عباسحسیننژاد
تماس با من
پروفایل من

فوتوهایکو

مرکز مجازی مطالعات ژاپن

دیگر وبلاگ‌های من و ما


پایگاه مطالعات ژاپن صدای چیپس خوردن آدم پشت سری! درقید این کرشمه بمان؛ غیرممکن است! / شعر کوتاه ! درباره عباس حسین نژاد و کار و بار! حال‌وروزنوشت؛ شعر و احساسات! کاوازو(هايكوها و دغدغه هاي ژاپني من!) با همين چشمهاي معمولي / عكاسي هاي من صندلي(وبلاگ طنز) ماه‌تي‌تي؛(علی و سارا كوچولوهاي بابا!) گذشته‌ها گذشته
      و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند! ()
یا رب اين نوگل خندان كه سپردي به منش/ نخواستيم، بگو بيان ببرنش! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٦
يگ
در سال ارتحال ملي! وانسجام اسلامي گرامي باد!
 اين همه نوابغ فرهنگي در ايران هست و باز گلايه از كمبود!
>>عكس بزرگتر<<
دو

یک شیوه لطیف برای مبارزه با بدحجابی را از  ابوالفضل زرويی نصرآباد بخوانيد:

در آموزش شیوه تذکر به اناث و کنترل احساس و شکایت از وسواس الخناس و لزوم پرهیز از فشار بر مردم روزگار فرماید:
 
به به ای خانم قشنگ و ملوس
که قدم می‌زنی به مثل عروس
ای که در پیش آینه با تاپ
کرده‌ای یک دو ساعتی میک آپ
روی اجزای صورتت یک یک
ریمل وسایه و رژ و پن‌کک
شده‌ای – چشم خواهری ! – خوشگل
می‌بری از بزرگ و کوچک دل
می شود بند عفت از این ناز
چون کمربند سبز تهران باز!
نگو اصلا که: "ذاتا این مدلم"
خودم این‌کاره‌ام عزیز دلم
من که این قدر خویشتن دارم
باز، دیوانه می‌شوم دارم!
که اگر موجبات ننگی تو
پس چرا این قدر قشنگی تو؟!
خواهرم توی این بریز و بپاش
تا حدودی به فکر ما هم باش
پیش خود فکر کن که مرد غریب
گر ببیند تو را به این ترتیب
از لبش آب راه می‌افتد
طفلکی در گناه می‌افتد
من خودم بی خیال دنیاشم
نه که منظور من خودم باشم
مشکل از سوی جوجه کفترهاست
غصه‌ام معضل جوانترهاست
که به یک جلوه زن از مریخ
خل و دیوانه می‌شوند از بیخ
رشته را می‌کنند هی پنبه
بس که ناواردند و بی جنبه
ما که داریم خانه‌ای در بست
تازه ویلای دوستان هم هست
غالبا عصرها همانجایم
هفته‌ای یک دو روز تنهایم
الغرض این از این همین دیگر
روسری را جلو بکش خواهر!

***
 بقيه اشعار طنز را در وبلاگ ملا كه محمد زرويي به راه اندخته در احوال و آثار اخوي گرامي‌اش بخوانيد!
پس‌نوشت: 
براي كامنت گذاشتن با استفاده از نيروي ذهن خودتان به صورت يدي آدرس  http://commenting.persianblog.ir را به http://commenting.persianblog.ir تغيير دهيد!
يا روي همين كليك كنيد!
لینک      نظرات ()      

گر مسلماني از اين است كه حافظ دارد/ كه خاك بر اون سرش! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٦
.
.
.
مسلمانان سه غم اومد به يك بار
غم دو و غم سه و غم چار!
غم دو و غم سه چاره مي‌شه
غم چار و غم چار و غم چار!
.
.
.
لینک      نظرات ()      

حافظ از جور تو حاشا كه بگرداند روي/ ولي تو پر رو نشو! نویسنده: عباسحسیننژاد - جمعه ٢٢ تیر ۱۳۸٦
۱
وليمه عروسي مستحب است!
مكان: شيرهاي وضوي نماز جمعه در خيابان قدس
۲
مكان: فرودگاه كرمانشاه
...
۴- استفاده از شال باريك و نازك به جاي روسري و مقنعه يا استفاده از روسري كوچك و نمايان شدن موهاي سر! به‌صورت عمد از جلو يا پشت! 
۶- حضور به صورت بدحجابي در داخل خودروهاو يا كوچه ها(بدون روسري و نمايان شدن قسمت‌هايي از بدن!)
لینک      نظرات ()      

يارم به يگ! لا پيرهن(در اين گرماي هوا) ، خوابيده زير نسترن! نویسنده: عباسحسیننژاد - سه‌شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٦
يگ
گاهی محض ریا، مسلماني‌مان گل مي‌كند و می‌رویم در مسجد ضلع شمال غربی میدان انقلاب نماز می‌خوانیم!
چیزی که توجه مرا جلب کرده‌بود و هي آزار مي‌داد مغز مرا كه كي از آن عكس بگيرم،
 این آگهی کنار در ورود مسجد بود:
خطر سرقت کفش!
تا اينكه ديشب توفيقي دست داد كه اين كار را بكنم و كردم!
 
