عباسحسیننژاد
تماس با من
پروفایل من

فوتوهایکو

مرکز مجازی مطالعات ژاپن

دیگر وبلاگ‌های من و ما


پایگاه مطالعات ژاپن صدای چیپس خوردن آدم پشت سری! درقید این کرشمه بمان؛ غیرممکن است! / شعر کوتاه ! درباره عباس حسین نژاد و کار و بار! حال‌وروزنوشت؛ شعر و احساسات! کاوازو(هايكوها و دغدغه هاي ژاپني من!) با همين چشمهاي معمولي / عكاسي هاي من صندلي(وبلاگ طنز) ماه‌تي‌تي؛(علی و سارا كوچولوهاي بابا!) گذشته‌ها گذشته
      و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند! ()
سی‌دی جنيفرلوپز می‌خواهي؟ نویسنده: عباسحسیننژاد - پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٤

 

يک

 

...هرچه می‌نويسم ؛ پنداری دلم خوش نيست ؛
و بيشتر آنچه در اين روزها نبشتم؛ يقين ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش .
ای دوست؛
نه هرچه درست و صواب بود ؛ روا بود که گويند.....
ونبايد که در بحری افکنم خود را که ساحلش به ديد نبود ؛
و چيزها نويسم بی{خود} که چون {وا خود} آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور.
ای دوست می ترسم از مکر سرنوشت .....
حقا ؛ و به حرمت دوستی ؛ که نمی دانم که اين که می‌نويسم راه سعادت است که می‌روم
يا راه شقاوت؟
و حقا که نمی دانم که اين که نبشتم طاعت است يا معصيت؟
کاشکی ؛يکبارگی ؛نادانی شدمی تا ؛ از خود ؛ خلاصی يافتمی!
چون در حرکت وسکون چيزی نويسم ؛ رنجور شوم از آن به غايت!
و چون در معاملت راه خدا چيزی نويسم ؛ هم رنجور شوم ؛
چون احوال عاشقان نويسم نشايد ؛
چون احوال عاقلان نويسم ؛ هم ؛ نشايد؛
و هرچه نويسم هم نشايد ؛
و اگر هيچ ننويسم هم نشايد ؛
و اگر گويم نشايد ؛
و اگر خاموش گردم ؛ هم نشايد ؛
و اگر خاموش گردم ؛ هم نشايد.........


عين القضات
رساله ی عشق

 

صفر

صدقه بدهيد که:(يک عکس)

بابا باكلاس!

سه

کاشان و سفره‌خانه‌ی POWER:(يک عکس)

بابا توريست پذيري!

 دو

  • يکی نبود ... يکی هم که بود، يک‌شب مرد ...
    و قصه داشت بدون يکی ورق می‌خورد ...  حميد

 

  • شبحی که می خندد
  •                        و می گذرد
  •                                       و می خندد.
  • شبحی که به جفت ِ خود می گوید:
  •                                          "عزیزم، زیبا نیست؟".... تارا

 

  • یار ماکسی‌ژوپی من تا کمر
  • چاک ماکسی‌ژوپ را بالا ببر... آرمين و وبلاگ جديد

 

  • خيلی دلم می‌خواهد اين قدر عمر داشته باشم كه اخر و عاقبتت را ببينم... امير هم كه خدا شفاش دهاد!

 

چاهار

 

يك را دوباره بخوانيد! متن را مهدی تجلی در اختيارم گذاشته كه!

 

 

 

لینک      نظرات ()      

دست غيب آمد و برسينه‌ی نامحرم زد بعد محرم شد؟! نویسنده: عباسحسیننژاد - یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٤

 

صفر

سايه‌ات را ببر آن طرف، آفتاب می‌خواهم!

يك

  • استاد استاد! آرام باشيد! نه؟!
  • راه تان را درست می‌رويد؟ دقت كنيد نه؟!
  • استاد استاد! چيزبلدی‌تان را به رخ ما بكشيد هزارتا، چه كار رهگذران كوچه‌ی ارديبهشت داريد؟ نه؟!
  • استاد! دوست داشتن و دوستداشتهشدن ذاتی است نه اكتسابي! نه؟!
  • استاد! اين بچه عطسه کرده فکر کنم صبر آمده، بس می‌كنيد نه؟!

