عباسحسیننژاد
تماس با من
پروفایل من

فوتوهایکو

مرکز مجازی مطالعات ژاپن

دیگر وبلاگ‌های من و ما


پایگاه مطالعات ژاپن صدای چیپس خوردن آدم پشت سری! درقید این کرشمه بمان؛ غیرممکن است! / شعر کوتاه ! درباره عباس حسین نژاد و کار و بار! حال‌وروزنوشت؛ شعر و احساسات! کاوازو(هايكوها و دغدغه هاي ژاپني من!) با همين چشمهاي معمولي / عكاسي هاي من صندلي(وبلاگ طنز) ماه‌تي‌تي؛(علی و سارا كوچولوهاي بابا!) گذشته‌ها گذشته
      و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند! ()
نگاهي به زندگي عمران صلاحي و حكايت حزب خران ايران در گفت‌وگو با عمران صلاحي نویسنده: عباسحسیننژاد - پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٥

آن موقع‌ها كه بچه‌تر بوديم و سر داغ و دل پرشوري داشتيم يك نشريه طنز درمي‌آورديم در دانشگاه تهران.

اسمش «درنا» بود! البته درنا هنوز هم منتشر مي‌شود ولي كمي يك خط در ميان با وارثان نيمه‌خلفي چون عاطفه حدادي و حسين منوري و البته هنوز سردبيري افتخاري عباسحسينن‍ژاد!

من در كنار عمران صلاحي در جشنواره كانونهاي فرهنگي هنري دانشگاه تهران در آن سال‌هاي دور

من در كنار عمران صلاحي آن موقع كه دفتر طنز در دانشگاه به راه انداخته بوديم،در جشنواره كانونهاي فرهنگي هنري دانشگاه تهران در آن سال‌هاي دور، اگر به زلف و طره‌ي موهاي من دقت كنيد مي‌فهميد سال‌هاي دور يعني كي!

در اردي‌بهشت سال 79 مصاحبه‌اي كرده‌بوديم با عمران صلاحي در كوي دانشگاه تهران، مصاحبه‌اي كه به نظر من هنوز خواندني است. در فضاي وب، جايي منتشرش نكرده بودم و امروز كه دومين روز پريدن به سوي رهايي‌ اين بزرگ‌مرد است آن را در اين وبلاگ مي آورم:

عكس: خبرگزاري ميراث فرهنگي 

عمران صلاحی از طنزپردازن بزرگ کشور است که حدود 36 سال است به طور جدی طنز می­نویسد و این روزها نیز در مجلات گل­آقا، بخارا، دنیای سخن(تا یکی دو سال پیش) با اسامی مختلف قلم می­زند. پنج­شنبه سیزدهم اردیبهشت ساعت 3 بعدازظهر توفیقی حاصل شد که همراه با چند تن از بچه­های تحریریه و غيرتحريريه(سيد آيت حسيني، هادي خورشاهيان، رضا فريدزاده و من) در كوي دانشگاه تهران در خدمت ایشان باشیم. مردی بسیار صمیمی که آدم از هم­صحبتی با او احساس راحتی می­کرد. بیشتر حرف‌ها از طرف ما را هادي خورشاهیان زد البته بقیه ساکت نبودند و خیلی وقت­ها با صدای بلند می­خندیدند!

[ در ابتدا مقدار متنابعهی تعارفات و احوال­پرسی­جات بین طرفین رد و بدل می­شود]

*آقای صلاحی ظاهراً شما فعالیت­های جدی خود را از «مجله توفیق» آغاز کرده­اید از آن روزها بگویید.

بله، من نوزده ساله بودم که وارد نشریه توفیق شدم یعنی حدود سال 1344، آن روزها هنوز دانش­آموز دبیرستان بودم! شاید تعجب کنید چون معمولاً در 18 سالگی دبیرستان تمام می­شود ولی بنده سه سال رفوزه شده بودم. بعدازظهرها از مدرسه می­رفتم دفتر مجله توفیق، یک دوچرخه قراضه داشتم که وسیله رفت و آمد من بود و کار من در توفیق ادامه داشت تا سال 1350 که رفتم خدمت سربازی و در همان روزها بود که توفیق توقیف شد و من چون سرباز بودم از چند و چون توقیف توفیق [ اینجا تشابه حروف و کلمات کار دست آقای صلاحی داد و ایشان قاطی نمودند] بی­اطلاعم.