دو
 
در جشنواره مطبوعات مالیات در بخش طنز، يك جايزه‌ي اول هم گرفتيم براي خودمان و ذوق كرديم!
روي‌شان نشد كه بنويسند وبلاگ هم يك رسانه است ديگر براي خودش، و نوشتند: شركت‌كننده‌ي آزاد!
كه البته اصلن مهم نيست، مهم سكه‌ها بود كه شكر خدا رسيد!(علامت لبخند با دندان‌هاي پيدا در حالتي كه يكي از چشم‌ها نيمه‌باز باشد و مرموزيتي خاص در آن ديده شود و چشم ديگر يك برقي هم بزند!)
مطلب هم اين بود! : ماليات خود را بپردازيد چه يك وجب چه صد من!
لینک      نظرات ()      

تولد مباركي ِ بسيار با طعم گرماي تيرماه! نویسنده: عباسحسیننژاد - شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦

منوچهر احترامي
 تولد: ۱۶ تيرماه 1320 شمسي
محل تولد: تهران
شروع به كار طنزنويسى از سال 1337 شمسي با مجله توفيق
همكارى با مجلات توفيق _ درنگ _ آهنگر _گل‌آقا و صدها برنامه رادیوییُ تلویزیونی!
اسامي مستعار: الف.اينكاره _ م.پسرخاله و ...
برخي كتاب‌ها:
جامع‌الحكايات مرحوم ابوي
مجموعه‌هاي ماندگار حسني(حسني نگو يه دسته‌گل، حسني ما يه بره داشت و ...)
بچه‌ها من هم بازي 1
مثل كنه چسبيدن(بچه‌ها من هم بازي ۲) 
كي بود رفت زير ميز؟(بچه‌ها من هم بازي ۳) 
 


عكس بزرگ‌تر

استاد مهربان،
استاد ِ خوب،
استاد ِ دوست‌داشتني ِ طنز ایران،
منوچهر احترامي ِ بزرگ
تولدتان مبارك!
اینجا را هم  درباره استاد بخوانید با تیتر:
 افشاند هزار دل زهر تار «سيبيل» / گفتا كه دلت بجوي و بردار و برو!
و شعر جاودانه‌ي حسني را نیز همان‌جا ببینید و بخوانید اگر ندیدید و نخواندید!
و عكس پرتره‌اي خندان از استاد با سبيلي ديدني!
 
رپرتاژ آگهی:
تور سفر به روستاي زيباي(آغوزدره) دره گردو(عكس از دورنماي روستا) در دل كوهستان‌هاي مازندران
(توضيح ِ احساساتي درباره روستا با عكس‌هاي ديدني از آنجا)
حركت: ظهر چهارشنبه ۲۰ تيرماه از تهران
بازگشت: نزديكي‌هاي ظهر جمعه از دره گردو
با شام و ناهار و صبحانه و پذيرايي توراهي و ساعت‌دهي و عصرانه
اقامت در خانه روستايي
ناهار ِ به يادماندني در جنگل كنار توسكاچشمه
بازديد از گورستان ِ تاريخي و شگفت ِ سفيدچاه(نخستین قبرستان مسلمین در ایران)
ظرفيت: ۱۷ نفر با يك ميني‌بوس ِ خوب!
قيمت: براي هر نفر ۵۵هزارتومان

تلفن براي هماهنگي: تعاوني دانشجويي شماره يك دانشگاه تهران ۰۹۱۲۲۸۹۲۵۴۶(ذاكري)
ما هم اگر خدا خواست رفتني هستيم!
كه!
 
