطبان حوصلهه برخورد جدی با موضوعات را ندارند و البته تر با ضعف ساختاری و زیرساختی اینترنت در ایران و توسعه بی آموزشِ فضای مجازی در کشور، گران بودن هزینه سخت افزاری و نرم افزاری و... انتظار خواندن مطالب دشوارالهضم(!) را از کسی نباید داشت.
ـ عدم برخورد جدیِ مخاطبان با موضوعات مطرح‌شده
مردم طنز را یک شوخی ‌می‌دانند و فکر می‌کنند کسی که طنز می‌نویسد، به حکم آن لطیفه معروف، خودش اول سر شوخی را باز کرده ‌است! بنابراین به جدی ترین مطالبِ طنز هم از دریچه صرفاً شوخی می‌نگرند. البته مخاطب زدگی هم از عوارض طنزِ این روزها چه در فضای واقعی و چه در اینترنت است.
ـ نیاز مخاطبان به موضوعات جدید و غیرکلیشه و حتی عجیب و غریبِ خنده‌دار
ـ جذاب بودن، نامتناهی بودن و متنوع و رنگارنگ بودن فضای مجازی
این قابلیت حتی نویسندگان قدیمی و حرفه‌ای را هم به اینترنت کشانده ‌است، که در این بین، طنز و شعر طنز از این قاعده مستثنا نیست.
ـ فقدان راهبری مناسب و عدم تمایل حرفه‌ای ها (که البته خیلی هم کم هستند) به هدایت طنزنویسان جوان (خط دادن و خط زدن مشق‌های‌شان).
ـ بی‌مطالعگیِ افراطیِ موجود در اجتماع امروز و تولید آثار کم‌محتوا یا بی‌محتوا ‌(به عبارت بهتر تولید بدون استفاده از مواد اولیه مرغوب) یا به اصلاح فقدانِ جنسِ خوب!
و البته:
ـ و... .
*
در نگاه کلی و به‌عنوان سخن پایانی باید بگوییم اینترنت دارد جزو پایه های زندگی افراد می‌شود، به طوری که اگر فردا پس‌فردا شنیدیم که یک خط پرسرعت وای مکس را پشت قباله دختری انداختند، نباید شگفت زده شویم!
اما از این‌که با وجود این‌همه شاعر، این‌همه ذوق و این‌همه ظرافتِ ذاتیِ ایرانی، شاعر طنزپرداز کم داریم، اصولاً و عموماً شگفت زده ایم!


بیش مباد!

پس نوشت:

دیروز در حوزه هنری به ناصر فیض برخوردم و هشدار ایشان برای اینکه مهلت جشنواره طنز مکتوب (که تا 10 مهر تمدید شده!) دارد تمام می شود و پرسید: شعر طنز نمی گفتی تو؟  و نمی خواهی در جشنواره شرکت نمی کنی؟
گفتم: ما استعدادمان قبلن کشف و ضبط شد!
خندید و گفت: به قول اسماعیل امینی، ما استعداد جوانان را کشف و خنثی می کنیم!!

لینک      نظرات ()      

آی آر ِ من کجای؟ آی آر چه بی وفایی؟! نویسنده: عباسحسیننژاد - سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٧

داشتم یک سری دامنه ثبت می کردم توی سایت مرکز ثبت دامنه نقطه-آی‌آر (‎.ir) »» ، که رسیدم به یک دامنه جالب، یعنی گفتم امتحان کنم ببینم موجود است یا نه! حالا دامنه چه بود؟ آزادی دات آی آر azadi.ir که برخوردم به این جمله: این دامنه برای ثبت ممنوع است(؟!؟) این هم تصویر صفحه:


چه دلیلی می تواند داشته باشد ثبت دامنه آزادی ممنوع باشد؟
آیا هنوز ما از چیزهایی می ترسیم که هیچ ترسی ندارند؟
سیاستگذار ِ ممنوعیت دامنه های آی آر چه کس یا کسانی هستند؟ و وقتی داشت یا داشتند کلمه آزادی را به دامنه های ممنوعه اضافه می کرد، چه اندیشه ای در سر داشت یا داشتند؟
لیست دامنه های ممنوعه آی آر را که عموماً نام های ملی، استانها و شهرستانها هستند در اینجا ببینید!