 آن روزها که در توفیق کار می­کردم واقعاً روزهای پرباری برای من بود؛ در توفیق بود که من با روح طنز و زبان مردم آشنا شدم، همین­طور با درست نوشتن و درست گفتن. واقعا توفیق مکتب خاصی داشت و یک مجله منحصر به فرد بود که 50 سال هم منتشر شد.

 شاید یکی از ویژگی­های این مجله این بود که توفیق صرفاً طنز مکتوب نداشت بلکه طنزهای علمی هم داشت. مثال خیلی واضحش تاسیس ارگانی بود به نام «حزب خران ایران»! [در ابتدا تعجب و سپس خنده حضار] هر مشخصه­ای که احزاب واقعی دارند ما در حزب خران به طنز و شوخی داشتیم، این حزب در هر شماره دو صفحه از توفیق را به خودش اختصاص می­داد. مرامنامه خاصی هم داشت و فلسفه­اش هم این بود که هر کسی که دروغ بگوید خلاف می­کند و به قول معروف پدرسوخته و قالتاق است «آدم» است و افرادی که کارهای خوب می­کنند و دل پاک دارند «خر»اند. این واقعاً اوضاع جامعه­ی آن روز ایران را به خوبی توصیف می­کند.

 حزب خران از میان داوطلبان عضوگیری می­کرد ولی به این صورت نبود که هر خری را هم راه بدهند [خنده حضار] ، شرایط عضو شدن خیلی مشکل بود، داوطلبان باید سند و مدرکی دال بر خریت خود ارائه می­دادند بعد «کمیته خربگیری» به شور می­نشست و درباره پذیرفتن و یا نپذیرفتن فرد تصمیم می­گرفت. سندها خیلی متفاوت بود مثلاً یک آقایی رساندن پولی را که پیدا کرده‌بود به صاحبش، به عنوان سند خریت ارائه داده بود.

به اعضای حزب کارت عضویتی داده می­شد که سبز رنگ و به رنگ یونجه بود که ممهور به مهر حزب و به شکل سم خر بود! و جالب این که سیاستمداران حق عضویت در حزب خران را نداشته و ممنوع­الورود بودند؛ چون طبق مرامنامه همه آنها «آدم» بودند و جالب­تر اینکه آن روزها رژیم شاه دو حزب در کشور به راه انداخته بود که جو سیاسی تک حزبی نباشد. آن دو حزب، حزب‌های «مردم» و «ایران نوین» بودند و تعداد اعضای حزب خران از این دو حزب بیشتر بود.

 من هم از بنیانگذاران حزب بودم و خر شماره 14، حزب خران سردبیر هم داشت که به آن «خردبیر» می­گفتند. خردبیر حزب در ابتدا مرحوم لقایی بود ولی بعد من خردبیر شدم و به جای سرمقاله «خرمقاله» می­نوشتیم. با خیلی­ها در آن دوران هم­طویله بودیم که بعضی­شان الان آدم شده­اند و حتی جزو سیاستمداران هستند! حزب خران دو روز از سال را جشن می­گرفت؛ یکی روز سیزده بدر، که معروف بود به «روز جهانی خر» و دیگری سال‌روز تاسیس حزب.

 یادم هست که روزی که سالروز تاسیس حزب بود ما یک کارناوال خرکی در شهر راه انداختیم به این ترتیب که یک خر واقعی را جلو انداخته بودیم و همه ما به دنبالش می­رفتیم. خود دکتر توفیق هم بود. دکتر توفیق استاد دانشگاه است که کلی عزت و احترام بین دانشجویان دارد جلوی همه ما در میان تعجب شاگردان خود به راه افتاده‌بودند.

حزب در سال يک مسابقه هم برگزار می­کرد و به کسی بهترین سند خریت را ارائه داده بود لقب «بهترین خر سال» را اعطا می­کرد و جایزه­اش هم این بود که با استفاده از ترازوی بزرگی که به درخت تنومندی بسته‌شده‌بود هم‌وزنش جو می­دادند. البته این کار سمبولیک بود و معادل قیمت آن مقدار جو را به برنده می­دادند.

و این ادامه داشت تا سال 1350 که مجله را بستند، ولی توفیق نشریه­ای بود که فراموش نخواهد شد. البته من یک توضیحی را اینجا لازم می­دانم و آن اینکه در مصاحبه اخیرم با روزنامه حیات نو یک اشتباهی کردم و گفتم توفیق را به همراه بقیه روزنامه­ها در سال 50 و مجموعاً 60 روزنامه و مجله را به طور فله­ای در سال 1353 تعطیل کردند.