 
 
 
لینک      نظرات ()      

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت / تا براي ننه‌مان كادوي عيدي بخرد! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦
يگ
پسرک با قیافه‌ی از گرما عرق کرده از کوچه به خانه آمد
پسرک(با لحن كشيده): مامان! مامان!
مامان: جان ِ مامان
پسرك: مامان،(آب دهانش را قورت داد) من، سيقار چشيدم مي‌خوام خيلافكار شم!
رنگ از رخسار ِ مادر پريد و سيلي محكمي خواباند در گوش پسرك
پسرك(يك دست گذاشته روي گوش و صورتش با حالتي مظلوم‌نمايانه): مامان! مامان! من ديجه(ديگه) نمي‌خوام خيلافكار شم!
كلمات و تركيبات تازه:
سيقار=سيگار
چشيدم=كشيدم
خيلافكار=خلافكار
ديجه=ديگه
 
پس‌نوشت:
  • اين خاطره‌اي بي‌كم وكاست است از دوستي كه منطبق بر واقعيت است!
  • هي سهم مادران را در تربيت كودكان دست كم بگيريد!
دو

شدم از مردی و مردونگی سیر
دارم شاکی می‌شم از دست تقدیر

برای روز مادر شمش و سکه
واسه روز پدر شو رت و عرقگیر!

مهدي استاد احمد ِ عزيز هم نوشته در وبلاگش  

سه

سال بزرگداشت مولانا
  • سايت سال بزرگداشت مولانا هم افتتاح شد به چه خوبي و زيبايي!
چاهار
پنج

برای دوستان فوتوهایکو نوشته ایم، گفتم اینجا هم بنویسم که بقیه هر در جریان باشند شاید کسی دلش خواست:

سلام به همه دوستان دور و نزدیک

خبرتان بدهم که به زودی ترتیب سفری داده خواهد شد به مقصد کوهستانها و جنگلهای مازندران و و رسیدن به روستای زیبای دره گردو
کسانی که مایلند و دوست دارند، اطلاع اولیه بدهند به ایمیل
ahoseinnejad@gmail.com یا در کامنت تا باقی قضایا مانند هزینه، زمان و برنامه دقیق را به آگاهی برسانیم.
در ضمن عکسهای دره گردو اینجاست:
http://www.7sang.com/mag/2005/04/01/tourism-iran_nature_aghuzdareh.php



لینک      نظرات ()      

يار ما اين دارد و آن دارد و اون نيز هم! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦
يگ
 
اينجا درب ِ اصلي كتابخانه‌ي مركزي ِ دانشگاه ِ تهران است
و «به علت بودن ‌ِ تابستان! از ساعت ۱۶ به بعد تعطيل مي‌باشد!
ساعت كار از ساعت ۸ صبح الي ۱۴ بعدازظهر!؟»
 
 
دو
 
بي جنبه‌تر و بي‌معرفت‌تر از قوم ايراني‌ مدعي فرهنگ و هنر و ادب و تاريخ، اگر ملتي ديديد اسمش را بدهيد من خودم از اين تريبون جهاني اعلام كنم!
بنزين سهميه‌بندي شد و بدون اينكه تغييري در قيمتش رخ دهد و ملت قيمت‌هاي همه چيز را به طرز فاجعه‌ناكي بالا برده‌اند!
دولت بايد نظارت كند و نظارت كند كه قيمت پرايد ۷، ۸ ميليوني ِ گازسوز يكهو نشود بالاي يازده‌ميليون! و كرايه‌ها و قيمت شير و ماست و تخم مرغ و مسكن و كوفت و ...
ما(يعني همه‌ي ما) منتظريم تا تقي به توقي بخورد و مثل چي! بيفتيم به جان هم!
درست نيست اين و اين اصلن درست نيست!
 
سه
 
ساراي جيگر ِ بابا!
 
چاهار
 
ایسنا نوشته: «هفتاد هزار بيمار رواني مزمن شناسايي در كشور شناسايي شدند که 32 هزار نفر از اين افراد تحت پوشش سازمان بهزيستي هستند.»
خدا رو شکر!
از این لحاظ هم داریم خودکفا می‌شویم!
 
لینک      نظرات ()      

وفا كنيم و ملامت كشيم و مثل چي خوش باشيم! نویسنده: عباسحسیننژاد - سه‌شنبه ٥ تیر ۱۳۸٦
 رضا هدايت نقاش است و استاد نقاشي!
وبلاگ دارد و عکاسی هم می‌کند!

آشنايي ما به يك‌بار ديدار ِ طولاني به همراهي عليرضاي روشن شاعر، خبرنگار و معترض ِ معاصر! در منزل استاد و يك‌بار نشستن در پشت ايشان در تاكسي، به اتفاق جمعي از جوانان، منحصر مي‌شود!
 
اين روزها نمايشگاه نقاشي‌اش در در گالری اثر برپاست تا سيزدهم تيرماه به نشاني خیابان طالقانی، بعد از ایرانشهر، خیابان شهیدموسوی، خیابان برفروشان، روبروی خانه هنرمندان، پلاک ۱۳، از ساعت ۵ تا ۹عصر!
 