 

لینک      نظرات ()      

چه کسی بود باز صدا زد سهراب؟/ ای بابا! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٧

یگ

گسترش سوات در مدیریت بخش الفارسیه سایت العربیه!!

با ما آگهی کنید!

با ما آگهی کنید!

دو

تو خودش بود که پرسید سوار
خانه موش کجاست؟!!

مهربونی شهردار رو در این آگهی حس می کنید؟!

بندری زدن سهراب سپهری در گور

لینک      نظرات ()      

ای یوسف خوش نام ما/ خوش می روی بر بام ما ها!! ایول! نویسنده: عباسحسیننژاد - جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧

سریال حضرت یوسف(ع) را که می بینید شاید!
حرکت در خوری است  البته در ساختن سریال های تاریخی!
اما این سریال همان سریالی است که جناب سلحشور با هزینه به قولی پنج و نیم میلیارد و به قولی بیش از ده میلیارد تومان  ساخته!
همان سریالی که گروه گریم تمام تلاششان  را کرده اند که اطرافیان را هر چه بیشتر زشت بنمایند تا یوسف(ع) زیبا به نظر بیاید!
همان سریالی که بیشتر شیبه تله تئاتر است تا یک سریال پرهزینه تاریخی تلویزیونی!
همان سریالی که پیامبرش به جای حکم به ظاهر حکم به باطن می کند، جوش می آورد و حتا زنش را تهدید به طلاق می کند و فرستادن به خانه بابایش!
همان سریالی که موهای مصنوعی و مداد کشیدن های کنار چشم عزیز مصر گرفته تا بقیه هی توی ذوق می زند!
همان سریالی که کاهنان معبدش آدم را یاد کارتون ای کیو سان می اندازد!
همان سریالی که همه ساکنان قصر از آشپز گرفته تا انباردار به حضرت یوسف هیز نگاه می کنند!
اینها را که می گویم اصلن نمی خوام زحمات چند ساله آقای سلحشور را نادیده بگیرم و بحث کنم که پول زیاد گرفته یا کم! کار فرهنگی پول حسابی می خواهد! این را همه باید بدانند!
اما!
یک امای خیلی بدی اینجاست که دلم نمی آید نگویم و ندانید!
تحریف تاریخ با داشتن آن همه مشاور و کتاب و نویسنده و نظارت!
در داستان حضرت یوسف(ع) آمده:
«یکى از برادران یوسف که یهودا نام داشت، پیشنهاد قتل یا تبعید یوسف را رد کرد و گفت: یوسف را نکشید بلکه اگر حتما باید کارى بکنید، بهتر است که او را در قعر چاه و در تاریکى آن قرار بدهید تا بعضى از کاروانیانى که از کنار چاه عبور مى کنند او را پیدا کنند و با خود ببرند.
   چنین مى نماید که یهودا خوش قلب تر از برادران دیگر بود و اساسا به توطئه بر ضد یوسف عقیده نداشت، ولى چون مجبور بود برادران را همراهى کند، گفت: اگر مى خواهید کارى درباره یوسف انجام گیرد، چنین کنید.
   پیشنهاد یهودا در عین حال که یوسف را از پدر جدا مى کرد، آسیب بدنى براى یوسف نداشت چون قرار شد که او را به آرامى در تاریکى چاه یعنى در محلى قرار بدهند که در نزدیکى قعر چاه براى گذاشتن برخى از ابزار و آلات و یا استراحت مقنّى آماده مى کنند و نزد او نانى هم بگذارند تا کاروانیانى که از آن چاه آب مى کشند، او را نجات دهند و با خود ببرند. معلوم مى شود که این چاه یک چاه معینى بود و بر سر راه عبور کاروانیان بود. گفته شده که این چاه سه فرسخ با خانه یعقوب فاصله داشت.» نقل از اینجا!
در صورتی که در داستان به روایت آقای سلحشور، یهودا همان برادر خشن است که هم قصد قتل یوسف را داشت هم به همه زور می گفت و می گوید!
 شنیدم کسی از خبرنگاران که پی گیر ماجرا شده از آقای سلحشور زنگ زده و از ایشان دلیل این کار را پرسیده و پاسخ شنیده(نقل به مضمون!) که ما به دلیل این که خواستیم از کلمه یهود تلقی خوبی در ذهن مردم نباشد یعنی چون نام یهود و یهودی را به ذهن متبادر می کرد نقش منفی را به  یهودا سپردیم! این کار را کردیم!
 تازه بنا بر روایت هایی نسل بعدی پیامبران بنی اسرائیل از فرزندان یهودا بوده اند!
حالا چه کسی باید پاسخگو باشد نمی دانم!