بسیاری از طنزنویسان قدیمی کار خود را از توفیق شروع کردند مثلاً آقای کیومرث صابری فومنی(گل­آقا) آن روزها در گیلان درس می­داد و برای مجله مطالب طنز می­فرستاد بعداً توفیقی­ها دعوتش کردند، آمد تهران و شد معاون آقای توفیق.

عمران صلاحي به روايت اردشير محصص در سال 1348

عمران صلاحي به روايت اردشير محصص در سال 1348(استاد احترامي  گفتند اين اثر ماندگاري است و تأكيد كرده بودند كه اين كاريكاتور را در اينترنت بگذارم و اندازه‌ي بزرگش را در اين‌جا ببينيد)

*جناب صلاحی اسامی مستعاری که در مجلات مختلف داشتید کدام­ها را به خاطر دارید؟

ابوالحمار، میخ­طویله، بچه جوادیه، ابوطیاره، زنبور، زرشک، ابوقراضه، پیت حلبی، آب حوضی، مداد، بلاتکلیف، مشه بایرام، تمشک، کمال تعجب و ع.شکرچیان [همه اسامی در خاطر جناب صلاحی نبود و ما خودمان با تحقیق و تفحص! توانستیم این اسامی را از روی گل­آقا ویژه نوروز و مجله بخارا و ... پیدا کنیم.]

[در این لحظه آقای صلاحی مطالب و لطائف بامزه­ای در مورد مشکلات کهنسالی و پیری و سن كه رسيد به پنجاه / فشار مياد به چند جا تعریف كردند!!]

*آقای صلاحی به عقیده شما چرا با وجود این همه طنزنویس در روزگار ما نام شما برجسته­تر و با یادماندنی­تر از دیگر نام­هاست؟

[پس از مختصری شکسته نفسی و تکه پاره کردن تعارف]: طنزپردازان قدیم بيشتر نگاهی سنتی به قضایا داشتند و من سعی کرده­ام خودم را همپایه جریان‌هاي روز کنم و با همه اتفاقات دوران همگام شوم، با این حال افراد دیگری هم هستند که قلم شیوایی دارند و نام‌شان از یادها نخواهد رفت مثل آقای صابری فومنی(گل­آقا) و آقای سید ابراهیم نبوی که مخصوصاً آقای نبوی جایشان این روزها در روزنامه­های ما واقعا خالیست.

*همانطور که می­دانید امروزه بيشتر هنرمندانی که به کار طنز می­پردازند کار طنز سیاسی می­کنند و این باعث می­شود نوشته­های‌شان تاریخ مصرف داشته و با مرور زمان دیگر آن جذابیت سابق را نداشته باشد. شما این مسئله را چطور می­بینید؟

خوب اگر آدم صرفاً برود توی کارهای سیاسی، مطالبش مدت­دار می­شود ولی به نظر من هنر یعنی اجرا، حالا در هر زمینه­ای که می­خواهد باشد.

در زمینه طنز سیاسی اگر اجرا قوی و هنرمندانه باشد طنز ماندگاری می­شود؛ مثل چرند و پرند مرحوم دهخدا که هرگز کهنه نمی­شود در حالی که مسائلی سیاسی روز را دنبال می­کند. به عقیده من هنر این است!

امضاي عمران صلاحي

امضاي عمران صلاحي در كتاب «گريه در آب» كه كتاب را هديه كرده بودند به يك استاد! و من آن را از كتاب‌فروشي دست دوم خريدم! اندازه ی بزرگ در این‌جا!

*جناب صلاحی عده­ای اعتقاد دارند که ادبیات ما بعد از انقلاب دچار یک عقب­گرد شده نظر شما چیست؟ آیا در این دوره ما پسرفت داشته­ایم یا پیشرفت؟

در زمینه رمان که خیلی خوب کار شده و آثار ارزنده­ای به وجود آمده­اند، در مورد شعر هم کارهای تازه­ای شده که نمونه­های با ارزش زیادی می­توان بین آنها پیدا کرد.