و يوسف‌الله عليخاني در تادانه‌اش در آن باره نوشته و متني گذاشته از روشن درباره اين نمايشگاه با عنوان «از سبز ِ صدای سبزه و قرمز ِ زوزه‌ی ِ گرگ»، كه انصافاً خواندني است و عكس‌هايي از آن‌جا!
 
القصه؛ داشتم سايتش را ورق مي‌زدم كه برخوردم به اين طراحي (drawing به قول خودشان) در آنجا! كه نقلي است از كتاب «حیوانات نانجیب» نوشته‌ خود ایشان!
و ديدم چه روح لطيف و طنازي دارد اين آقاي هدايت:
 
 
اگر اين عكس باز نشد بدانيد كه استاد در توضيح داخلي روي اثر نوشته:
 «وقتي رستم خوابيده‌بود و از شدت خستگي يك گاو را زنده‌زنده خورده بود، معده‌اش سنگين بود.
رخش بيدار بود و ديد كه اژدها از نزديك مي‌آيد.
با او شروع به جنگيدن كرد و اژدها را كشت، بعد پايش را روي سر او گذاشت و عكس يادگاري گرفت.
اين همان صحنه است!»
 
پس‌نوشت:
نوشتم كه در جريان ِ اتفاقات ِ هنري ِ مملكت باشيد!
 
لینک      نظرات ()      

رفيق باده و گرمابه و استخر و سونا و جكوزي و گلستان باش! نویسنده: عباسحسیننژاد - شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦

ماليات خود را بپردازيد چه يك وجب چه صد من!

در روزگاري دور يك شهر دورتري بود كه مردمش در صلح و صفا و مهرورزي بيش از اندازه با هم زندگي خوش و خرمي داشتند.

مردم اين سرزمين از پا شانس آورده‌بودند كه خدا همه جور نعمت مادي و معنوي را بهشان داده‌بود.

يك شهرداري داشتند كه در مهرباني لنگه نداشت و خيلي مدير و مدبر و جان سخت بود.

 درخت‌هاي عجيب با شاخه‌هاي خوش‌تراش و خوش‌سوز و محكم در آن شهر پيدا مي‌شد كه به آنها مي‌گفتند: درخت هيزم!
اين درخت‌ها به درد هیزم نمی­خوردند ولی خيلي سريع‌الرشد بودند و هر كجايشان را كه مي‌زدي، ظرف مدت دو ساعت و بيست دقيقه جايش عين همان را درمي‌آورد حتا خوشگل‌تر و بهتر از قبلي!

مهم‌ترين كاركرد درختان در صنعت تركه‌‌سازي و افزايش تربيت كودكان بود، حتماً شما هم تعجب كرده‌ايد كه چطور در افزايش تربيت كودكان تاثير دارد؛ همين‌اش جالب است كه اگر با تركه اين درخت، بچه‌اي حتي يك‌بار هم تنبيه مي‌شد چنان با تربيت و سر به زير و با محبت مي‌شد كه نگو و نپرس!

يك‌بار كه يك دانش‌آموز فلك شده‌بود، عصر آن روزش با اينكه كف پايش به اين هوا(        ) ورم كرده‌بود، يك پيرزن ِ چاق را روي كولش گرفت و برد در مركز خريد پايتخت، تا خريدش را بكند و او را تا درب محل رساند!
به دليل افزايش بي‌تربيتي در بين كودكان جهان، همه شهرداران سرزمين‌هاي ديگر سعي مي‌كردند خودشان را به شهردار يا يكي از سران آن مملكت نزديك كنند.

شهردار يك مشاور باهوش، دانشمند، خبيث، كاردان و علاقه‌مند به ازدواج مجدد داشت.

و شهردار براي اينكه بتواند بر اوضاع درخت‌ها كه در جاي‌جاي آن كشور در آمده‌بودند نظارت كند، با مشورت مشاور خود، آن را جزو اموال عمومي اعلام كرد.

تخم درخت را هم در زير نگين انگشتر خود  كه مجهز به يك كولر ريزپردازنده بود، طوري جاسازي كرد كه كسي نتواند به فرمول تخم دست پيدا كند و درخت هيزم از انحصار سرزمين خارج شود.

شهردار سه دختر داشت كه هر كدام از يكي ديگر زيباتر بودند و كلي هم خواستگار داشتند كه نه دختر و نه خواستگارها فعلاً هيچ ربطي به داستان ما ندارند!