دو

داستانی كه قبلنترها شروع كرده‌بودم و به اينجا رسيده ( من موافق طولانینويسی در وب نيستم اما شايد كسی خواست بيشتر بخواند!):

  • حكايت از آفتابِ نزده‌ي صبح آن روز شروع شد كه چشم نيمه باز و ذهن نيمه بيدارت افتاد به گلدانِ كوچكِ ميناكاري شده‌يِ رويِ قفسه‌يِ كتاب‌هايِ قبل از خوابت و ناخودآگاه با ديدن چيزي آويزان به يكي از غنچه‌هاي مريمِ ديشب آورده‌ات كه برق مي‌زد، چشم‌هايت تا منتهي‌اليه جا داشتن به بالا و پايين باز شد و با احساس درد شديدي در كمر از تخت پريدي و هجوم بردي به سمت قفسه، گلدان، گل‌مريم و غنچه‌يِ كرم و سبز رنگي كه آن شيء براق را جلوي چشمانت نگه‌داشته بود تا ببيني ، بي كه احساس سنگيني كند يا هر احساس ديگري.
  • پايت كرخ شده بود و همان جا نشستي پشت به قفسه‌ي كتاب و تكيه كردي و يادت آمد اولين بارت را كه پاي يك شاخه‌ي مريم را به خانه باز كردي. عطر غريبي فضاي خانه را پيچيده بود و تو خواستي سرعت تنفست هزار بار بيشتر مي‌شد كه هي نفس بكشي مريم را. پرسيدي اين ادكلن را از كجا خريده‌اي؟ و او فقط خنديد و تو هنوز حتي بعد از اينكه انتهاي بيروني دو چشمت سه تا چروك بزرگ برداشته بودند نتوانسته بودي فراموش كني لبخندش را همراه با حركت آرام بسته و باز شدن پلك‌ها كه هجوم عطرش را هي بيشتر مي‌كرد.
  • صداي زنگ تلفن بود كه مسير نگاهت را گرداند در اتاق و بردت به آن روز اواسط مهرماه كه پاييز شاخش را نشان مي‌داد و رهگذرانِ خيس، اخمشان به چهره بود و كشيده بودند به گوشه‌ي پياده‌رو و تو از پنجره‌يِ بازي كه هواي اتاق را كرده بود مثل هواي بيرون، ديدي‌اش كه بي‌اعتنا به آن همه پاييز و باران و بادي كه قطره‌ها را شلاق كرده بود به ديوارها و صورت‌ها، رفت سمت كيوسك تلفن و رعد خفه‌اي با صداي زنگ تلفن همراه شد و تو چشمت را از تماشاي ناودان روي ديوار همسايه‌يِ آن طرف خيابان كه نصفه بود و از وسط راه جويي عمود با قطراتِ گريزان بر ديوار ساخته بود، برداشتي . با حوله دست خيس از بارانت را خشك كردي و گوشي تلفن را كه صداي دورِ باران تويش بود و چند بار الو گفتنت را پاسخ نگرفتي و بي‌آنكه بداني چه حادثه‌اي در راه است ، گذاشتي. پنجره را بستي و صداي باران كم شد. يك دانه قند برداشتي و انداختي توي گلدان كوچك ميناكاري شده‌اي كه يك شاخه مريم تويش بود و هي صداي باران بيشتر شد و تو بلند شدي چاي را ريختي در فنجان و نشستي پشت ميزت و بخار چاي نوكِ بيني‌ات را نم‌ناك كرده بود و آب دهانت داشت روي قند تأثير مي‌گذاشت و هنوز كام اول را از فنجان نگرفته، صداي تلفن دوباره بلند شد. هول شدي و خواستي تلفن را برداري كه دستت خورد به گلدانِ مريم و افتاد و آب ريخت روي قفسه‌ي كتاب و گلدان را برگرداندي و تلفن را برداشتي چند بار الو گفتي ولي فقط صداي باران پاسخت بود و كنجكاو شدي و هيچ نگفتي و گوش كردي و كلماتي كم‌كم شكل گرفت در گوشت؛ آرام وخفيف: باران دارد مي‌آيد باران! مي‌فهمي؟ باران باران! نشمردي ولي آن صداي خفيف و آرام هزاربار تكرار كرده بود باران و باران و باران !
  • صداي بوق فهماندت كه تلفن قطع شده است و آشوبي غريب از دلت شروع شد و به همه‌ي اعضايت رسيد و پايت كرخ شد و نفهميدي چگونه پله‌هاي دو طبقه را پيمودي و پابرهنه دويدي به خيابان ، كنار كيوسكي كه حالا فقط يك گل داودي زرد تويش بود و برداشتي گل را و به اتاق برگشتي خيس خيس.
  •   و تا چند روز بعد هم كه نشمردي چند روز شد، همانطور خيس ماندي و گوش به زنگ تلفن خيره به شاخه مريم كه ديگر نبود و تا هزار تا چاي خوردي و هزار بار پنجره را باز كردي و هزار بار پنجره را بستي و هزار بار به خودت خنديدي و هزار بار گريه كردي و هزار بار نخوابيدي و هزار بار از خواب پريدي و هزار جور فكر كردي و هزار بار مرور كردي آن روز را و هزار بار تلفن زنگ زد و هزار بار شعر خواست خفه‌ات كند و هزار بار در آينه به خودت خيره ماندي و هزار بار توي گوشت پيچيد باران باران مي‌فهمي دارد باران مي‌آيد و هزار بار نفهميدي چطور دويدي توي همان خيابان به سمت كيوسك و هزار بار عابران خنديدند و هزار بار دم پله‌ها نشستي و ... صداي زنگ تلفن !
  • صداي زنگ تلفن بود كه كتاب را پرت كرد و گوشي را برداشتي و هر كدام از كلماتي را كه مي‌شنيدي هزار بار تكرار مي‌شد و ثبت مي‌شد روي قلبت ...