 اما در زمینه طنز؛ من طنز بعد از انقلاب را به سه دوره نقسیم می­کنم. دوره اول با مجله «آهنگر» آغاز می­شود که منوچهر محجوبی منتشر می­کند، بعد نشریه «رفتگر» در می­آید که اقای لقایی عهده­دار آن بود. ولی عمر هر دو نشریه خیلی کوتاه بود به‌ويژه رفتگر که در شماره هفتمش تعطیل شد. بعد هم که جنگ شروع شد که اصلاً مجال پرداختن به طنز نیست چون همه چیز جدی شده و همه نگاه­ها معطوف جنگ است. این دوره دوم طنز معاصر است، در این دوره آقای صابری فومنی در روزنامه اطلاعات «دو کلمه حرف حساب» را می­نویسد که خیلی تأثیرگذار بود و تا حدی یخ­ها را آب کرد. سال 67 با اتمام جنگ در «دنیای سخن» حکایت‌خانه دایر می­شود که ما هم به اصرار دوستان برایشان مطالبی می­نوشتیم. دوره سوم هم بعد از دوم خرداد است که شاخص­ترین چهره این دوره بی­گمان سیدابراهیم نبوی است که یک تنه بار طنز کشور را به دوش می­کشید. زمانی بود که  هم‌زمان در سه روزنامه مطلب می­نوشت.

 به نظر من طنز افت نکرده و خیلی خوب هم پیش آمده ضمن اینکه قدیمی­ها هم فعالند. بيشتر توفیقی­های آن زمان جذب گل­آقا شده­اند مثل منوچهر احترامی و آقای خسروشاهی که داستان می­نویسد و حتی بعضی از داستان­هایش با تیراژ بالای چهارصدهزار به زبان روسی ترجمه شده. چنین نویسنده­ای را نباید دست کم گرفت. یکی از خانم­هایی که در توفیق فعالیت داشت خانم صفورا نیری بود که خوشبختانه دوباره در گل­آقا ظاهر شده و اخیراً چند کتاب شعر هم منتشر کرده.

عده­ای هم بعد از انقلاب آمدند که طنزنویس­های خوبی هستند مثل سیامک ظریفی یا ابوالفضل زرویی نصرآباد و همسرش خانم فرشادمهر؛ که اینها را مرحوم فرجیان (سردبیر فقید گل­آقا) در مجله خورجین کشف و معرفی کرد. آقای ظریفیان متأسفانه طنز را ادامه نداد ولی آقای زرویی هنوز فعالیت دارند [آقای زرویی مسئول دفتر طنز حوزه هنری هستند] و خانم فرشادمهر هم دیگر فعالیت نمی­کنند. اصلاً اکثر خانم­هایی که در گل­آقا فعالیت می­کنند در بدو ورود بسیار خوب و با استعداد و فعال هستند ولی بعد از مدتی کار را رها می­کنند و دنبال زندگی­شان میروند. از دیگر خانم­های طنزپرداز برجسته گل­آقا، رویا صدر [بی­بی‌گل] است که کار طنز را خیلی جدی گرفته­است.

[ در این لحظه حضار سکوت می­کنند و مشغول خوردن شیرکاکائو و کلوچه می­شوند. البته نمی­دانیم چطور شد درب! قوطی شیرکاکائوی آاقای صلاحی باز نشد یعنی نتوانستند درب آن را باز کنند که هادي خورشاهیان در یک حرکت جوانمردانه شیرکاکائوی خودش را خدمت آقای صلاحی تقدیم کرده، سپس در یک تلاش دیدنی با دندان درب قوطی را باز کرد.]

*آقای صلاحی به عنوان آخرین سؤال شما در زمینه شعرهای جدی هم غزل­های بسیار دلنشینی دارید به خصوص آن غزل معروف با مطلع: خدا چه حوصله­ای داشت رو خلقت تو / که هیچ نقص ندارد تراش قامت تو، تاکنون چه مجموعه­های شعری از شما چاپ شده‌است؟

تا آنجا که به یاد دارم مجموعه­های «گریه در آب»، «ایستگاه بین راه»، «قطار روی مه»، «پنجردن داش گلیر» [مجموعه ترکی]، «گزیده اشعار نیستان» کتاب «ناگاه یک نگاه» که مجموعه شعرهای دو کتاب گریه در آب و ایستگاه بین راه است مثل دو فیلم با یک بلیط.

از شما به خاطر پذیرفتن دعوت درنا تشکر می­کنیم. [ البته خیلی از آقای صلاحی تشکر کردیم و ایشان هم هی خواهش کردند.]