يك روز پيكي از كشورهاي دورتر از سرزمين دور با چمداني پر از چك پول قابل نقد در همه‌ي بانك‌هاي جهان از طريق يك راه مخفي با يك هواپيماي جاسوسي- خبرنگاري پيش مشاور آمد، همراه نامه‌اي كه شيوه‌ي اجراي توطئه‌اي را براي مشاور شرح دادند.

نتيجه آن چمدان آن شد كه هفته‌ي بعد، پس از كلي رايزني توانست شهردار را قانع كند كه هر كسي كه نگاهش به اموال عمومي افتاد بايد ماليات بدهد و از آنجا كه درخت هيزم در اقصا نقاط كشور هم درآمده‌بود همه مجبور بودند كه ماليات بدهند.

 و از آنجا كه مردم باصفايي بودند كسي اعتراضي نكرد و افكار عمومي با رضايت به بحث ماليات پرداختند و حتا مردم به صورت خودجوش يك ويژه‌نامه سه زبانه‌ي تمام گلاسه‌اي در فوايد ماليات چاپ و منتشر كردند

و بدين ترتيب اولين توطئه‌ي براندازي مشاور نگرفت !

مشاور كه طعم چمدان به زير دندانش مزه كرده‌بود دوباره رفت به دفتر شهردار و شروع كرد به رايزني مجدد براي افزايش ماليات.
در اين هنگام يك پرنده از جلوي پنجره‌ي اتاق شهردار رد شد كه ربط زيادي به اين قسمت از ماجرا نداشت.

مشاور توانست شهردار را راضی کند مالیات را دو و نیم برابر کند و به همشهریان گرامی اعلام کند.

باز هم اتفاقی نیفتاد از لحاظ اعتراض.

مالیات چهار برابر و نیم شد ولی باز هم صدای کسی درنیامد!

هشت برابر شد باز هم کسی چیزی نگفت و همه سر وقت پرداخت می کردند.

ده برابرش کردند مالیات را و دریغ از کوچک­ترین اعتراضی از سوی نهادهای غیردولتی، مطبوعات و نیروهای خودجوش مردمی!

قضیه فقط برای شما جالب نشده، این موضوع توجه شهردار را هم جلب کرد که چه­قدر این مردم نجیب هستند و به شهردار اعتماد دارند.

شهردار این بار خودش دست به کار شد و اعلام کرد: علاوه بر یازده و نیم برابر شدن مالیات، مردم باید به شهردار، معاونان، مشاوران و سایر عوامل و خدمتگزاران در شهرداری «کولی» هم بدهند!

 و اين درست زمانی بود که چله تابستان بود و بورس هندوانه و خربزه با افزایش صدوبیست درصدی مواجه شده­بود که البته ربطی به این قسمت داستان ما ندارد.

این پُلتیک هم کارگر نیفتاد، مردم نجیب شهر مالیات یازده و نیم برابر را همراه با کولی، با رضایت تمام می­دادند گه ناگهان:

«آقا این چه وضعیه!»

برای چند ثانیه کل شهر و شهرداری و عوامل شهرداری به حالت اسلوموشن(Slow Motion) درآمدند و در همان­ حالت، شهردار كه از ذوق نيش‌اش تا گوش باز شده‌بود، دستور داد که صاحب صدا را به دفترش بیاورند!

چای و انواع میوه و آب معدنی و مخلفات آوردند خدمت مرد معترض!

شهردار دستور داد همه بيرون بروند و از مرد پرسيد: خب عزيزم براي چي «اين چه وضعيه!»

مرد شروع كرد از بدبختي‌هاي زندگي‌اش گفتن و گرفتن ديپلم و ليسانس و دكترا و فوق دكترا گرفتن‌اش تا ازدواج و سه‌قلو بچه‌دار شدن و طلاق، شيوع ايدز در آفريقا، بحران خاورميانه، بحث دختران فراري، تورم روزافزون، ناياب شدن گوجه‌فرنگي، قاچاق فيلم‌هاي توليد داخل، دعواي رسانه‌اي براي ازدواج موقت، سهميه‌اي شدن بنزين، لت و پار كردن اراذل و اوباش، پخش سريال جواهري در قصر و... و...  و...

 گفت و گفت و گفت، تا اينكه همان پرنده‌ي قبلي، دوباره از جلوي پنجره‌ي دفتر شهردار رد شد و يك وقّي كرد كه چرت‌شان را پاره كرد و از امواج مشكلات بيرون آمدند؛ چشم شهردار افتاد به ساعت كه 8 شب شده بود و انبوه دستمال كاغذي‌هايي كه در آن غرق شده بودند به اتفاق مرد معترض!

شهردار گفت: خب!