 

سه

اين رستوران در كاشان و نصب دزدگير و سيستم‌های صوتی حرفه‌ای(!) (يك عكس):

 ‌

غذا بدون دزدگير سرو نميشود!

 

 

چاهار

كاشانی اهل ذوق يعنی اين كه روی ديوار باغ‌رستورانش بنويسد (يك عكس):

                              " آب را گل نكنيد "

                                         سهراب سپهری

 

ميفرمايند نكنيد نكنيد ديگه!

 

 

 پنج

 

مدعی خواست که آيد به تماشاگه راز

دست غيب امد و بر سينه‌ی نامحرم زد ...و گفت کجا داداش؟!

 

 

لینک      نظرات ()      

به‌خدا رفته‌بودم سقاخونه دعا کنم/شمعی که نذرکرده‌بودم واسه تو ادا کنم! نویسنده: عباسحسیننژاد - شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٤

 

دو پيش از صفر

اين خبر چيزی شبيه فاجعه است که يک عده با نهايت نادانی يا غرض‌ورزی بيايند و برای شناسائی،نوسازی وبازسازی مسیر حرکت امام زمان (عج) بودجه اختصاص بدهند و به زعم ناراست خود اظهار ارادت کنند به امام زمان مظلوم!

تازه شنيده‌شده يکی از کانديداها خدمت رهبری نظام رفته و گفته که می‌خواهم کابينه‌ای تشکيل بدهم که امام‌زمان وقتی تشريف آوردند مشکلی برای کابينه نداشته‌باشند (!!!!!!!) و جواب دريافت کرد که شما کابينه‌ی خودتان را تشکيل بدهيد امام زمان کابينه‌ی خودش را تشکيل خواهد داد.