 پای‌نوشت:

  • اگر جایی یا کسی خواست این مصاحبه را نقل کند جوان‌مرد یا جوان‌زن باشد و نقل منبع و لینک کند!
  • به پیشنهاد رضا ساکی امشب همه برای زنده یاد عمران صلاحی به‌روز کردیم.
  • گاف خبرگزاری مهر(که در پست قبل آورده بودم) به روزنامه‌های همشهری و بانی فیلم سرایت کرد و امروز این دو روزنامه با چاپ همان شعر نصفه نیمه که خبرگزاری مهر از یکی از وبلاگ‌ها کپی‌پیست کرده بود در پایان شعر نوشتند:«بقيه‌اش را وقت ندارم بتايپم
  • کانون نویسندگان را نیز با این نوع برپایی مراسم تشییع خدا هدایت کناد!

لینک      نظرات ()      

بايد براي روزنامه‌ها تسليت بفرستيم! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٥

صفر

مرگ مي‌آيد

با پاك‌كني در دست!

 يك و تمام!

عمران صلاحي ِ شاعر

عمران صلاحي ِ داستان‌نويس

عمران صلاحي ِ طنزپرداز

عمران صلاحي ِ هزار و يك لبخند نشسته‌برلب ِ اين همه من و ما

عمران صلاحي...

مراسم تشیع: روز پنج شنبه 13 مهرماه - ساعت 9 صبح- از خيابان ايرانشهر، خانه‌ی هنرمندان
بهشت زهرا، قطعه‌ی هنرمندان
 

پای‌نوشت:

گاف مختصر خبرگزاری مهر

در انتهاي شعر بچه جواديه عمران صلاحي كه ظاهرن از جاي ديگر كپي شده يا اينكه
 تايپيست محترم يا خبرنگار محترم  آن دچار كمبود وقت شده، آمده:«بقيه‌اش را وقت ندارم بتايپم

پیوند خبر: ا ی ن ج ا

لینک      نظرات ()      

بايد شروع كرد بايد يه كاري كرد مگه نه؟!! با توام! بدو! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ٩ مهر ۱۳۸٥

يك

فروش زمين جهت كشاورزي، گاوداري، مرغ‌داري، پرورش شترمرغ، قارچ و ساير دام و طيور!!
زمين‌ها محدود هستند، عجله كنيد!!!! 
از يك تا ده هكتار، هر هكتار: هشت ميليون و پانصدهزار تومان، ده هكتار به بالا هر هكتار پنج ميليون تومان

براي ديدن و گرفتن عكس‌هاي جذاب و هم‌چنين اطلاع از آگهي‌ها و نيازمندي‌هاي روزانه كماكان به پل عابر پياده‌ي تهران، ميدان انقلاب مراجعه فرماييد!

دو

شهرك مسلمين در تهران!

 سه

آقاي حميدرضا حسن پور ِ محترم!::

اين كارت ويزيت شما را كه چندين ماه است طراحي و در تيراژ ۱۰ نسخه(آزمايشي) چاپ ديجيتال كرده‌ام بيا ببر!

حميد حسين پور بيا ببرش ديگه!

چاهار

ميز را ببينيد

و آرزو آقايي را

و سبد را

و ماه آفل را

لینک      نظرات ()      

ماه رمضان شد و مي و مي‌خانه هم كه برافتاد! حالا ديگه برو آدم شو! نویسنده: عباسحسیننژاد - چهارشنبه ٥ مهر ۱۳۸٥

يك

در همه‌جاي تاريخ انسان‌هاي نابغه‌اي پيدا مي‌شوند كه با ارائه‌ي سوال‌هاي بنيادي آدمي را به انديشه وا مي‌دارند!

واقعن هدف از مرگ و زندگي چيست؟!!

دو

بعد از گذاشت عكس آگهي زير در دو پست قبل، دوست بزرگوار صاحب وبلاگ خاگينه آقاي فكور رازقي طي تماس تلفني با همان شماره آمده در آگهي، مكالمه‌ي زير را براي در آوردن ته‌وتوي قضيه با آن شركت انجام دادند:

زنگ زدم به اين شماره که توی عکسه:
- سلام خانوم برای اون آگهی مزاحمتون شدم
-سلام برادرم اون آگهی فقط مربوط به خواهران بود
- بله می دونم می خواستم ببينم چه جور کاريه؟ براتون آدم بفرستم
- شما بفرستيد بعدا متوجه می شيد
- يعنی چی خب؟
- برادر من بنده سرم شلوغه لطف کنيد يا قطع کنيد يا در همون زمينه مذاکره کنيم
- می شه آدرس بدين؟
- آدرس خودمو يا موسسه رو؟!
-جان؟!
- آدرس خودم که ...
- نخير آدرس موسسه رو لطف کنيد
-اجازه بدين صحبت کنيم بعد از واريز وجه ثبت نام آدرس هم ميديم
- واريز چی؟
- شما بايد مبلغ ۴۸۰۰۰ تومن بريزيد به حساب بعد هم رسيدش رو فکس کنيد برامون بعد ما آدرس می ديم
- چه خبره مگه؟ کمتر حساب کن مشتری شيم!
- ۴۰۰۰۰ تومن آخرش
- بکن ۳۰ تومن خيرشو ببين
- نه حرف من نه حرف شما... همون ۳۰۰۰۰ تومن قبول!
- خب دیگه پس من اینو بریزم وفاکس کنم دیگه
- بله ... اصلا نگران کار هم نباشید خیلی ها از این کار متنفرن ولی اگر يه خورده شانس داشته باشه نونش تو روغنه
- يعنی چی شانس؟
- يعنی يه آدم پولدار انتخابش کنه!!!
- من متوجه نمی شم می شه بفرمایید چه جور کاریه
- پرستاری بچه!!!
...