لینک      نظرات ()      

یک مینی مال تاریخی! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧

منیژه با گریه به سر چاه رسید.
سرش را تا ناف توی تاریکی چاه کرد و خسته فریاد زد: بیییژن! بیییژن!
و دلو را به درون چاه انداخت!
دلو  ِ سنگین که به روشنایی دهانه چاه رسید، منیژه ذوق زده فریاد زد: یووووووسف!
بیژن ماه ها در چاه منتظر بود و منیژه و زلیخا با هم کنار آمده بودند!

پ.ن:

تصویر مربوط به بیژن و منیژه(نقره ای) از اینجا!

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز! کامنتیکاتور /دعای احمدی نژاد و آمین لاریجانی! کامنتیکاتور/ حال مزاجی ریال خوب نیست! در گرانی نان و زیاده‌گویی باگت و لایک پیراشکی /کامنتیکاتور ـ 2 محمودرضا خاوری و یه دلش که می‌گه بره نره؟ و شروع کامنتیکاتور! یک رباعی کوتاهی ـ بلندی! دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ تعبیر خواب در روزگار گرانی! یک سایت ایرانی رکورددار داشتن تعداد بیشترین دامنه در جهان شد! شخصیت داشته باش و روی پل پارک نکن! - عکس
کلمات کلیدی وبلاگ طنز (٤٥) عکس طنز (٢٧) عکس (٢٥) طنز غیر عمد (٢٠) شعر طنز (۱٦) عباس حسین نژاد (۱٥) آگهی (۱۱) داستان مینی مال (٩) ابوالفضل زرویی نصرآباد (٦) فوتوکاتور (٦) داستان طنز (٥) عکس دیوارنوشته (٥) کامنتیکاتور (٤) منوچهر احترامی (٤) نقیضه (۳) جمله قصار (۳) احمدی‌نژاد (۳) شعر عباس حسین نژاد (۳) بهروز سنگانی (۳) شعر حافظ (٢) ماهوما (٢) هزل غیرعمد (٢) آگهی طنز (٢) شابدولعظیم (٢) ازدواج (٢) تهران (٢) ژاپن (٢) سوتی (٢) یانگوم (٢) محسن نامجو (٢) گرگان (٢) مهدی بوترابی (٢) استاد دلنشین شالی (٢) احمدی نژاد (٢) علی معلم دامغانی (٢) تیتریکاتور (٢) علیرضا هاشمی نیا (٢) تنها مرد مدافع حقوق زنان (٢) تولد سارا (٢) عکس گشت ارشاد (٢) مرگ منوچهر احترامی (٢) توی ده شلمرود / حسنی دیگه تنها شد (۱) حسن دنده به دنده (۱) عکس کربلا (۱) مزدوران ایرانی در عراق (۱) دُرّ نجف ِ چینی (۱) کتایون ریاحی در عراق (۱) خبر طنز (۱) شعار انقلابی (۱) مدیر عامل پست (۱) پادشاه عمان (۱) نوکنده (۱) خسرو فرهاد (۱) سیندرلا در کرمانشاه (۱) خاوری (۱) رباعی طنز (۱) ترکیب طنز (۱) ناصر فیض (۱) شعر کوچه‌ها، کوچ بزرگ (۱) کوی دانشگاه تهران (۱) حمید برزویی (۱) مینی مال فرهنگی اجتماعی پلیسی ایرانی (۱) بگومگو (۱) کلاس کاریکاتور (۱) مرکز مجازی مطالعات ژاپن (۱) طنز مشایی (۱) عکس مشایی (۱) marina cano (۱) ژ-3 (۱) بیمارستان عرفان (۱) گل‌های باغ خداوند (۱) کوفت (۱) اغراق ایرانی (۱) جرثقیل؛ خرثقیل (۱) آنتونیو باندراس (۱) رستم و سهراب (۱) نماز در زیر آب (۱) سجده شکر در زیر آب (۱) دانشکده افسری امام علی(ع) (۱) خبرگزاری ایکنا (۱) نثر