يک پيش از صفر

در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که معلوم نيست چه خبر است! دوستی می‌گفت رفته‌بودم برای ارائه‌ی طرحی به فرهنگسرايی (مثلن فرهنگسرای اقوام ) و با يکی از مسوولين آنجا ( مثلن معاون فرهنگسرا) درباره‌ی طرح که اسمش «عطر خورشيد» بود صحبت کردم و ايشان معتقد بود «عطر خورشيد» کلمه‌ی «قبيحي» است مثل «صندلی داغ» و من که سرخ شده‌بودم کلی توضيح دادم که قبيح يعنی زشت و ناپسند و آخر معلوم شد که ايشان فکر می‌کردند قبيح يعنی زيبا(!!!)

و رييس فرهنگسرا قبل از مذاکره می‌گفتند اين معاون ما بچه‌ی خوش‌فکری است روز اولی که اينجا آمده‌بود روزه‌بوده!

ببينيد فرهنگ مملکت در اسارت چه کسانی افتاده‌است!

 

نيم پيش از صفر

نجوانه

وبلاگ نجوانه هم به راه افتاد حتمن به اين وبلاگ سر بزنيد

 

صفر

ايستاده‌اي كنار پنجره‌ي خاموش نيمه‌شب ارديبهشت!

خيره به آسمان بي‌ستاره‌ي پر ابر و صداي كارون ، كه مي‌آيد و مي‌بردت به دورِ خاطرات و آواز آن شب زمستانيِ كلاه و برف و گريه!

چقدر خيابان يخ زده شيرين است دست‌هاي گره خورده!

چقدر برف صميمي است وقتي كه مي‌بارد و مي‌بارند بر دستانت و چشمانت!

چقدر خوب است ترس افتادن و دستاويزي معصوم براي آويختن به عشق و آن گام‌هاي مطمئن!

خيره ايستاده‌اي كنار پنجره‌ي خاموش و گريه كه مي‌فشرد قلبت را توي دست‌هاي باراني كه نيامده است و دوستيِ هزار ساله‌اي كه هزار ساله‌تر شده ...

و ارديبهشتِ نيمه شب به بوي عطر غريبي، شمال شده و جنوب به پرواز در آمده ..!

 گريه نكن! باشد؟

 

يک

هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست ؛ فدای قامتت(يک عکس)

غم عشقت خيابان پرورم كرد!

 

 

لینک      نظرات ()      

صدا كن مرا ، ادای تو خوب است! نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٤

 

 

صفرُمن

 

  • گرامی باد ياد و نام طنزپرداز فهيم و بزرگ؛ كيومرث صابری فومنی(گل‌آقا) 
  • مصاحبه‌ی من با ابوالفضل زرويی نصرآباد را  با عنوان كيومرث صابری فومنی ملت ايران در ويژه‌نامه گل‌آقای روزنامه ايران روز يكشنبه يازده ارديبهشت بخوانيد

 

اولن!

 

ديدار ما به وقتِ گريه و آشوبِ ابرِ بعدازظهر

در برگ‌رقصانی ارديبهشتِ باد! 

 

 

دُيُّمن

استفاده از تكنولوژی را ببينيد تا كجاها پيش رفته‌است در اين تاكسی مجهز به CDROM در گرگان( يك عكس)

 

 

 

سيُّمن

اين داستان خيلی وقت است كه شروع شده‌است  و هنوز ادامه دارد و هنوز  هم اسم ندارد:

 

حكايت از آفتابِ نزده‌ي صبح آن روز شروع شد كه چشم نيمه باز و ذهن نيمه بيدارت افتاد به گلدانِ كوچكِ ميناكاري شده‌يِ رويِ قفسه‌يِ كتاب‌هايِ قبل از خوابت و ناخودآگاه با ديدن چيزي آويزان به يكي از غنچه‌هاي مريمِ ديشب آورده‌ات كه برق مي‌زد، چشم‌هايت تا منتهي‌اليه جا داشتن به بالا و پايين باز شد و با احساس درد شديدي در كمر از تخت پريدي و هجوم بردي به سمت قفسه، گلدان، گل‌مريم و غنچه‌يِ كرم و سبز رنگي كه آن شيء براق را جلوي چشمانت نگه‌داشته بود تا ببيني ، بي كه احساس سنگيني كند يا هر احساس ديگري.