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز! کامنتیکاتور /دعای احمدی نژاد و آمین لاریجانی! کامنتیکاتور/ حال مزاجی ریال خوب نیست! در گرانی نان و زیاده‌گویی باگت و لایک پیراشکی /کامنتیکاتور ـ 2 محمودرضا خاوری و یه دلش که می‌گه بره نره؟ و شروع کامنتیکاتور! یک رباعی کوتاهی ـ بلندی! دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ تعبیر خواب در روزگار گرانی! یک سایت ایرانی رکورددار داشتن تعداد بیشترین دامنه در جهان شد! شخصیت داشته باش و روی پل پارک نکن! - عکس
کلمات کلیدی وبلاگ طنز (٤٥) عکس طنز (٢٧) عکس (٢٥) طنز غیر عمد (٢٠) شعر طنز (۱٦) عباس حسین نژاد (۱٥) آگهی (۱۱) داستان مینی مال (٩) ابوالفضل زرویی نصرآباد (٦) فوتوکاتور (٦) داستان طنز (٥) عکس دیوارنوشته (٥) کامنتیکاتور (٤) منوچهر احترامی (٤) نقیضه (۳) جمله قصار (۳) احمدی‌نژاد (۳) شعر عباس حسین نژاد (۳) بهروز سنگانی (۳) شعر حافظ (٢) ماهوما (٢) هزل غیرعمد (٢) آگهی طنز (٢) شابدولعظیم (٢) ازدواج (٢) تهران (٢) ژاپن (٢) سوتی (٢) یانگوم (٢) محسن نامجو (٢) گرگان (٢) مهدی بوترابی (٢) استاد دلنشین شالی (٢) احمدی نژاد (٢) علی معلم دامغانی (٢) تیتریکاتور (٢) علیرضا هاشمی نیا (٢) تنها مرد مدافع حقوق زنان (٢) تولد سارا (٢) عکس گشت ارشاد (٢) مرگ منوچهر احترامی (٢) توی ده شلمرود / حسنی دیگه تنها شد (۱) حسن دنده به دنده (۱) عکس کربلا (۱) مزدوران ایرانی در عراق (۱) دُرّ نجف ِ چینی (۱) کتایون ریاحی در عراق (۱) خبر طنز (۱) شعار انقلابی (۱) مدیر عامل پست (۱) پادشاه عمان (۱) نوکنده (۱) خسرو فرهاد (۱) سیندرلا در کرمانشاه (۱) خاوری (۱) رباعی طنز (۱) ترکیب طنز (۱) ناصر فیض (۱) شعر کوچه‌ها، کوچ بزرگ (۱) کوی دانشگاه تهران (۱) حمید برزویی (۱) مینی مال فرهنگی اجتماعی پلیسی ایرانی (۱) بگومگو (۱) کلاس کاریکاتور (۱) مرکز مجازی مطالعات ژاپن (۱) طنز مشایی (۱) عکس مشایی (۱) marina cano (۱) ژ-3 (۱) بیمارستان عرفان (۱) گل‌های باغ خداوند (۱) کوفت (۱) اغراق ایرانی (۱) جرثقیل؛ خرثقیل (۱) آنتونیو باندراس (۱) رستم و سهراب (۱) نماز در زیر آب (۱) سجده شکر در زیر آب (۱) دانشکده افسری امام علی(ع) (۱) خبرگزاری ایکنا (۱) نثر طنز (۱) قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه (۱) پس از اجابت آب بریزید (۱) زنان در اجتماع (۱) کافی شاپ سنتی (۱) عروسک آمریکایی (۱) جومونگ (۱) شنواره طنز مکتوب (۱) مصاحبه با مهر (۱) 18 دی ماه (۱) مالیات بر ارزش افزوده (۱) کیوسک زنانه مردانه (۱) سوتی املایی (۱) به سطوح آمدن! (۱) دامنه ir (۱) مرکز ثبت دامنه نقطه-آی‌آر (۱) azadiir (۱) ماهایا پطروسیان (۱) بیژن و منیژه (۱) پوست آهو (۱) سید ابراهیم نبوی (۱) سریال حضرت یوسف(ع) (۱) عید غدیر (۱) محمدرضا بایرامی (۱) مرتضی سرهنگی (۱) عاشقانه ناآرام (۱) نقیضه چوپان دروغگو (۱) آیت‌الله طالقانی (۱) تیترهای طنز (۱) امام سید موسی صدر (۱) فریبا عرب‌نیا (۱) علیرضا روشن (۱) کتاب اصل مطلب (۱) ماچ احمدی‌نژاد (۱) پرولتاریا‌های جهان متحد نشوید لطفن (۱) اعتراضات مردمی (۱) پارودی (۱) هفت سنگ (۱) نادر ختایی (۱) سبیل ‌کلفتان (۱) شراره بهار (۱) عکس زنجان (۱) سر به فلک فریادم (۱) گل آقا (۱) دفاع مقدس (۱) شعر کوتاه (۱) ابراهیم نبوی (۱) زادروز (۱) دستگیری (۱) روزنامه همشهری (۱) زنجان (۱) زنان و مردان (۱) چاوز (۱) یهودا (۱) فیلترنت (۱) بهمن هدایتی (۱) امید مهدی نژاد (۱) معمر قذافی (۱) نجف اشرف (۱) مترجم گوگل (۱) سایت گل آقا (۱) سلحشور (۱) فرار مغزها (۱) مشایی (۱) گشت ارشاد (۱) رضا امیرخانی (۱) آشپزخانه (۱) روز کارگر (۱) بروجرد (۱) فیلترنت ملی (۱) پلی تکنیک (۱) طلاق (۱) ممنوعیت (۱) نوآوری و شکوفایی (۱) شادمهر عقیلی (۱) رسانه های دیجیتال (۱) ایسنا (۱) سارا (۱) شعار (۱) گرانی (۱) دلتنگی (۱) وبلاگ (۱) شاهرود (۱) گاز (۱) برق (۱) مخابرات (۱) احمد شاملو (۱) هایکو (۱) ایران (۱) گفتگو (۱) شهید (۱) انتخابات (۱) گاو (۱) کروبی (۱) پست الکترونیکی (۱) تلویزیون (۱) کربلا (۱) تعبیر خواب (۱) غزه (۱) جاسبی (۱) پست (۱) لاریجانی (۱) زبان فارسی (۱) کار تیمی (۱) طنزنویس (۱) زرویی نصرآباد (۱) لرستان (۱) جلد کتاب (۱) کرج (۱) قبرگاه ملائک مقرب خدا (۱) باگت و بربری (۱) فریون مشیری (۱) titricatorir (۱) تیتر طنز (۱) آب تنی شیرین در چشمه (۱) روضه امام حسین(ع) (۱) روضه مینی‌مال (۱) اکبر نبوی (۱) نقد شعر طنز (۱) سارا و باباش (۱) فرمانداری گتوند (۱) خوش خبری (۱) منقل دیجیتال (۱) درباره منوچهر احترامی (۱) شاعر کودک (۱) عکس منوچهر احترامی (۱) طنز حافظ (۱) غائله انتخاباتی حافظ شیرازی (۱) خسرو معتضد (۱) جشنواره طنز مکتوب (۱) داستان دزدی (۱) ترحیم (۱) کتاب شعر عراقی (۱) هایکوواره (۱) مینی‌مال (۱) فاق (۱) سرپروفسور حسنعلی خان مستوفی (۱) جعل تاریخی (۱) ایران و ژاپن (۱) توالت عمومی (۱) سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران (۱) اشتراک فرهنگی (۱) رضا ساکی (۱) رادیو ایران صدا (۱) تخم مرغ چینی (۱) جشنواره‌ وبلاگ‌های طنز (۱) دفتر طنز (۱) پنپ (۱) افزونه ویندوز (۱) سیدکمال‌ دعایی (۱) الا دختر که موهای تو بوره (۱) پیوندها دات آی آر (۱) عقایدالمردمان (۱)
دوستان من سینمای مستند، اندیشه منور / هادی جعفری باران‌دردهان‌نيمه‌باز/ محمود فرجامی غریب تر از بهشت / هادی جعفری يک‌استعداددرک‌نشده/علی زراندوز صدف‌فراهانی‌‌درفوتوبلاگ‌آمینوس منم بلتم بنويسم/ احسان رأفتي عکس‌های‌من‌درسایت‌عکاسی کمی‌تاقسمتی‌جدی/رضارفيع خط‌خطي‌هاي‌ يك حق‌پرست فوتوهایکوی دوم یا شعرنگاره کامران محمدی ِ نسل پنجم چشماش ِ امير اسماعيلي سنگ مهتاب/عليرضا روشن دوبيتی‌های بابابهروز عريان احسان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس عکس‌های من در فوتوپیج مرجان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس سيدمهدی‌شجاعی ِعزيز! فوتوبلاگ نیماافشارنادری آچارفرانسه/ پرویز زاهد سرزمين آفتاب و احترام تایماز‌درفوتوبلاگ‌آمینوس من ‌در فوتوبلاگ‌آمینوس گلنسا / پوپک صابری روزی روزگاری سیاتل ارمغان زمان‌فشمی سیدعلی میرافضلی كبوتر حرم/ رضا کاوند بی‌بی‌گل/ رويا صدر سارا / من و تنهايي وقایع اتفاقیه / ژوبين یک‌نفر تين به‌نام تاها یاد یک درنا افتادم تنظ ِ ارژنگ حاتمي مجله ادبی قابيل سیاه مشق‌ها... ريحانه پارسانيك بوالفضول الشعرا نيک‌آهنگ کوثر دکتر هوهولوهو شمرشناسی کتایون آموزگار شب شکلاتی گليمچه ‌ِ طنز بچه درویش ميزشيپو چه غلطا! نوین نبوی آب و گل ماه آفل دهل تارا بلفی خوابگرد تسنيم راحله بانو چلوکباب ويوا ايتاليا! نسيم صبح سیاه مشق اسدالله امرایی راننده تاکسی گنجشک ناتمام مهدی بوترابی طليعه در چين ساعت‌سردسبز جلیل صفربیگی نقاش خیابان نور مهدي بهرنگ‌راد عقايد سبز بي‌رنگ هادی خورشاهیان يک عکس‌وهزارهايکو دفتر مشق ارتباطات سایه پروانه/ مطهره میز / فاطمه‌ي عزيزم گرگ‌بيابان/هری‌هالر کلاشينکف ديجيتال سرويس وبلاگ ايکنا سرويس وبلاگ ايسنا اسطوره‌‌ی‌ هفتم‌ زمین اين راه بي نهايت/مريم مهديجيتالداتپرشينبلاگ مامان و بابا و دخترشون بگذریم/ نفیسه مرشدزاده عکسبلاگ ساتيار امامي خ مثل خدا / زینب جامعی شب‌های پکن/ مجتباپولو غزلداستان/محسن فرجی هفت‌خط/ شهرام شهيدی کارگاه دیده بی‌خواب/رضوان یک‌پزشک/ علیرضا مجیدی ايمان امروز/ کوروش ضيابري عکس‌های من در فوتودات‌نت مرکز پژوهشی ميراث مکتوب عبیدالله! ِ شاکي/ رضا ساکی ‌محمدنمازی‌درفوتوبلاگ‌آمینوس ورگ/فرهنگ‌وادب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیلان‌ومازندران درمحضرملک‌الموت/جلال‌سميعی بلاگچين/ گلچين‌وبلاگ‌های‌ايرانی درکنارخوشه‌ی‌انگورگوشواره‌های‌تو كوچه‌سيدمهدي‌هاشمي‌ارواحنافداه فوتوبلاگ مهدی شادکار/ Photo-Vision