طنز (۱) قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه (۱) پس از اجابت آب بریزید (۱) زنان در اجتماع (۱) کافی شاپ سنتی (۱) عروسک آمریکایی (۱) جومونگ (۱) شنواره طنز مکتوب (۱) مصاحبه با مهر (۱) 18 دی ماه (۱) مالیات بر ارزش افزوده (۱) کیوسک زنانه مردانه (۱) سوتی املایی (۱) به سطوح آمدن! (۱) دامنه ir (۱) مرکز ثبت دامنه نقطه-آی‌آر (۱) azadiir (۱) ماهایا پطروسیان (۱) بیژن و منیژه (۱) پوست آهو (۱) سید ابراهیم نبوی (۱) سریال حضرت یوسف(ع) (۱) عید غدیر (۱) محمدرضا بایرامی (۱) مرتضی سرهنگی (۱) عاشقانه ناآرام (۱) نقیضه چوپان دروغگو (۱) آیت‌الله طالقانی (۱) تیترهای طنز (۱) امام سید موسی صدر (۱) فریبا عرب‌نیا (۱) علیرضا روشن (۱) کتاب اصل مطلب (۱) ماچ احمدی‌نژاد (۱) پرولتاریا‌های جهان متحد نشوید لطفن (۱) اعتراضات مردمی (۱) پارودی (۱) هفت سنگ (۱) نادر ختایی (۱) سبیل ‌کلفتان (۱) شراره بهار (۱) عکس زنجان (۱) سر به فلک فریادم (۱) گل آقا (۱) دفاع مقدس (۱) شعر کوتاه (۱) ابراهیم نبوی (۱) زادروز (۱) دستگیری (۱) روزنامه همشهری (۱) زنجان (۱) زنان و مردان (۱) چاوز (۱) یهودا (۱) فیلترنت (۱) بهمن هدایتی (۱) امید مهدی نژاد (۱) معمر قذافی (۱) نجف اشرف (۱) مترجم گوگل (۱) سایت گل آقا (۱) سلحشور (۱) فرار مغزها (۱) مشایی (۱) گشت ارشاد (۱) رضا امیرخانی (۱) آشپزخانه (۱) روز کارگر (۱) بروجرد (۱) فیلترنت ملی (۱) پلی تکنیک (۱) طلاق (۱) ممنوعیت (۱) نوآوری و شکوفایی (۱) شادمهر عقیلی (۱) رسانه های دیجیتال (۱) ایسنا (۱) سارا (۱) شعار (۱) گرانی (۱) دلتنگی (۱) وبلاگ (۱) شاهرود (۱) گاز (۱) برق (۱) مخابرات (۱) احمد شاملو (۱) هایکو (۱) ایران (۱) گفتگو (۱) شهید (۱) انتخابات (۱) گاو (۱) کروبی (۱) پست الکترونیکی (۱) تلویزیون (۱) کربلا (۱) تعبیر خواب (۱) غزه (۱) جاسبی (۱) پست (۱) لاریجانی (۱) زبان فارسی (۱) کار تیمی (۱) طنزنویس (۱) زرویی نصرآباد (۱) لرستان (۱) جلد کتاب (۱) کرج (۱) قبرگاه ملائک مقرب خدا (۱) باگت و بربری (۱) فریون مشیری (۱) titricatorir (۱) تیتر طنز (۱) آب تنی شیرین در چشمه (۱) روضه امام حسین(ع) (۱) روضه مینی‌مال (۱) اکبر نبوی (۱) نقد شعر طنز (۱) سارا و باباش (۱) فرمانداری گتوند (۱) خوش خبری (۱) منقل دیجیتال (۱) درباره منوچهر احترامی (۱) شاعر کودک (۱) عکس منوچهر احترامی (۱) طنز حافظ (۱) غائله انتخاباتی حافظ شیرازی (۱) خسرو معتضد (۱) جشنواره طنز مکتوب (۱) داستان دزدی (۱) ترحیم (۱) کتاب شعر عراقی (۱) هایکوواره (۱) مینی‌مال (۱) فاق (۱) سرپروفسور حسنعلی خان مستوفی (۱) جعل تاریخی (۱) ایران و ژاپن (۱) توالت عمومی (۱) سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران (۱) اشتراک فرهنگی (۱) رضا ساکی (۱) رادیو ایران صدا (۱) تخم مرغ چینی (۱) جشنواره‌ وبلاگ‌های طنز (۱) دفتر طنز (۱) پنپ (۱) افزونه ویندوز (۱) سیدکمال‌ دعایی (۱) الا دختر که موهای تو بوره (۱) پیوندها دات آی آر (۱) عقایدالمردمان (۱)