پايت كرخ شده بود و همان جا نشستي پشت به قفسه‌ي كتاب و تكيه كردي و يادت آمد اولين بارت را كه پاي يك شاخه‌ي مريم را به خانه باز كردي. عطر غريبي فضاي خانه را پيچيده بود و تو خواستي سرعت تنفست هزار بار بيشتر مي‌شد كه هي نفس بكشي مريم را. پرسيدي اين ادكلن را از كجا خريده‌اي؟ و او فقط خنديد و تو هنوز حتي بعد از اينكه انتهاي بيروني دو چشمت سه تا چروك بزرگ برداشته بودند نتوانسته بودي فراموش كني لبخندش را همراه با حركت آرام بسته و باز شدن پلك‌ها، كه هجوم عطرش را هي بيشتر مي‌كرد...

 

 

 

چاهارُمن

 

كوچه‌ی خيلی شيرين! ( يك عكس)

كوچه‌ی خيلی شيرين!

 

 

پنجمن

 

 چشمانت آخرين ساحل بنفشه‌ است!

نزار قباني

 

 

لینک      نظرات ()      

شاه شمشادقدان قدش چقدره؟ نویسنده: عباسحسیننژاد - دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٤

 

صفر يعنی

 

حالا كه اين طور شد نمی‌گذارم هيچ طور ديگري بشود!

 

يك يعني

 

دشمن اگه هزار هزار

فشنگاشون قطار قطار

خودم ميام می‌كشمت!!

 

دو يعنی

 

دور گردون گر دوروزي برمراد ما نگشت

به قول عمران صلاحي : پاي لقش!!

 

سه يعنی

 

باران شديد می‌باريد. سرتاپاي ريزعلي خيس شده بود. گوشش را چسباند به ريل . قطار داشت نزديك می‌شد. پيراهنش را مثل همان سالها پيش درآورد . نفت فانوسش را خالي كرد روي پيراهن و مثل همان سالها پيش به طرز معجزهآسايي پيراهن آتش گرفت . قطار خيلي نزديك شده بود. ريزعلي با تمام قدرت پيراهن گر گرفته را دور سرش ميچرخاند. لوكوموتيوران با ديدين آتشي از دور ياد اتفاق سال ها پيش افتاد. ترمز قطار را كشيد. قطار با سر و صداي زيادي متوقف شد.لوكوموتيوران و مسافران سراسيمه به بيرون ريختند. برقي در چشمان ريزعلي درخشيد. به ميان جمعيت رفت و برگه‌هاي انتخاباتي كانديداي رياست جمهوري آقاي...(1)  را بين مسافران توزيع كرد!

 

(1) اين اسم بعد از انتخابات و در صورت انتخاب نشدن كانديداي موردنظر افشا ميشود كه!

 

چاهار يعنی

 

آآآآآآآآرش بی تو سردمه

اي عشق من!

 

پنج يعني

 

هفت‌سنگ در سال سوم با انرژي بيشتري دارد به كار خودش ادامه می‌دهد.

مجموعه كارهاي من در هفت سنگ:

  •  عکس‌های سفر به دره‌ی بسيار زيبای گردو اينجا
  • عکس‌های شکوفه‌های بهاری  با عنوان غنچه سوار می‌رسد در اينجا
  • مجموعه نوشتار درباره‌ی هايکو شعر ژاپنی:
  • هايکو؛ سبز، زرد، سفيد! در اينجا
  • هايكو؛ شكوفه‌ی ماه بر سرشاخه‌های درخت توت! در اينجا

التفاتی که شراره بهار به مجموعه کارهای نوشتاری و عکاسی من دارد جای سپاس بليغ است!

 

 

 

لینک      نظرات ()      

بيا برويم دنبالشان! نویسنده: عباسحسیننژاد - جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٤

 

 

 

او می‌رود دامن‌كشان!