مرد گفت: خب ندارد شهردارعزيزجان! با اين همه معضل و مشكل و فكر و خيال، ما دچار كمبود وقتيم، بنابراين كساني را كه كولي مي‌گيرند افزايش دهيد تا مردم در اين گرما اينقدر توي صف منتظر نمانند!

شهردار به حسن ظن و كياست و ذهن زيبا و سخنوري و مهرورزي و وطن‌دوستي مرد،  داشت آفرين مي‌گفت كه در همين هنگام يكي از دختران شهردار كه براي كاري به دفتر باباجان آمده‌بود، چشمش به مرد معترض افتاد كه چشم‌ها و دماغش از گريه سرخ شده‌بود و درست مثل فيلم‌هاي سينمايي، يك دل نه صد دل عاشق او شد و همان‌جا قرار ازدواج را گذاشتند.

 و مرد معترض كه دكتراي امور اقتصاد از يك دانشگاه خارجي از راه دور داشت، متصدي امور مالياتي شد و يك طرحي داد كه كساني كه حوصله ايستادن را توي صف ندارند دوازده‌ونيم برابر ماليات بدهند تا هم به كار خودشان برسند و هم فرد مفيدي براي جامعه خود باشند.

مشاور شهردار هم كه فهميد نمي‌تواند از طريق سنگ اندازي مالياتي، مردم را نااميد كند، استعفا داد و به كره‌جنوبي رفت و با انتخاب يك دختر 18 ساله‌ي كره‌اي به فرزندخواندگي، زندگي تازه‌اي را شروع كرد!

ما از اين داستان نتيجه مي‌گيريم:

  1. مشكلات و معضلات هر چه زياد باشد در عوضش ماليات چيز خوبي است.

  2. مردم بايد ماليات خود را بپردازند چه يك وجب چه صد وجب!

  3. مشاور چيز خوبي است چه جوان، چه پير!

  4. جاسوسان هيچ غلطي نمي‌توانند بكنند

  5. اعتراض به ماليات ممكن است به ازدواج مجدد منجر شود!

  6. ماليات و عشق رابطه مستقيم دارند!

  7. كره‌جنوبي چرا؟!!