دوستان من سینمای مستند، اندیشه منور / هادی جعفری باران‌دردهان‌نيمه‌باز/ محمود فرجامی غریب تر از بهشت / هادی جعفری يک‌استعداددرک‌نشده/علی زراندوز صدف‌فراهانی‌‌درفوتوبلاگ‌آمینوس منم بلتم بنويسم/ احسان رأفتي عکس‌های‌من‌درسایت‌عکاسی کمی‌تاقسمتی‌جدی/رضارفيع خط‌خطي‌هاي‌ يك حق‌پرست فوتوهایکوی دوم یا شعرنگاره کامران محمدی ِ نسل پنجم چشماش ِ امير اسماعيلي سنگ مهتاب/عليرضا روشن دوبيتی‌های بابابهروز عريان احسان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس عکس‌های من در فوتوپیج مرجان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس سيدمهدی‌شجاعی ِعزيز! فوتوبلاگ نیماافشارنادری آچارفرانسه/ پرویز زاهد سرزمين آفتاب و احترام تایماز‌درفوتوبلاگ‌آمینوس من ‌در فوتوبلاگ‌آمینوس گلنسا / پوپک صابری روزی روزگاری سیاتل ارمغان زمان‌فشمی سیدعلی میرافضلی كبوتر حرم/ رضا کاوند بی‌بی‌گل/ رويا صدر سارا / من و تنهايي وقایع اتفاقیه / ژوبين یک‌نفر تين به‌نام تاها یاد یک درنا افتادم تنظ ِ ارژنگ حاتمي مجله ادبی قابيل سیاه مشق‌ها... ريحانه پارسانيك بوالفضول الشعرا نيک‌آهنگ کوثر دکتر هوهولوهو شمرشناسی کتایون آموزگار شب شکلاتی گليمچه ‌ِ طنز بچه درویش ميزشيپو چه غلطا! نوین نبوی آب و گل ماه آفل دهل تارا بلفی خوابگرد تسنيم راحله بانو چلوکباب ويوا ايتاليا! نسيم صبح سیاه مشق اسدالله امرایی راننده تاکسی گنجشک ناتمام مهدی بوترابی طليعه در چين ساعت‌سردسبز جلیل صفربیگی نقاش خیابان نور مهدي بهرنگ‌راد عقايد سبز بي‌رنگ هادی خورشاهیان يک عکس‌وهزارهايکو دفتر مشق ارتباطات سایه پروانه/ مطهره میز / فاطمه‌ي عزيزم گرگ‌بيابان/هری‌هالر کلاشينکف ديجيتال سرويس وبلاگ ايکنا سرويس وبلاگ ايسنا اسطوره‌‌ی‌ هفتم‌ زمین اين راه بي نهايت/مريم مهديجيتالداتپرشينبلاگ مامان و بابا و دخترشون بگذریم/ نفیسه مرشدزاده عکسبلاگ ساتيار امامي خ مثل خدا / زینب جامعی شب‌های پکن/ مجتباپولو غزلداستان/محسن فرجی هفت‌خط/ شهرام شهيدی کارگاه دیده بی‌خواب/رضوان یک‌پزشک/ علیرضا مجیدی ايمان امروز/ کوروش ضيابري عکس‌های من در فوتودات‌نت مرکز پژوهشی ميراث مکتوب عبیدالله! ِ شاکي/ رضا ساکی ‌محمدنمازی‌درفوتوبلاگ‌آمینوس ورگ/فرهنگ‌وادب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیلان‌ومازندران درمحضرملک‌الموت/جلال‌سميعی بلاگچين/ گلچين‌وبلاگ‌های‌ايرانی درکنارخوشه‌ی‌انگورگوشواره‌های‌تو كوچه‌سيدمهدي‌هاشمي‌ارواحنافداه فوتوبلاگ مهدی شادکار/ Photo-Vision