 

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر در ضایعه‌ی وفات مشدی چاوز! کامنتیکاتور /دعای احمدی نژاد و آمین لاریجانی! کامنتیکاتور/ حال مزاجی ریال خوب نیست! در گرانی نان و زیاده‌گویی باگت و لایک پیراشکی /کامنتیکاتور ـ 2 محمودرضا خاوری و یه دلش که می‌گه بره نره؟ و شروع کامنتیکاتور! یک رباعی کوتاهی ـ بلندی! دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ تعبیر خواب در روزگار گرانی! یک سایت ایرانی رکورددار داشتن تعداد بیشترین دامنه در جهان شد! شخصیت داشته باش و روی پل پارک نکن! - عکس
کلمات کلیدی وبلاگ طنز (٤٥) عکس طنز (٢٧) عکس (٢٥) طنز غیر عمد (٢٠) شعر طنز (۱٦) عباس حسین نژاد (۱٥) آگهی (۱۱) داستان مینی مال (٩) ابوالفضل زرویی نصرآباد (٦) فوتوکاتور (٦) داستان طنز (٥) عکس دیوارنوشته (٥) کامنتیکاتور (٤) منوچهر احترامی (٤) نقیضه (۳) جمله قصار (۳) احمدی‌نژاد (۳) شعر عباس حسین نژاد (۳) بهروز سنگانی (۳) شعر حافظ (٢) ماهوما (٢) هزل غیرعمد (٢) آگهی طنز (٢) شابدولعظیم (٢) ازدواج (٢) تهران (٢) ژاپن (٢) سوتی (٢) یانگوم (٢) محسن نامجو (٢) گرگان (٢) مهدی بوترابی (٢) استاد دلنشین شالی (٢) احمدی نژاد (٢) علی معلم دامغانی (٢) تیتریکاتور (٢) علیرضا هاشمی نیا (٢) تنها مرد مدافع حقوق زنان (٢) تولد سارا (٢) عکس گشت ارشاد (٢) مرگ منوچهر احترامی (٢) توی ده شلمرود / حسنی دیگه تنها شد (۱) حسن دنده به دنده (۱) عکس کربلا (۱) مزدوران ایرانی در عراق (۱) دُرّ نجف ِ چینی (۱) کتایون ریاحی در عراق (۱) خبر طنز (۱) شعار انقلابی (۱) مدیر عامل پست (۱) پادشاه عمان (۱) نوکنده (۱) خسرو فرهاد (۱) سیندرلا در کرمانشاه (۱) خاوری (۱) رباعی طنز (۱) ترکیب طنز (۱) ناصر فیض (۱) شعر کوچه‌ها، کوچ بزرگ (۱) کوی دانشگاه تهران (۱) حمید برزویی (۱) مینی مال فرهنگی اجتماعی پلیسی ایرانی (۱) بگومگو (۱) کلاس کاریکاتور (۱) مرکز مجازی مطالعات ژاپن (۱) طنز مشایی (۱) عکس مشایی (۱) marina cano (۱) ژ-3 (۱) بیمارستان عرفان (۱) گل‌های باغ خداوند (۱) کوفت (۱) اغراق ایرانی (۱) جرثقیل؛ خرثقیل (۱) آنتونیو باندراس (۱) رستم و سهراب (۱) نماز در زیر آب (۱) سجده شکر در زیر آب (۱) دانشکده افسری امام علی(ع) (۱) خبرگزاری ایکنا (۱) نثر طنز (۱) قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه (۱) پس از اجابت آب بریزید (۱) زنان در اجتماع (۱) کافی شاپ سنتی (۱) عروسک آمریکایی (۱) جومونگ (۱) شنواره طنز مکتوب (۱) مصاحبه با مهر (۱) 18 دی ماه (۱) مالیات بر ارزش افزوده (۱) کیوسک زنانه