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز! کامنتیکاتور /دعای احمدی نژاد و آمین لاریجانی! کامنتیکاتور/ حال مزاجی ریال خوب نیست! در گرانی نان و زیاده‌گویی باگت و لایک پیراشکی /کامنتیکاتور ـ 2 محمودرضا خاوری و یه دلش که می‌گه بره نره؟ و شروع کامنتیکاتور! یک رباعی کوتاهی ـ بلندی! دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ تعبیر خواب در روزگار گرانی! یک سایت ایرانی رکورددار داشتن تعداد بیشترین دامنه در جهان شد! شخصیت داشته باش و روی پل پارک نکن! - عکس
کلمات کلیدی وبلاگ طنز (٤٥) عکس طنز (٢٧) عکس (٢٥) طنز غیر عمد (٢٠) شعر طنز (۱٦) عباس حسین نژاد (۱٥) آگهی (۱۱) داستان مینی مال (٩) ابوالفضل زرویی نصرآباد (٦) فوتوکاتور (٦) داستان طنز (٥) عکس دیوارنوشته (٥) کامنتیکاتور (٤) منوچهر احترامی (٤) نقیضه (۳) جمله قصار (۳) احمدی‌نژاد (۳) شعر عباس حسین نژاد (۳) بهروز سنگانی (۳) شعر حافظ (٢) ماهوما (٢) هزل غیرعمد (٢) آگهی طنز (٢) شابدولعظیم (٢) ازدواج (٢) تهران (٢) ژاپن (٢) سوتی (٢) یانگوم (٢) محسن نامجو (٢) گرگان (٢) مهدی بوترابی (٢) استاد دلنشین شالی (٢) احمدی نژاد (٢) علی معلم دامغانی (٢) تیتریکاتور (٢) علیرضا هاشمی نیا (٢) تنها مرد مدافع حقوق زنان (٢) تولد سارا (٢) عکس گشت ارشاد (٢) مرگ منوچهر احترامی (٢) توی ده شلمرود / حسنی دیگه تنها شد (۱) حسن دنده به دنده (۱) عکس کربلا (۱) مزدوران ایرانی در عراق (۱) دُرّ نجف ِ چینی (۱) کتایون ریاحی در عراق (۱) خبر طنز (۱) شعار انقلابی (۱) مدیر عامل پست (۱) پادشاه عمان (۱) نوکنده (۱) خسرو فرهاد (۱) سیندرلا در کرمانشاه (۱) خاوری (۱) رباعی طنز (۱) ترکیب طنز (۱) ناصر فیض (۱) شعر کوچه‌ها، کوچ بزرگ (۱) کوی دانشگاه تهران (۱) حمید برزویی (۱) مینی مال فرهنگی اجتماعی پلیسی ایرانی (۱) بگومگو (۱) کلاس کاریکاتور (۱) مرکز مجازی مطالعات ژاپن (۱) طنز مشایی (۱) عکس مشایی (۱) marina cano (۱) ژ-3 (۱) بیمارستان عرفان (۱) گل‌های باغ خداوند (۱) کوفت (۱) اغراق ایرانی (۱) جرثقیل؛ خرثقیل (۱) آنتونیو باندراس (۱) رستم و سهراب (۱) نماز در زیر آب (۱) سجده شکر در زیر آب (۱) دانشکده افسری امام علی(ع) (۱) خبرگزاری ایکنا (۱) نثر طنز (۱) قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه (۱) پس از اجابت آب بریزید (۱) زنان در اجتماع (۱) کافی شاپ سنتی (۱) عروسک آمریکایی (۱) جومونگ (۱) شنواره طنز مکتوب (۱) مصاحبه با مهر (۱) 18 دی ماه (۱) مالیات بر ارزش افزوده (۱) کیوسک زنانه مردانه (۱) سوتی املایی (۱) به سطوح آمدن! (۱) دامنه ir (۱) مرکز ثبت دامنه نقطه-آی‌آر (۱) azadiir (۱) ماهایا پطروسیان (۱) بیژن و منیژه (۱) پوست آهو (۱) سید ابراهیم نبوی (۱) سریال حضرت یوسف(ع) (۱) عید غدیر (۱) محمدرضا بایرامی (۱) مرتضی سرهنگی (۱) عاشقانه ناآرام (۱) نقیضه چوپان دروغگو (۱) آیت‌الله طالقانی (۱) تیترهای طنز (۱) امام سید موسی صدر (۱) فریبا عرب‌نیا (۱) علیرضا روشن (۱) کتاب اصل مطلب (۱) ماچ احمدی‌نژاد (۱) پرولتاریا‌های جهان متحد نشوید لطفن (۱) اعتراضات مردمی (۱) پارودی (۱) هفت سنگ (۱) نادر ختایی (۱) سبیل ‌کلفتان (۱) شراره بهار (۱) عکس زنجان (۱) سر به فلک فریادم (۱) گل آقا (۱) دفاع مقدس (۱) شعر کوتاه (۱) ابراهیم نبوی (۱) زادروز (۱) دستگیری (۱) روزنامه همشهری (۱) زنجان (۱) زنان و مردان (۱) چاوز (۱) یهودا (۱) فیلترنت (۱) بهمن هدایتی (۱) امید مهدی نژاد (۱) معمر قذافی (۱) نجف اشرف (۱) مترجم گوگل (۱) سایت گل آقا (۱) سلحشور (۱) فرار مغزها (۱) مشایی (۱) گشت ارشاد (۱) رضا امیرخانی (۱) آشپزخانه (۱) روز کارگر (۱) بروجرد (۱) فیلترنت ملی (۱) پلی تکنیک (۱) طلاق (۱) ممنوعیت (۱) نوآوری و شکوفایی (۱) شادمهر عقیلی (۱) رسانه های دیجیتال (۱) ایسنا (۱) سارا (۱) شعار (۱) گرانی (۱) دلتنگی (۱) وبلاگ (۱) شاهرود (۱) گاز (۱) برق (۱) مخابرات (۱) احمد شاملو (۱) هایکو (۱) ایران (۱) گفتگو (۱) شهید (۱) انتخابات (۱) گاو (۱) کروبی (۱) پست الکترونیکی (۱) تلویزیون (۱) کربلا (۱) تعبیر خواب (۱) غزه (۱) جاسبی (۱) پست (۱) لاریجانی (۱) زبان فارسی (۱) کار تیمی (۱) طنزنویس (۱) زرویی نصرآباد (۱) لرستان (۱) جلد کتاب (۱) کرج (۱) قبرگاه ملائک مقرب خدا (۱) باگت و بربری (۱) فریون مشیری (۱) titricatorir (۱) تیتر طنز (۱) آب تنی شیرین در چشمه (۱) روضه امام حسین(ع) (۱) روضه مینی‌مال (۱) اکبر نبوی (۱) نقد شعر طنز (۱) سارا و باباش (۱) فرمانداری گتوند (۱) خوش خبری (۱) منقل دیجیتال (۱) درباره منوچهر احترامی (۱) شاعر کودک (۱) عکس منوچهر احترامی (۱) طنز حافظ (۱) غائله انتخاباتی حافظ شیرازی (۱) خسرو معتضد (۱) جشنواره طنز مکتوب (۱) داستان دزدی (۱) ترحیم (۱) کتاب شعر عراقی (۱) هایکوواره (۱) مینی‌مال (۱) فاق (۱) سرپروفسور حسنعلی خان مستوفی (۱) جعل تاریخی (۱) ایران و ژاپن (۱) توالت عمومی (۱) سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران (۱) اشتراک فرهنگی (۱) رضا ساکی (۱) رادیو ایران صدا (۱) تخم مرغ چینی (۱) جشنواره‌ وبلاگ‌های طنز (۱) دفتر طنز (۱) پنپ (۱) افزونه ویندوز (۱) سیدکمال‌ دعایی (۱) الا دختر که موهای تو بوره (۱) پیوندها دات آی آر (۱) عقایدالمردمان (۱)
دوستان من سینمای مستند، اندیشه منور / هادی جعفری باران‌دردهان‌نيمه‌باز/ محمود فرجامی غریب تر از بهشت / هادی جعفری يک‌استعداددرک‌نشده/علی زراندوز صدف‌فراهانی‌‌درفوتوبلاگ‌آمینوس منم بلتم بنويسم/ احسان رأفتي عکس‌های‌من‌درسایت‌عکاسی کمی‌تاقسمتی‌جدی/رضارفيع خط‌خطي‌هاي‌ يك حق‌پرست فوتوهایکوی دوم یا شعرنگاره کامران محمدی ِ نسل پنجم چشماش ِ امير اسماعيلي سنگ مهتاب/عليرضا روشن دوبيتی‌های بابابهروز عريان احسان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس عکس‌های من در فوتوپیج مرجان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس سيدمهدی‌شجاعی ِعزيز! فوتوبلاگ نیماافشارنادری آچارفرانسه/ پرویز زاهد سرزمين آفتاب و احترام تایماز‌درفوتوبلاگ‌آمینوس من ‌در فوتوبلاگ‌آمینوس گلنسا / پوپک صابری روزی روزگاری سیاتل ارمغان زمان‌فشمی سیدعلی میرافضلی كبوتر حرم/ رضا کاوند بی‌بی‌گل/ رويا صدر سارا / من و تنهايي وقایع اتفاقیه / ژوبين یک‌نفر تين به‌نام تاها یاد یک درنا افتادم تنظ ِ ارژنگ حاتمي مجله ادبی قابيل سیاه مشق‌ها... ريحانه پارسانيك بوالفضول الشعرا نيک‌آهنگ کوثر دکتر هوهولوهو شمرشناسی کتایون آموزگار شب شکلاتی گليمچه ‌ِ طنز بچه درویش ميزشيپو چه غلطا! نوین نبوی آب و گل ماه آفل دهل تارا بلفی خوابگرد تسنيم راحله بانو چلوکباب ويوا ايتاليا! نسيم صبح سیاه مشق اسدالله امرایی راننده تاکسی گنجشک ناتمام مهدی بوترابی طليعه در چين ساعت‌سردسبز جلیل صفربیگی نقاش خیابان نور مهدي بهرنگ‌راد عقايد سبز بي‌رنگ هادی خورشاهیان يک عکس‌وهزارهايکو دفتر مشق ارتباطات سایه پروانه/ مطهره میز / فاطمه‌ي عزيزم گرگ‌بيابان/هری‌هالر کلاشينکف ديجيتال سرويس وبلاگ ايکنا سرويس وبلاگ ايسنا اسطوره‌‌ی‌ هفتم‌ زمین اين راه بي نهايت/مريم مهديجيتالداتپرشينبلاگ مامان و بابا و دخترشون بگذریم/ نفیسه مرشدزاده عکسبلاگ ساتيار امامي خ مثل خدا / زینب جامعی شب‌های پکن/ مجتباپولو غزلداستان/محسن فرجی هفت‌خط/ شهرام شهيدی کارگاه دیده بی‌خواب/رضوان یک‌پزشک/ علیرضا مجیدی ايمان امروز/ کوروش ضيابري عکس‌های من در فوتودات‌نت مرکز پژوهشی ميراث مکتوب عبیدالله! ِ شاکي/ رضا ساکی ‌محمدنمازی‌درفوتوبلاگ‌آمینوس ورگ/فرهنگ‌وادب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیلان‌ومازندران درمحضرملک‌الموت/جلال‌سميعی بلاگچين/ گلچين‌وبلاگ‌های‌ايرانی درکنارخوشه‌ی‌انگورگوشواره‌های‌تو كوچه‌سيدمهدي‌هاشمي‌ارواحنافداه فوتوبلاگ مهدی شادکار/ Photo-Vision