مردانه (۱) سوتی املایی (۱) به سطوح آمدن! (۱) دامنه ir (۱) مرکز ثبت دامنه نقطه-آی‌آر (۱) azadiir (۱) ماهایا پطروسیان (۱) بیژن و منیژه (۱) پوست آهو (۱) سید ابراهیم نبوی (۱) سریال حضرت یوسف(ع) (۱) عید غدیر (۱) محمدرضا بایرامی (۱) مرتضی سرهنگی (۱) عاشقانه ناآرام (۱) نقیضه چوپان دروغگو (۱) آیت‌الله طالقانی (۱) تیترهای طنز (۱) امام سید موسی صدر (۱) فریبا عرب‌نیا (۱) علیرضا روشن (۱) کتاب اصل مطلب (۱) ماچ احمدی‌نژاد (۱) پرولتاریا‌های جهان متحد نشوید لطفن (۱) اعتراضات مردمی (۱) پارودی (۱) هفت سنگ (۱) نادر ختایی (۱) سبیل ‌کلفتان (۱) شراره بهار (۱) عکس زنجان (۱) سر به فلک فریادم (۱) گل آقا (۱) دفاع مقدس (۱) شعر کوتاه (۱) ابراهیم نبوی (۱) زادروز (۱) دستگیری (۱) روزنامه همشهری (۱) زنجان (۱) زنان و مردان (۱) چاوز (۱) یهودا (۱) فیلترنت (۱) بهمن هدایتی (۱) امید مهدی نژاد (۱) معمر قذافی (۱) نجف اشرف (۱) مترجم گوگل (۱) سایت گل آقا (۱) سلحشور (۱) فرار مغزها (۱) مشایی (۱) گشت ارشاد (۱) رضا امیرخانی (۱) آشپزخانه (۱) روز کارگر (۱) بروجرد (۱) فیلترنت ملی (۱) پلی تکنیک (۱) طلاق (۱) ممنوعیت (۱) نوآوری و شکوفایی (۱) شادمهر عقیلی (۱) رسانه های دیجیتال (۱) ایسنا (۱) سارا (۱) شعار (۱) گرانی (۱) دلتنگی (۱) وبلاگ (۱) شاهرود (۱) گاز (۱) برق (۱) مخابرات (۱) احمد شاملو (۱) هایکو (۱) ایران (۱) گفتگو (۱) شهید (۱) انتخابات (۱) گاو (۱) کروبی (۱) پست الکترونیکی (۱) تلویزیون (۱) کربلا (۱) تعبیر خواب (۱) غزه (۱) جاسبی (۱) پست (۱) لاریجانی (۱) زبان فارسی (۱) کار تیمی (۱) طنزنویس (۱) زرویی نصرآباد (۱) لرستان (۱) جلد کتاب (۱) کرج (۱) قبرگاه ملائک مقرب خدا (۱) باگت و بربری (۱) فریون مشیری (۱) titricatorir (۱) تیتر طنز (۱) آب تنی شیرین در چشمه (۱) روضه امام حسین(ع) (۱) روضه مینی‌مال (۱) اکبر نبوی (۱) نقد شعر طنز (۱) سارا و باباش (۱) فرمانداری گتوند (۱) خوش خبری (۱) منقل دیجیتال (۱) درباره منوچهر احترامی (۱) شاعر کودک (۱) عکس منوچهر احترامی (۱) طنز حافظ (۱) غائله انتخاباتی حافظ شیرازی (۱) خسرو معتضد (۱) جشنواره طنز مکتوب (۱) داستان دزدی (۱) ترحیم (۱) کتاب شعر عراقی (۱) هایکوواره (۱) مینی‌مال (۱) فاق (۱) سرپروفسور حسنعلی خان مستوفی (۱) جعل تاریخی (۱) ایران و ژاپن (۱) توالت عمومی (۱) سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران (۱) اشتراک فرهنگی (۱) رضا ساکی (۱) رادیو ایران صدا (۱) تخم مرغ چینی (۱) جشنواره‌ وبلاگ‌های طنز (۱) دفتر طنز (۱) پنپ (۱) افزونه ویندوز (۱) سیدکمال‌ دعایی (۱) الا دختر که موهای تو بوره (۱) پیوندها دات آی آر (۱) عقایدالمردمان (۱)
دوستان من سینمای مستند، اندیشه منور / هادی جعفری باران‌دردهان‌نيمه‌باز/ محمود فرجامی غریب تر از بهشت / هادی جعفری يک‌استعداددرک‌نشده/علی زراندوز صدف‌فراهانی‌‌درفوتوبلاگ‌آمینوس منم بلتم بنويسم/ احسان رأفتي عکس‌های‌من‌درسایت‌عکاسی کمی‌تاقسمتی‌جدی/رضارفيع خط‌خطي‌هاي‌ يك حق‌پرست فوتوهایکوی دوم یا شعرنگاره کامران محمدی ِ نسل پنجم چشماش ِ امير اسماعيلي سنگ مهتاب/عليرضا روشن دوبيتی‌های بابابهروز عريان احسان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس عکس‌های من در فوتوپیج مرجان‌درفوتوبلاگ‌آمینوس سيدمهدی‌شجاعی ِعزيز! فوتوبلاگ نیماافشارنادری آچارفرانسه/ پرویز زاهد سرزمين آفتاب و احترام تایماز‌درفوتوبلاگ‌آمینوس من ‌در فوتوبلاگ‌آمینوس گلنسا / پوپک صابری روزی روزگاری سیاتل ارمغان زمان‌فشمی سیدعلی میرافضلی كبوتر حرم/ رضا کاوند بی‌بی‌گل/ رويا صدر سارا / من و تنهايي وقایع اتفاقیه / ژوبين یک‌نفر تين به‌نام تاها یاد یک درنا افتادم تنظ ِ ارژنگ حاتمي مجله ادبی قابيل سیاه مشق‌ها... ريحانه پارسانيك بوالفضول الشعرا نيک‌آهنگ کوثر دکتر هوهولوهو شمرشناسی کتایون آموزگار شب شکلاتی گليمچه ‌ِ طنز بچه درویش ميزشيپو چه غلطا! نوین نبوی آب و گل ماه آفل دهل تارا بلفی خوابگرد تسنيم راحله بانو چلوکباب ويوا ايتاليا! نسيم صبح سیاه مشق اسدالله امرایی راننده تاکسی گنجشک ناتمام مهدی بوترابی طليعه در چين ساعت‌سردسبز جلیل صفربیگی نقاش خیابان نور مهدي بهرنگ‌راد عقايد سبز بي‌رنگ هادی خورشاهیان يک عکس‌وهزارهايکو دفتر مشق ارتباطات سایه پروانه/ مطهره میز / فاطمه‌ي عزيزم گرگ‌بيابان/هری‌هالر کلاشينکف ديجيتال سرويس وبلاگ ايکنا سرويس وبلاگ ايسنا اسطوره‌‌ی‌ هفتم‌ زمین اين راه بي نهايت/مريم مهديجيتالداتپرشينبلاگ مامان و بابا و دخترشون بگذریم/ نفیسه مرشدزاده عکسبلاگ ساتيار امامي خ مثل خدا / زینب جامعی شب‌های پکن/ مجتباپولو غزلداستان/محسن فرجی هفت‌خط/ شهرام شهيدی کارگاه دیده بی‌خواب/رضوان یک‌پزشک/ علیرضا مجیدی ايمان امروز/ کوروش ضيابري عکس‌های من در فوتودات‌نت مرکز پژوهشی ميراث مکتوب عبیدالله! ِ شاکي/ رضا ساکی ‌محمدنمازی‌درفوتوبلاگ‌آمینوس ورگ/فرهنگ‌وادب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیلان‌ومازندران درمحضرملک‌الموت/جلال‌سميعی بلاگچين/ گلچين‌وبلاگ‌های‌ايرانی درکنارخوشه‌ی‌انگورگوشواره‌های‌تو كوچه‌سيدمهدي‌هاشمي‌ارواحنافداه فوتوبلاگ مهدی شادکار/ Photo-Vision